در بيان تكذيب نمودن هود عليه السلام را قوم او
همچنين تكذيب كردند از عناد * مرسلين را بىتأمل قوم عاد
چون برادرشان بگفت اعنى كه هود * از خدا آيا نترسيد و حدود
من رسولم از خداوند رفيع * پس بترسيد و شويد از من مطيع
من نخواهم از شما مزدى يقين * هست مزدم با خداى عالمين
بر بلنديها كنيد آيا بنا * خانهها لغو و عبث بىاقتضا
حوضهاى آب ميگيريد سخت * يا قصور و باغهاى پر درخت
گوئيا باشيد جاويد اندران * سختگيرى پس نموديد اى سران
سختگيريهاى جبّارين بخلق * بىشفقّت چون سگى كافتد بدلق
پس بترسيد از خدا و پيروى * هم كنيد از من بوجه مستوى
مىبترسيد از خداوند احد * كه شما را كرده از هر ره مدد
آن مددها را شما دانيد هين * كه نمود او خود بانعام و بنين
بوستانها چشمههاى پر ز آب * بر شما ترسم من از يوم عذاب
قوم گفتندش مساوى نزد ما * گفتن و ناگفتنت شد وعظها
اينكه بپرستيم ما خود اين بتان * نيست غير از عادت پيشينيان
ما بعادتها معذّب نيستيم * پس ورا دادند بر تكذيب بيم
پس نموديم آن جماعت را تباه * اندر اين باشد نشانيها به راه
بيشتر ز ايشان نبودند از يقين * بر خدا و بر رسول از مؤمنين
غالب است و مهربان پروردگار * بر عذاب و بر ثواب خصم و يار
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 141 تا 159 ]
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ( 141 ) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ ( 142 ) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ( 143 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 144 ) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ( 145 )
أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ ( 146 ) فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 147 ) وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ ( 148 ) وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ ( 149 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 150 )
وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ( 151 ) الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ ( 152 ) قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ( 153 ) ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 154 ) قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ( 155 )
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 156 ) فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ ( 157 ) فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ( 158 ) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 159 )
تكذيب كردند ثمود مرسلان را ( 141 )
چون گفت مر ايشان را برادرشان صالح آيا نمىپرهيزيد ( 142 )
بدرستى كه منم مر شما را رسولى امين ( 143 )
پس بترسيد از خدا و فرمانبريد مرا ( 144 )
و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزدم مگر بر پروردگار جهانيان ( 145 )
آيا وا گذاشته ميشويد در آنچه هست آنجا مؤمنان ( 146 )
در بوستانها و چشمهها ( 147 )
و زرعها و نخلى كه شكوفهاش لطيف است ( 148 )
و ميتراشيد از كوهها خانهها ماهران ( 149 )
پس بترسيد از خدا و فرمانبريد مرا ( 150 )
و اطاعت مكنيد امر اسرافكنندگان را ( 151 )
آنان كه افساد ميكنند در زمين و اصلاح ميكنند ( 152 )
گفتند جز اين نيست كه تويى از سحر بسيار كرده شدگان ( 153 )
نيستى تو انسانى مگر مانند ما پس بياور آيتى اگر هستى از راستگويان ( 154 )
گفت اين است ناقه مر آن راست آب خورش و مر شما راست آب خورش روزى معين ( 155 )
و مس مكنيدش ببدى پس بگيرد شما را عذاب روزى بزرگ ( 156 )
پس پى كردند او را پس گرديدند پشيمانان ( 157 )
پس گرفت ايشان را عذاب بدرستى كه در آن هر آينه آيتى است و نباشند اكثرشان گروندگان ( 158 )
و بدرستى كه پروردگار تو هر آينه اوست غالب مهربان ( 159 )
در بيان تكذيب نمودن صالح عليه السلام را قوم او
هم ثمود آمد بتكذيب رسل * چون ز گمراهان بدند از جزء و كل
گفت چون صالح برادرشان بجا * مىنترسيد ايچ آيا از خدا
من رسولى بس امينم فاتقوا * پيروى از من كنيد ايدون نكو
از شما مزدى نخواهم من بر آن * هست مزدم با خداى مستعان