ما ز حق خواهيم يارى دم به دم * بر هر آنچه ثبت لوح است از قدم
يعنى آنچه كان بوفق مثبت است * حكم آن صادر ز كلك قدرت است
بر خلاف حق بود آنچه شما * ميلتان باشد به مغلوبى ما
بلكه ما غالب شويم و كامكار * هم شما مغلوب ما در كار زار
سورة الحج
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 1 تا 4 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ( 1 ) يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ( 2 ) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ ( 3 ) كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْدِيهِ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ ( 4 )
بنام خداى بخشندهء مهربان
اى مردمان بترسيد از پروردگارتان بدرستى كه زلزله قيامت چيزيست عظيم ( 1 )
روزى كه خواهيد ديد آن را غافل شود هر شير دهنده از آنچه شير دادن و ميگذارد هر صاحب حملى حملش را و مىبينى مردمان را مستان و نباشند ايشان مستان و ليكن عذاب خدا سخت است ( 2 )
و از مردمان كسى است كه مجادله مىكند در خدا بدون دانش و پيرو مىشود هر شيطان سركش را ( 3 )
نوشته شد بر او كه كسى كه تابع شد او را پس او گمراه ميكندش و راه مينمايدش بسوى عذاب آتش سوزان ( 4 )
اى گروه مردمان از مرد و زن * مىبترسيد از خداى خويشتن
زانكه جنبانيدن محشر ز بيم * مر زمين را باشد آن شيئى عظيم
ارض تن در حشر صغرى يك دله * افتد اندر اضطراب و زلزله
وضع آن را از صفى بشنو كنون * كز نهيبش دل بود لبريز خون
گر تو بينى يك زمان آن اضطراب * عظم و لحمت گردد از انديشه آب
غفلتت لكن بود مانع ز ديد * زان نلرزى دم به دم بر خود چو بيد
چشم تا بر هم زنى شد محشرى * از پى است اين لحظه حشر ديگرى
با تو گويم يك نشان از محشرش * در تو تا هر دم چه باشد كيفرش
كبر كردى بر فقير و بينوا * يا به چشم اندكش ديدى به جا
زود از اين انديشه استغفار كن * سهل بر خود كار بس دشوار كن
ور نه حاضر باش كز پى محشريست * جنبش ارضست ز هول ديگريست
خوارى و خجلت رسيدت ناگهان * كه شوى راضى بمرگ خويش ازان
باز هم گر مىنيابى انتقال * نار ديگر يابد از پى اشتعال
بر تو آيد يك خبر كز وى تنت * لرزد و دوزخ شود پيراهنت
وان نه ده باشد نه صد نه صد هزار * قهر حق را نيست اندازه و شمار
اينقدر هم گفتم از بهر نمون * تا از اين اندك برى ده بر فزون
پس ز خود در هر نفس بر حق گريز * باز گرد اندر فقيرى از ستيز
اى خدا بيچارهتر زانيم ما * كه زبان جنبد به كام اندر دعا
روى عذر و توبه از تقصيرمان * نيست تا خواهيم از قهرت امان
خود تو دانى چيست يا رب شان خاك * عجز و نادارى و فقدان و هلاك
ايمنى از تو است اندر جان و دل * نى ز راحتها كه باشد متصل
گر تو خواهى روضه را سازى جحيم * هم ز دوزخها كنى نور و نعيم
در زمينى چون فرستى زلزله * صد قيامت حاضر است آنجا هله
بنگريد آن روز كه مانده است دور * مرضعه از طفلش از خوف و فتور
مانده اعنى قوهء غاذيه باز * ز اينكه بر اعضا رساند برگ و ساز
افكند بار از نهيب و ولوله * آن زمان هر زن كه باشد حامله
بينى اى بيننده مردم را چنان * كه مگر مستند از سكرى نهان
وانگهى كايشان نمىباشند مست * بلكه داد از حولشان آن حال دست
ليك چون باشد عذاب حق شديد * مىشود آثار مستى زان پديد
هست از مردم كسى كاندر خدا * مينمايد او جدال از ناروا
بى ز دانش وز ره جهل مزيد * تابع است از كل شيطان مريد
نضر حارث با رسول ذو الجلال * بود دايم بى ز دانش در جدال
كاين كتاب اعنى كه قرآن متين * نيست جز افسانهاى سابقين
يا بنات اللَّه بود افرشتگان * يا نباشد عود بهر مردگان
آمد اين آيت كه اين بحث و جدال * نيست هيچ از دانشى اندر مقال
ديو سركش را نوشته بهر اوست * اينكه باشد هر كه او را يار و دوست
پس نمايد گمره او را ناگزير * ره نمايد از ضلالش بر سعير
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 5 تا 8 ]
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ( 5 ) ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 6 ) وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ ( 7 ) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ ( 8 )
اى مردمان اگر هستيد در شك از بعث پس بدرستى كه ما آفريديم شما را از خاك پس از منى پس