از پارچه خون بسته پس از پارچه گوشتى تمام خلقت و غير تمام خلقت تا بيان كنيم براى شما و قرار ميدهيم در رحمها آنچه ميخواهيم تا مدتى نام برده شده پس بيرون مياوريم شما را كودكى پس تا برسيد بكمالتان و از شما كس است كه متوفى مىشود و از شما كس است كه رد كرده مىشود به فرومايهترين زندگانى تا آنكه نداند از بعد دانستن چيزى را و بينى زمين را خشك افسرده پس چون فرو فرستيم بر آن آب را حركت كند و افزونى پذيرد و بروياند از هر صنفى كه خوشنماست ( 5 )
آن بسبب اينست كه خدا اوست حق و آنكه او زنده ميگرداند مردگان را و آنكه او بر همه چيز تواناست ( 6 )
و آنكه قيامت آينده است نيست شكى در آن و آنكه خدا بر ميانگيزد آنان را كه باشند در قبرها ( 7 )
و از مردمان كس هست كه مجادله مىكند در خدا بدون علم و دانشى و نه هدايتى و نه كتابى نور دهنده ( 8 )
ايها الناس ار ز بعث اندر شكيد * بىتعقل ز اصل خود در مدركيد
ما شما را آفريديم از تراب * پس ز نطفه يعنى از يك قطره آب
زان پس از مقدار خون بستهاى * پس ز پارهء گوشت بر پيوستهاى
كه بود در خلقت از وجهى تمام * ناتمام از نقص اعضا در مقام
اين چنين داديمتان ما انتقال * لحظه لحظه هر دم از حالى به حال
تا بيان سازم شما را زين روش * تا چسان يابيد از ما پرورش
هم كنيد از اين تبدل در سبيل * بر معاد از مبدء هستى دليل
ميدهد اندر رحمها برقرار * آنچه را خواهيم ماند استوار
مىنگردد از رحم سقط آن جنين * تا زمانى نام برده گشته هين
پس برونتان اندر اين دار حيات * كودك آريم از بطون امهات
پس رسيد اندر كمال رشد و عقل * هم به سختيهاى خود زين حمل و نقل
از شما باشد كسى در جستجو * كه بطفلى يا جوانى ميرد او
پيش از آن كايد بسرحد بلوغ * گيرد از ادراك و دانايى فروغ
وز شما باشد كسى كو ميرسد * بر خسيس زندگانى كوست بد
يعنى اندر سن پيرى كه خرف * گردد او وز عقل و دانش منحرف
تا نداند بعد دانش هيچ چيز * گردد از وى عقل و ادراك و تميز
ارض را بينى چنين خشك و خراب * پس بر او نازل كنيم از ابر آب
پس كند جنبش در آيد در نمو * چون خمير مايه جوشان از عتو
مىبروياند ز هر صنف از نبات * تازه و نيكو بترويج حيات
زانسبب كه حق بود ثابت بذات * زنده سازد مردگان را در ثبات
هم بهر چيزى توانا باشد او * مقتدر بر كل اشيا باشد او
مر قيامت نيست شكى اندر آن * كه بيايد چون رسد وقت و زمان
هم برانگيزاند او از قبرها * مردگان را چون مطر از ابرها
هست از مردم كسى كو هم جدال * در كلام حق كند بىانتقال
بى ز علم و بىدليلى رهنما * بىكتاب روشنى بر مدعا
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 9 تا 13 ]
ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ ( 9 ) ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ ( 10 ) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ( 11 ) يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ ( 12 ) يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ ( 13 )
منحرف ساز يك جانبش تا گمراه گرداند از راه خدا مر او راست در دنيا رسوايى و ميچشانيم او را روز قيامت از عذاب آتش سوزان ( 9 )
اين بسبب آن چيزيست كه پيش فرستاد دو دست تو و بدرستى كه خدا نيست ستمكار مر بندگان را ( 10 )
و از مردمان كيست كه ميپرستد خدا را بر كنارى پس اگر برسيد او را خبر آرميد به آن و اگر رسيد او را بلائى برگشت بر رويش زيان كرد در دنيا و آخرت آنست آن زيان آشكارا ( 11 )
ميخواند از غير خدا آنچه ضرر نميرساندش و آنچه سود نميدهدش آنست آن گمراهى دور ( 12 )