ميخواند مرا آن كسى را كه ضررش نزديكتر است از نفعش هر آينه بد خداوند كاريست و هر آينه بد معاشريست ( 13 )
اندر آن خالى كه پيچيده بود * گردن از كبرش نه بر وجه خرد
تا نمايد گمره از راه خداى * مردمان را هم ز عقل و دين جداى
خوارى دنياست او را بىحساب * هم چشانيمش بمحشر از عذاب
مىبگوئيم اين عذاب پر ز دود * دستهايت پيش بفرستاده بود
گشته بر وى يعنى افعالت سبب * از تو باشد گر رسد پيشت تعب
نيست استمكاره حق بر بندگان * بدرود هر كشتهء خود را عيان
باشد از مردم كسى كز ضيق ظرف * ميپرستد او خدا را محض حرف
خواند او را با زبان نز قلب و جان * تا چه باشد خواندن از محض لسان
پس نباشد تا كه بر وى مشتبه * ان اصابه خير اطمأن به
يعنى ار خيرى رسد بر وى پديد * پس به او آرام گيرد بى ز ديد
فتنهاى ور يابد از فقر و مرض * رو بگرداند ز كل ما فرض
در دو دنيا شد زيانكار و يقين * اين مر او را هست خسرانى مبين
ميپرستد جز حق او چيزى كه هيچ * ضرّ و نفعى نيستش زو در بسيج
اين پرستيدن ضلالى بس بعيد * باشد او را تا بدانند اين بعيد
خواند آن را كه زيانش بهر وى * باشد اقرب ز انتفاعش پى بپى
هست بد يارى مر او را در جهان * هم معاشر يا قرينى بد نشان
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 14 تا 18 ]
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ ( 14 ) مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ ( 15 ) وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ ( 16 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ( 17 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ( 18 )
بدرستى كه خدا در ميآورد آنان را كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته در بهشتهايى كه ميرود از زير آنها نهرها بدرستى كه خدا مىكند آنچه ميخواهد ( 14 )
كسى كه باشد كه گمان برد كه هرگز يارى نخواهد كرد او را خدا در دنيا و آخرت پس بگو كه دراز كند ريسمانى بر آسمان پس قطع كند پس نظر كند كه آيا ميبرد حيلهاش آنچه را بخشم ميارد ( 15 )
و همچنين فرو فرستاديم آن را آيتهاى روشن و بدرستى كه خدا هدايت مىكند آن كسى را كه ميخواهد ( 16 )
بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند و آنان كه يهود شدند و صائبان و ترسايان و گبران و آنان كه شرك آوردند بدرستى كه خدا حكم مىكند ميانشان روز قيامت بدرستى كه خدا بر همه چيز گواه است ( 17 )
آيا نديدى كه خدا سجده مىكند مر او را هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است و آفتاب و ماه و ستارگان و كوهها و درخت و جنبندگان و بسيارى از مردمان و بسيارى ثابت شد بر او عذاب و كسى را كه خوار كند خدا پس نيست مر او را هيچ عزيز دارنده بدرستى كه خدا مىكند آنچه ميخواهد ( 18 )
حق در آرد مؤمنانرا در جنان * وانكه كرده كار نيكو در جهان
بوستانها كه مر آنها را ز زير * ميرود جوهاى آب اندر مسير
مىكند آن را كه ميخواهد خدا * يفعل اللَّه ما يريد و ما يشاء
هر كرا هست اين گمان اندر خفا * كه نباشد يار پيغمبر خدا
هم نبدهد يارى او را در دو كون * آن چنان كه وعده داد او را بعون
يا كه اين باشد گمان كه رازقش * نيست رزاق العباد از سابقش
بايد آويزد بسقف خانه او * ريسمانى پس ببندد بر گلو
بكشد آن را قطع تا گردد نفس * وا رهد جانش از اين ننگين قفس
پارهاى گويند يعنى زان رسن * بر فلك بالا رود اندر ز من
تا نمايد دفع نصرت از رسول * يا كند در رزق خود جهد آن فضول
پس ببيند كيد او آيا برد * آنچه حقش در مشيت پرورد
اين مثل باشد چنان كز ما يكى * چاره نتواند چو در كار اندكى