تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
پس مر ايشان را هميشه عاكفيم * در عبادت حاضريم و واقفيم
گفت آيا بشنوند ايشان كلام * چون كه ايشان را بخوانيد از مقام
يا كه نفعى ميرسانند از وفا * دفع ضرّى يا نمايند از شما

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 74 تا 86 ]

قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ ( 74 ) قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ ( 75 ) أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ( 76 ) فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلاَّ رَبَّ الْعالَمِينَ ( 77 ) الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ( 78 ) وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ ( 79 ) وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ( 80 ) وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ( 81 ) وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ( 82 ) رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ( 83 ) وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ( 84 ) وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ( 85 ) وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ ( 86 ) گفتند بلكه يافتيم پدرانمان را كه همچنين ميكردند ( 74 ) گفت آيا ديده‌ايد آنچه را هستيد كه ميپرستيد ( 75 ) شما پدرانتان كه پيشينيانند ( 76 ) پس بدرستى كه ايشان دشمنند مرا جز پروردگار جهانيان ( 77 ) آنكه آفريد مرا پس او هدايت مىكند مرا ( 78 ) و آنكه او ميخوراند مر او مىآشاماند مرا ( 79 ) و چون بيمار شوم پس او شفا ميدهد مرا ( 80 ) و آنكه ميميراند مرا پس زنده مىكند مرا ( 81 ) و آنكه طمع دارم كه بيامرزد مرا گناهانم را روز جزا ( 82 ) پروردگار من عطا كن مرا حكمى و در رسان مرا بشايستگان ( 83 ) و بگردان مر مرا زبان راستى در آخر آن ( 84 ) و بگردان مرا از وارثان بهشت با ناز و نعمت ( 85 ) و بيامرز پدر مرا بدرستى كه او بود از گمراهان ( 86 )
مىبگفتند اين نباشد باليقين * يافتيم آباء خود ليك اندر اين
مىپرستيدند يعنى اين بتان * ما بر ايشانيم تابع بىگمان
گفت ابراهيم آيا ديده‌ايد * ميپرستيد آنچه را بيعقل و ديد
وانچه بود آبائتان را اختيار * بر من اعدايند جز پروردگار
دشمنم يعنى من ايشان را زياد * زانكه نبود حبّ و بغضى در جماد
حبّ آن كو آفريديم بر سزاست * پس خود او بنمود بر من راه راست
وانكه او بر من دهد رزق كلو * هم طعام و هم شرابم هست ازو
چون شوم بيمار او بدهد شفا * چون بميرم زنده پس سازد مرا
وانكه ز او دارم اميد مغفرت * روز محشر از خطا بيمعذرت
رب هب لى يعنى اى پروردگار * ده مرا حكمى بدين استوار
هم نما ملحق مرا با صالحين * انبياى رستگار پاك دين
مىبگردان بهر من نطقى براست * در جهان از نام نيكو گر بجاست
كن بلند آوازه‌ام در روزگار * اندر آنها كز پى آيند آشكار
هم نما از وارثان جنتم * دار يعنى بر ثواب و طاعتم
هم بيامرزم پدر را در امان * عم من يعنى كه بود از گمرهان
يعنى او را رهنمايى كن بدين * تا نباشد از گروه مشركين
بعد فوت عمش ار كرد اين دعا * بوده او مؤمن همانا در خفا
زانكه غفران بهر مشرك خواستن * انبيا را نيست در خور بىسخن

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 87 تا 104 ]

وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ( 87 ) يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ ( 88 ) إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 89 ) وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ( 90 ) وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ ( 91 ) وَ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ ( 92 ) مِنْ دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِرُونَ ( 93 ) فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ ( 94 ) وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ( 95 ) قالُوا وَ هُمْ فِيها يَخْتَصِمُونَ ( 96 ) تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 97 ) إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 98 ) وَ ما أَضَلَّنا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ ( 99 ) فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ ( 100 ) وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ( 101 ) فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 102 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ( 103 ) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 104 ) و رسوا مگردان روزى كه برانگيخته ميشوند ( 87 ) روزى كه نفع نميدهد مال و نه پسران ( 88 ) مگر كسى كه آمد خدا را با دلى درست ( 89 ) و نزديك گردانيده شد بهشت براى پرهيزگاران ( 90 ) و ظاهر شد دوزخ از براى گمراهان ( 91 ) و گفته شد مر ايشان را كه كجاست آنچه بوديد ميپرستيد ( 92 ) از غير خدا آيا يارى ميكنند شما را يا يارى ميدهند ( 93 ) پس بر وى افكنده شوند در آن ايشان و گمراهان ( 94 ) و لشگرهاى شيطان همه ( 95 ) گفتند و ايشان در آن خصومت ميكردند ( 96 ) به خدا قسم كه هر آينه ما بوديم در گمراهى آشكار ( 97 ) هنگامى كه