پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست پس بپرست او را و پاى دار مر پرستش او را آيا ميدانى مر او را مانندى ( 65 )
و ميگويد آدمى آيا چون بميرم هر آينه زود باشد بيرون آورده شويم زنده ( 66 )
آيا فكر نميكند انسان كه ما آفريديم او را از پيش و نبود چيزى ( 67 )
پس به حق پروردگار تو كه حشر كنيم ايشان را با شياطين پس هر آينه حاضر خواهيم كردشان گرداگرد دوزخ به زانو در آينده ( 68 )
پس هر آينه بيرون ميكنيم از هر گروهى هر كدامشان سختتر است بر خدا از راه نافرمانى ( 69 )
پس هر آينه مائيم داناتر به آنان كه ايشان سزاوارترند او را بانداختن ( 70 )
و نيست از شما مگر كه وارد شوندهء آنست باشد بر پروردگار تو واجب حكم كرده شده ( 71 )
پس ميرهانيم آنان را كه پرهيزكارى كردند و ميگذاريم ظالمان را در آن به زانو در آينده ( 72 )
و چون خوانده شود بر ايشان آيتهاى ما كه روشن است گفتند آنان كه كافر شدند مر آنان را كه گرويدند كه كدام يك از آن دو گروه بهترند از راه ما وى و خوبترند از راه مجلس ( 73 )
گفت با جبريل اندر وعدهها * نامدى اين چند گاهم از چرا
زانكه آن پرسندگان را در خطاب * گفت فردا با شما گويم جواب
گشت ماهى كش نيامد جبرئيل * پس چو آمد ز او بپرسيد آن خليل
گفت هرگز ما نيائيمت فرود * تا نيايد امر ربت در ورود
آنچه پيش از ما و بعد از ماست آن * و آنچه باشد اين و آن را در ميان
حاصل آنكه رهن امر حضرتيم * بى ز امرش خارج از هر نسبتيم
هم فراموشى ندارد هرگز او * ميفرستد وقت خود ما را به تو
او پديد آرندهء ارض و سماست * وانچه در ما بينشان از چيزهاست
پس پرستش كن تو در هر حالتش * هم شكيبا باش اندر طاعتش
يعنى ار دانستى آن خلاق فرد * مر فراموش ايچ شيئى را نكرد
در عبادت باش پس ثابت قدم * هم مباش از طعن بدگويان نعم
دانيش آيا مسيعى در مقام * كاو بود اللَّه يا رحمن بنام
حقتعالى اين دو نام مستطاب * داشت از نابخردان اندر حجاب
تا كسى ننهد مر آن را بر بتان * يا به چيزى غير ذات بىنشان
يا كسى را دانى اندر ما خلق * كه بود بر نام و وصفى مستحق
چاره پس نبود ز تسليم و رضا * اندر احكام كز او باشد قضا
يا وليد بن مغيره يا ابى * گفت ز انكار و تعجب با بنى
كاستخوان ما شود زان پس كه خاك * زنده گردد باز زين ما راست باك
آمد اين آيت كه گويد آدمى * بعد مردن زنده كرديم اين همى
پس برون آورده كرديم از قبور * اين بود از عقل نزد ما بدور
ياد آيا نكند انسان كه ز طين * آفريديم آدمى را پيش از اين
اندر آن دم هم نبود او هيچ شىء * خواستيمش چون كه زنده گشته وحى
پس به آن پروردگار تو قسم * حشر با ديوانشان سازيم هم
حول دوزخ پس كنيم احضارشان * كامده باشند بر زانو چنان
پس برون از هر گروه آريم ما * آنكه را سركشتر است او بر خدا
پس يقين مائيم داناتر بر آن * كه بدوزخ اوليند آن مردمان
از شما نبود جز آنكه او بنار * گشته وارد وانيست حتم از كردگار
پس دهيم ارباب تقوى را نجات * ظالمان را و اهليم اندر فوات
يعنى اندر دوزخ و آن غمكده * همچو مردانى به زانو آمده
چون كه خوانده مىشود بر مشركان * آيتى كان روشنست اندر بيان
گويد آن كو نگرويدند از ظلام * مؤمنانرا زين دو فرقه به كدام
يعنى از ما و شما بهتر كدام * از غنا و مجلس و ملك و مقام
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 74 تا 84 ]
وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً ( 74 ) قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً ( 75 ) وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا ( 76 ) أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالاً وَ وَلَداً ( 77 ) أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ( 78 )
كَلاَّ سَنَكْتُبُ ما يَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا ( 79 ) وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ وَ يَأْتِينا فَرْداً ( 80 ) وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ( 81 ) كَلاَّ سَيَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ( 82 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا ( 83 )
فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا ( 84 )
و چه بسيار هلاك گردانيديم پيش از ايشان از جمعى كه آنها نيكوتر بودند اثاث و هيات ( 74 )
بگو كسى كه باشد در گمراهى پس بايد مهلت دهد او را خداى بخشنده مهلت دادنى تا چون كه به بينند آنچه وعده داده ميشوند يا عذاب و يا قيامت پس زود باشد بدانند كه كيست كه او بدتر است