تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
قرنها ميروند در مسكنهاى ايشان بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست مر صاحبان خردها را ( 128 ) و اگر نبود كلمه كه پيش رفته از پروردگارت هر آينه بود لازم و مدتى نام برده شده ( 129 )
برگزيد او را دگر پروردگار * بر قبول توبه اندر آشكار
توبه‌اش پذيرفت و او را ره نمود * اين هم از توفيق حق بر بنده بود
اهبطا منها جميعا گفت حق * دشمن بعضى است بعضى زانفرق
بر زمين پس گر كه از من بر شما * آيد از بهر هدايت رهنما
آن هدى را پس كند هر پيروى * نه شود گمره نه رنجستش جوى
وانكه گردانيد رو از پند من * تنگ گشتش زندگى و زيستن
در قيامت مىشود محشور هم * اعمى اعنى بىبصيرت چون غنم
گويد اى پروردگار از چه ضرير * حشر من كردى چو بودم من بصير
حقتعالى گويد او را در جواب * همچنين بد فعل تو بر ناصواب
تو فرامش كردى از آيات ما * ترك كرده زان شدى امروز را
هم دهيم اينسان جزاى مسرفان * كه ز حدّ بگذشته از شرك عيان
هم بآيتهاى ربش نگرويد * دو عقوبت زان بر او گردد پديد
آن يكى ضنك معيشت در جهان * وان دگر در آخرت رنج گران
هست رنج آخرت سخت وا شد * همچنين پاينده‌تر چون در رسد
راه مىننمود آيا كردگار * مشركان را بر طريق اعتبار
پيش از ايشان اينكه بس كرديم ما * خود هلاك انسان ز اهل قرنها
چون بمسكنهاى ايشان ميروند * مكيان اندر تجارت نيست پند
آن علامتها كه بينند آن وصول * هست كافى بهر ارباب عقول
گر نميبود آن سخن كز ذو المنن * جسته پيشى آن بر اهل اين زمن
كه مؤخر دارد ايشان را عذاب * تا بروز بدر يا يوم الحساب
بودشان لازم عذاب وارده * باش نك تا وقت ناميده شده

[ سوره طه ( 20 ) : آيات 130 تا 135 ]

فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى ( 130 ) وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى ( 131 ) وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى ( 132 ) وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى ( 133 ) وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى ( 134 ) قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى ( 135 ) پس صبر كن بر آنچه ميگويند و تسبيح كن بستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از فرو شدنش و از ساعتهاى شب پس تسبيح كن و اطراف روز باشد كه تو خوشنود شوى ( 130 ) و نه‌گشاى به خواهش البته دو چشمت را بسوى آنچه كامياب كرديم به آن اصنافى را خوشى زندگانى دنيا تا مفتون سازيمشان از آن و روزى پروردگار تو بهتر و پاينده‌تر است ( 131 ) و امر كن كسانت را به نماز و صبر كن بر آن نميخواهيم از تو روزى ما روزى ميدهيم ترا و انجام نيك مر پرهيزگارانراست ( 132 ) و گفتند چرا نمىآورد ما را آيتى از پروردگارش آيا نيامد ايشان را حجّت آنچه بود در كتابهاى نخستين ( 133 ) و اگر آنكه هلاك ميكرديم ايشان را به عذاب از پيش آن هر آينه ميگفتند پروردگار ما چرا نفرستادى بما رسولى پس پيروى ميكرديم آيتهاى ترا پيش از آنكه خوار شويم و رسوا گرديم ( 134 ) بگو هر منتظريم پس انتظار كشيد پس به زودى خواهيد دانست كه كيست اصحاب راه راست و كيست كه هدايت يافت ( 135 )
پس تو كن بر هر چه ميگويند صبر * تا در آيد شمس نصرتها ز ابر
نك شنو از سر او فى حبك * معنى سبح به حمد ربك
سبح اعنى از صفات غير او * كن منزه ذات خود را موبمو
در فناى ذات حق حمد حق * ظاهر آيد بىنشان از ما خلق
صورت آن در شريعت دان نماز * كان بود مقرون به حد بىنياز
صبحگه قبل از طلوع آفتاب * شام پيش از آنكه يابد احتجاب
هم بساعات شب اندر افتقار * پس تو كن تسبيح و اطراف النهار
از تو مر خشنود گردد ذو الجلال * هم كند راضى تو را در كل حال