تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
نزديك شد آسمانها چاك چاك شود از آن و بشكافد زمين و برو در افتند كوه‌ها فرو ريختنى ( 90 ) به جهت خواندن ايشان براى خداى بخشنده فرزند ( 91 ) و سزاوار نيست مر خداى بخشاينده را كه بگيرد فرزندى ( 92 ) نيست هر آنكه در آسمانها و زمين است جز آنكه آينده خداى بخشاينده است بنده ( 93 ) بدرستى كه بضبط در آورده ايشان را و شمرده ايشان را شمردنى ( 94 ) و همه ايشان آينده اويند روز رستاخيز تنها ( 95 ) بدرستى كه آنان كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته به زودى ميگرداند براى ايشان خدا دوستى را ( 96 ) پس جز اين نيست كه آسان گردانيديمش به زبان او تا مژده دهى به آن پرهيزگاران را و بيم دهى به آن گروهى سخت خصومت را ( 97 ) و بسيار هلاك كرديم پيش از ايشان از قرنى آيا مىيابى از ايشان هيچ كس يا ميشنوى مر ايشان را آوازى ( 98 )
اندران روزى كه جمع آريم زود * متقين را سوى رحمن در ورود
جنت اعنى كه مقام رحمت است * بخشش حق اندران هر نوبت است
سوى دوزخ مجرمان را با شتاب * تشنه هم رانيم چون حيوان در آب
بر شفاعت نيست مالك هيچكس * جز كسى كز حق گرفته عهد و بس
يعنى او را داده از بخشش خدا * بر شفاعت اذن در يوم الجزا
مىبگفتند از عما و از رمد * حق بخشاينده بگرفته ولد
مر ملايك يا كه عيسى و عزير * بهر او باشند فرزندان خبير
چيزى آمد كافران را در مقال * كه بود بس زشت اندر انتقال
گشت زان نزديك كاشكافد سما * هم زمين و افتد اشكسته كوه‌ها
آنكه خوانند از براى حق ولد * وان سزا نبود خدا را در خرد
نيست هر كس در سماواتست و ارض * جز كه آيد بنده او را در عرض
حق نموده حصر ايشان را تمام * از ره اشخاص و هم افعال و نام
هم شمرده بازشان بشمردنى * نيست بيرون از شمار او تنى
بالقيمة كلهم آتيه فرد * از عمل تا در جهان هر كس چكرد
آنكه باشد مؤمن و شايسته كار * حق بر ايشان زود سازد دوستدار
دوست يعنى بهرشان گرداند او * قلبها را چون كه بينندش برو
غير از اين نبود كه قرآن را چنان * كرده‌ايم آسان تو را بس بر لسان
مژده بدهى تا به آن بر متقين * هم بر استيزندگان بيم از يقين
اى بسا كه پيش از ايشان ما تباه * كرده‌ايم از قرنها در وقت و گاه
هيچ يا بى يا كه بينى زانكسان * يك نفر ما بشنوى صوتى نهان
يعنى آمد چون كه ايشان را عذاب * جمله مستاصل شدندى از شتاب
آن چنان گشتند معدوم الوجود * كه نپندارى از ايشان هيچ بود
نى ببينى در نشانى بازشان * نى بپنهان بشنوى آوازشان

سورة طه

[ سوره طه ( 20 ) : آيات 1 تا 8 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ طه ( 1 ) ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ( 2 ) إِلاَّ تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى ( 3 ) تَنْزِيلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى ( 4 ) الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ( 5 ) لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى ( 6 ) وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى ( 7 ) اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى ( 8 ) بنام خداى بخشندهء مهربان اى پيغمبر برگزيده ( 1 ) فرو نفرستاديم بر تو قرآن را كه تعب كشى ( 2 ) ليكن پند دادنيست مر كسى كه ميترسد ( 3 ) فرو فرستادنى از آنكه آفريد زمين را و آسمانهاى بلند را ( 4 ) خداى بخشاينده بر عرش مستولى شد ( 5 ) مر او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ميان آن دو تاست و آنچه زير طبقه آخرين زمين است ( 6 ) و اگر آشكار كنى گفتار را پس بدرستى كه او ميداند پنهان و پنهان ترا ( 7 ) خدا هست نيست خدايى مگر او مر او راست نامهاى نيكو ( 8 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 453 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه