تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
به راه راست ( 43 ) اى پدر من مپرست ديو رجيم را بدرستى كه شيطان باشد مر خداى بخشاينده را نافرمان ( 44 ) اى پدر من بدرستى كه من ميترسم كه مس كند ترا عذابى از خداى بخشنده پس باشى مر شيطان را قرين ( 45 ) گفت آيا روى گرداننده‌اى از خدايان من اى ابراهيم هر آينه اگر باز نه‌ايستى هر آينه سنگسار كنم ترا و دورى كن از من مدتى مديد ( 46 ) گفت سلام وداع بر تو به زودى آمرزش ميخواهم براى تو از پروردگارم بدرستى كه او باشد به من مهربان ( 47 ) و كناره ميكنم از شما و آنچه ميخوانيد از جز خدا و ميخواهم پروردگارم را شايد نبرده باشم به خواندن پروردگارم بدبخت ( 48 ) بس چون كناره گزيد از ايشان و آنچه ميپرستيدند از جز خدا بخشيديم مرا اسحق و يعقوب و همه را گردانيديم پيغمبر ( 49 ) و بخشيديم مر ايشان را از رحمت خود و گردانيديم براى ايشان زبان راستى كه بلند است ( 50 )
كن ز ابراهيم ياد اندر كتاب * او نبيى بود صادق در خطاب
مر پدر را گفت بپرستى چرا * آنچه از سمع است و بينايى جدا
نيست او را قدرت اندر هيچ كار * وز تو نكند دفع مكروه و مضاد
اى پدر آمد مرا از علم آن * كه نيامد مر تو را هيچ آن چنان
پيروى كن پس مرا تا راه راست * بر تو بنمايم كه آن دور از خطاست
اى پدر مپرست شيطان را كه او * بر خدا عاصى بود بر ما عدو
اى پدر من بر تو ترسم از عذاب * كت رسد از حق تعالى در عقاب
پس تو باشى ديو دون را دوستدار * ميشوى يعنى كه بر او واگذار
گفت گرداندى تو آيا چون عدوى * اى براهيم از الهانم تو روى
ايستى باز ار نه از ذم بتان * سنگسارت من نمايم بىگمان
دور شو از من زمانى بس دراز * نارسيده از منت رنج و گداز
گشت ابراهيم زان قهر شديد * چون كه از ايمان عمش نااميد
در جواب آن خشونت وان ملام * گفت بادا بر تو اى آذر سلام
زود باشد خواهم آمرزش عيان * بر تو از پروردگار مهربان
من همانا گوشه گيرم از شما * وانچه ميخوانيد از غير خدا
رب خود را من پرستم شايد آن * كه نباشم من شقى او را بجان
يعنى از ربم نباشم نااميد * وين بر آذر بود تهديد و وعيد
از بتان يعنى كه از بهر شما * نيست غير از نااميدى در دعا
پس چو جست از بت‌پرستان اعتزال * وانچه ميخواندند غير از ذو الجلال
ما ببخشيديم فرزندى نبيل * كه بد اسحق او ز ساره بر خليل
پس نبيره او كه يعقوب نبى است * وصف جمله بر نبوت مبتنى است
هم ببخشيديم ايشان را ز خود * رحمتى بيش از حساب و از عدد
همچنين داديمشان اندر پسند * ما لسانى راست وز آن بس بلند
يا زبان مردمان را ما بلند * از پى تصديقشان كرديم چند
وصفشان تا اهل ملتها تمام * بر زبان آرند با صد احترام

[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 51 تا 58 ]

وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولاً نَبِيًّا ( 51 ) وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا ( 52 ) وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا ( 53 ) وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولاً نَبِيًّا ( 54 ) وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا ( 55 ) وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا ( 56 ) وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ( 57 ) أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهِيمَ وَ إِسْرائِيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبَيْنا إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا ( 58 ) و ياد كن در كتاب موسى را بدرستى كه بود خالص گردانيده شد و بود رسولى پيغمبر ( 51 ) و ندا كرديم او را از جانب طور ايمن و نزديك كرديم او را ز گوينده ( 52 ) و بخشيديم مر او را از رحمت خود برادرش هارون را پيغمبرى ( 53 ) و ياد كن در كتاب و اسمعيل را بدرستى كه او بود راست وعده و بود رسولى نبى ( 54 ) و بود كه امر ميكرد كسانش را به نماز و زكات و بود نزد پروردگارش پسنديده ( 55 ) و ياد كن در كتاب ادريس را بدرستى كه او بود راستگوى نبى ( 56 ) و بالا برديم او را