از راه جاى و ضعيفتر از راه لشكر ( 75 )
و افزون مىكند خدا آنان را كه هدايت يافتند هدايتى و كردارهاى پاينده شايسته بهتر است نزد پروردگار تو از راه ثواب و بهتر از راه بازگشت ( 76 )
آيا پس ديدى آن را كه كافر شد بآيتهاى ما و گفت هر آينه داده شوم البته مال را و فرزندان را ( 77 )
آيا اطلاع يافته بر غيب يا فرا گرفت از نزد خداى بخشاينده پيمانى ( 78 )
نه چنانست به زودى مينويسيم آنچه ميگويد و طول ميدهيم براى او از عذاب طول دادنى ( 79 )
وراث ميشويم او را آنچه ميگويد و مىآيد بسوى ما تنها ( 80 )
و گرفتند از غير خدا الهان تا باشد از براى ايشان ارجمندى ( 81 )
نه چنان است به زودى انكار كنندش پرستش ايشان را و باشند بر ايشان ضدى ( 82 )
آيا نديدى كه ما فرستاديم شياطين را بر كافران كه در جنباند ايشان را در جنبانيدنى ( 83 )
پس شتاب مبر بر ايشان جز اين نيست ميشماريم براى ايشان شمردنى ( 84 )
اى بسا كه پيش از ايشان ما تباه * كردهايم از اهل هر قرنى بگاه
كه بدند آنها فزون از جاه و مال * وز اثاث و هيات و حسن و مقال
گو بود هر گمره از راه رشد * مهلتش را پس خدا ممتد كند
تا به هنگامى كه بينند آن كسان * وعده كرده ميشوند آنچه بدان
وان عذاب دنيوى يا اخرويست * زود پس دانند بدتر تا كه كيست
عكس بينند اعنى از روى مكان * آنچه انديشيدهاند اندر گمان
كيست و اضعف باز از روى سپاه * يعنى احباب مطيع نيك خواه
ميفزايد حق مر آنان را كه راه * يافتند از وى بنيكى ز انتباه
هست بهتر باقيات الصالحات * نزد ربت زين جهان بىثبات
هم بود بهتر ز روى بازگشت * زين جهان چون با نكويى درگذشت
مسلمى از مشركى بس بىادب * داشت اندر مزد كار خود طلب
در ادا ميكرد اهمال آنعدو * پس بوى بگرفت سخت آن نيكخو
گفت مشرك بس بدى تو بردبار * نك به سختى از چه خاهى مزد كار
گفت من هم كيش بودم با تو پيش * نيستم نك با تو هم آئين و كيش
زان رهم در اخذ حق خويشتن * تا نماند نزد كافر مال من
گفت بر زعم شما اندر جنان * مال و زر بسيار باشد بيگمان
پس مر اهل تا كه بدهم بىتعب * در بهشتت هر چه را دارى طلب
از تو من دارم در آنجا زانكه پيش * مال و نعمت واگذارم وام خويش
آمد اين آيت كه آيا ديدى آن * كه شد او كافر بآيتها چسان
گفت باللّه ميدهندم بىعدد * در بهشت عدن از مال و ولد
خورد سوگند او باستهزا و قال * داده خواهم شد فزون اولاد و مال
گشته گيا مطلع بر غيبها * يا گرفته هيچ پيمان از خدا
نه چنين باشد كه بنويسيم زود * آنچه ميگويد ز انكاران عنود
بركشيم او را عذابى هم بساز * آن عذابى كه بسى باشد دراز
هم ز وى ميراث گيريم از عيان * آنچه داديمش ستانيم آن زمان
زانچه گويد كه به من خواهند داد * سوى ما آيد بتنها بىمراد
برگرفتى خدايان جز خداى * تا بودشان عزتى در آن سراى
از بتان كردند يعنى تا عزيز * از خيال نفس خود بر بىتميز
نه چنان باشد كنند انكار زود * آن عبادتها كز ايشان مينمود
بلكه با ايشان بجان دشمن شوند * چون بذل و خوارى از ايشان روند
مر نديدى كه فرستاديم ما * ديو را بر كافران اندر خفا
تا بجنبانندشان از هر جهت * بازشان دارند هم بر معصيت
پس مكن تو هيچ بر ايشان شتاب * از پى آن كايد ايشان را عذاب
غير از اين نبود كه بشماريم ما * روزهاشان تا رسد بر منتها
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 85 تا 98 ]
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً ( 85 ) وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً ( 86 ) لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ( 87 ) وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً ( 88 ) لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا ( 89 )
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا ( 90 ) أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً ( 91 ) وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً ( 92 ) إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً ( 93 ) لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا ( 94 )
وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً ( 95 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ( 96 ) فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا ( 97 ) وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً ( 98 )
روزى كه حشر ميكنيم پرهيزگاران را بسوى خدا بخشنده سواران وارد شده ( 85 )
و ميرانيم گناهكاران را بسوى دوزخ تشنگان ( 86 )
مالك نميباشند شفاعت را مگر كسى كه گرفت از نزد خداى بخشاينده پيمانى ( 87 )
و گفتند گرفت خداى بخشنده فرزندى ( 88 )
بدرستى كه آورديد چيزى سخت ( 89 )