[ سوره طه ( 20 ) : آيات 42 تا 56 ]
اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي ( 42 ) اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى ( 43 ) فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ( 44 ) قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى ( 45 ) قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى ( 46 )
فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى ( 47 ) إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ( 48 ) قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى ( 49 ) قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى ( 50 ) قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى ( 51 )
قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى ( 52 ) الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى ( 53 ) كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى ( 54 ) مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى ( 55 ) وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها فَكَذَّبَ وَ أَبى ( 56 )
برو تو و برادرت به آيتهاى من و سستى مكنيد در ذكر من ( 42 )
برويد بسوى فرعون بدرستى كه او زيادهروى كرد ( 43 )
پس بگوئيد مر او را گفتنى نرم شايد كه او پند گيرد يا بترسد ( 44 )
گفتند پروردگار ما بدرستى كه ما مپرستيم كه پيشگيرى كند بر ما يا آنكه زيادهروى كند در عصيان ( 45 )
گفت مترسيد بدرستى كه من با شمايم ميشنوم و مىبينم ( 46 )
پس آمدند او را پس گفتند بدرستى كه ما دو فرستاده پروردگار توايم پس بفرست با ما بنى اسرائيل را و نه عذاب مكن ايشان را بحقيقت آمديم ترا بآيتى از پروردگارت و سلام بر آنكه پيرو شد هدايت را ( 47 )
بدرستى كه ما وحى فرستاده شد بما كه عذاب بر كسى است كه تكذيب كرد و روى گردانيد ( 48 )
گفت پس كيست پروردگار شما اى موسى ( 49 )
گفت پروردگار ما آن كسى است كه داد بهر چيزى خلقتش را پس هدايت كرد ( 50 )
گفت چيست حال قرنهاى نخستين ( 51 )
گفت علم آن نزد پروردگار آنست در كتابى كه خطا نمىنمايد پروردگار من و فراموش نميكند ( 52 )
آنكه گردانيد بر شما زمين را بسترى و پديد آورد بر شما در آن راهها و فرو فرستاد از آسمان آب را پس بيرون آورديم به آن اصنافى از رستنى جداگانه ( 53 )
بخوريد و بچرانيد شتر و گاو و گوسفندتان را بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست براى صاحبان خردها ( 54 )
از آن آفريديم شما را در آن باز ميبريم شما را آن بيرون ميآوريم شما را بار ديگر ( 55 )
و بحقيقت نموديم فرعون را آيتهاى ما همهاش پس تكذيب كرد و ابا نمود ( 56 )
اذهب انت و اخوك يا كليم * با همه آيات ما بىخوف و بيم
رو بمصر آور تو با عزم درست * هم نه در پيغام ما باشند سست
رو تو با او سوى فرعون حرون * كه ز حد خويش رفتست او برون
پس به او گوئيد گفتارى بنرم * مر بترسند پند گيرد يا ز شرم
رفت موسى ز همانجا سوى مصر * ديد هارون را مگر در كوى مصر
گفت با او حال را از بيش و كم * وحى ايشان را شد آنجا باز هم
كه رويد اكنون بفرعون از قرار * كان شده طاغى بسى بر كردگار
مىبگفتند اى خدا ترسيم ما * كه كند ما را عقوبت آن دغا
پيش از آن كاظهار آياتى كنيم * يا به نرمى در سخن راهى زنيم
يا كلامى بر تو گويد بىادب * يا بطغيان آيد افزون از غضب
حقتعالى گفت هستم با شما * بشنوم بينم نترسد از دغا
لحظهء من از شما غافل نيم * از كه ترسد آنكه داند با ويم
پس نگوئيدش چو رفتيد از قبول * سوى او مائيم از ربت رسول
پس تو بفرست آل اسرائيل را * همره ما در مكان قبل ما
كن رها اين قوم را از بندگى * در مقام خود ز بهر زندگى
كوست بيت المقدس اندر ارض شام * مسكن مألوف آباء كرام
هم مكن تكليفشان در امر شاق * كه بر ايشان آن بود ما لا يطاق
اين جماعت مر پيمبر زادهاند * بر تو خط بندگى كى دادهاند
ما رسولان حقيم از حجتى * آمديم از وى تو را با آيتى
مر سلامت بر كسى بر اهتداست * كه نمايد پيروى بر راه راست
وحى كرده شد بما از كردگار * كه بود آن را عذاب بيشمار
كه كند تكذيب بر پيغمبران * يا كه اعراض از نبيين در عيان
پس بفرعون آمدند از هر دو يار * مدتى ماندند بر در ز اضطرار
تا ميسّر شد لقاى آن عنود * پس رساندند آن پيامى را كه بود
گفت اى موسى كه باشد ربتان * گفت رب ماست آن خلاق جان
آنكه فرموده عطا بر كل شىء * صورتى را كه بود لايق بوى