تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
ما هر آينه مائيم غلبه كنندگان ( 44 ) پس انداخت موسى عصايش را پس آن گاه آن مىربود آنچه را مينمودند بدروغ ( 45 ) پس در افكنده شدند ساحران سجده كنندگان ( 46 ) گفتند گرويديم بپروردگار جهانيان ( 47 ) پروردگار موسى و هارون ( 48 ) گفت آيا ايمان آورديد مر او را پيش از آنكه دستورى دهم شما را بدرستى كه آن بزرگ شماست كه آموخته است شما را سحر پس هر آينه زود باشد كه بدانيد هر آينه خواهم بريد دستهاتان را و پاهاتان را از خلاف يكدگر و هر آينه بردار خواهم كرد شما را همه ( 49 ) گفتند نيست باكى بدرستى كه ما بسوى پروردگارمان بازگشت كنندگانيم ( 50 ) بدرستى كه ما طمع داريم كه بيامرزد ما را پروردگار ما گناهانمان را كه هستيم اول مؤمنان از قوم فرعون باحضار ( 51 )

ايمان آوردن ساحران بموسى عليه السلام

گفت موسى ساحران را كافكنيد * آنچه را افكنده‌گانيد از اميد
پس فكندند آن رسنها و عصا * كه بد از سيماب پر در آن فضا
پس بخوردند اين قسم در نوبتش * كه بفرعون و علوّ و عزّتش
اين زمان انّا لنحن الغالبون * موسى و هارون شوند از ما زبون
موسى از كف در فكند آن دم عصا * آمد اندر جنبجو شد اژدها
خورد آنچه كرده بودند از فسون * از بيان تلقف ما يا فكون
ساحران بر ره فتادى ساجدين * قالوا آمنّا بربّ العالمين
ربّ موسى ربّ هارون كه بما * رهنما گشتند بر راه هدى
چون شنيد اين خواست فرعون از شتاب * ساحران را گفت از روى عتاب
بگرويديد ايچ آيا پيش از آن * كه دهم رخصت شما را من عيان
مر شما را او بزرگ و مهتر است * بر شما آموخت سحرى كاظهر است
پس بدانيد اين شما باشد بزود * چه عقوبت بازتان خواهم نمود
مىببرم دست و پاتان از خلاف * هم بدار آويزم از اين اعتساف
جاودان گفتند نبود ضرّ و بيم * ما بربّ خويش برگردنده‌ايم
ما طمع داريم آمرزش ز حق * كه ز ما بخشد گناه ما سبق
كه بديم از فرقه فرعونيان * اوليم اينك بحقّ از مؤمنان
پس زدند آن حق پرستان را بدار * بهرشان بگريست موسى زار زار
جايشان را پس بموسى حق نمود * زان تسلى يافت قلب آن ودود
سالها دعوت نمود از آن گروه * آمد از طغيانشان تا بر ستوه

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 52 تا 62 ]

وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ( 52 ) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ ( 53 ) إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ( 54 ) وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ ( 55 ) وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ ( 56 ) فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 57 ) وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ ( 58 ) كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ ( 59 ) فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ ( 60 ) فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ( 61 ) قالَ كَلاَّ إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 62 ) و وحى كرديم بموسى كه بشب ببر بندگان مرا بدرستى كه شمائيد از پى رفته شدگان ( 52 ) پس فرستاد فرعون در شهرها جمع كنندگان ( 53 ) بدرستى كه اينها هر آينه فرقهء باشند اندك ( 54 ) و بدرستى كه ايشان مر ما را بخشم آورندگانند ( 55 ) و بدرستى كه ما همه‌ايم آمادگان يا حزم دارندگان ( 56 ) پس بيرون كرديمشان از بوستانها و چشمه‌سارها ( 57 ) و كنجها و جاى خوب ( 58 ) همچنين و بميراث داديم آن را بنى اسرائيل ( 59 ) پس از پى رفتند ايشان طلوع دريافتگان ( 60 ) پس چون ديدند يكدگر را آن دو جماعت گفتند اصحاب موسى بدرستى كه ما هر آينه دريافته‌شده‌گانيم ( 61 ) گفت نه چنين است بدرستى كه مهربانست پروردگارم به زودى راه نمايد مرا ( 62 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 525 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه