وا گذاريم اندران روز و خروج * بعضشان را باز فى بعض يموج
جن و انس اعنى ز روى اضطراب * در هم آميزند همچون موج آب
پس دميده مىشود در صور دم * جمع پس سازيم ايشان را بهم
عرض گردانيم دوزخ را عيان * اندران روز از براى كافران
آن كسان كه چشمهاشان در غطا * باشد از ذكر اعنى از آيات ما
هم بنتوانند بشنيدن به گوش * قول حق و آيات را از فقد هوش
ميكنند اين كافران آيا گمان * آنكه گيرند از عبادم دوستان
غير من گيرند يعنى اوليا * از بتان يا از ملايك و انبيا
يعنى آيا جز من ار گيرند دوست * هيچ نفعى بهرشان در جستجوست
يا كنيم آماده پس بىحايلى * مر جهنم كافران را منزلى
گو دهم آيا خبر من بالعيان * در عمل از بدترين خلقتان
آنكه ضايع گشت و كم از كجروى * سعى ايشان در حيات دنيوى
هستشان طاعات از روى ريا * نى كه از اخلاص و ايمان و و لا
اصل طاعت زانكه تصديق دلست * طاعت ار ز ايمان نباشد باطل است
ميكنند اينسان گمان در كارها * كه نكوكارند از پندارها
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 105 تا 110 ]
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً ( 105 ) ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً ( 106 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً ( 107 ) خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً ( 108 ) قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً ( 109 )
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ( 110 )
آنها آنانند كه كافر شدند بآيتهاى پروردگارشان و ملاقاتش پس ناچيز شد كردارهاشان پس قرار نميدهيم براى ايشان روز قيامت وزنى ( 105 )
اينست پاداش ايشان دوزخست بسبب آنكه كافر شدند و گرفتند آيتهاى مرا و رسولان مرا باستهزاء ( 106 )
بدرستى كه آنان كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته باشد براى ايشان بهشتهاى فردوس منزلى ( 107 )
جاويدان در آنها كه نجويند از آنها انتقالى ( 108 )
بگو اگر بودى دريا مداد از براى سخنان پروردگارم هر گينه آخر شدى دريا پيش از آنكه آخر شود كلمات پروردگارم و اگر چه آورده بوديم مثل آن را مدد ( 109 )
بگو جز اين نيست كه من آدمىام مانند شما كه وحى فرستاده مىشود كه نيست خداى شما مگر خداى يكتا پس كسى كه باشد كه اميد دارد ملاقات پروردگارش پس بايد بكند كار شايسته و شريك نسازد به پرستش پروردگارش احدى را ( 110 )
اين گروهند آنكه بر آيات رب * كشته كافر نيستشان ره در طلب
وز لقاى حق تعالى بىنصيب * همچو بيمارى كه وا ماند از طبيب
پس تبه گرديد مر اعمالشان * تا چه باشد در قيامت حالشان
پس بميزانى بسنجيم ايچ ما * آنچه كردند از عمل روز جزا
آن جزاشان دوزخ آمد در پسند * بر هر آنچه از خود سرى كافر شدند
وانكه بگرفتند آيات مرا * هم رسولانم بهزو و اجترى
وانكسان كه بگرويدند و عمل * بر نكويى كردهاند از هر محل
باشد ايشان را ز تعظيم رسل * بر جزا جنات فردوس نزل
جاودانند اندر آن دار المقر * زان نجويند ايچ مر جاى دگر
گو شود بحر از نوشتن و امداد * در كلام رب من از هر مراد
بحر گرد فانى از آن بيشتر * كه كلام رب من آيد بسر
مثل آن بحر آوريم ار هم مداد * يعنى از مثلش كنيم آن را زياد
حكمتش را نيست حد و انتها * آن قدر گويد كه دارد اقتضا
گو جز اين نبود كه من باشم بشر * چون شما در وضع و طبع و خواب و خور
جز كه وحى آيد بسوى من ز حق * او بود يكتا بذات از ما خلق
غير از اين نبود كه معبود شما * واحد است و بىنظير از ما سوى
پس هر آن كو هست از پروردگار * در جزاى فعل خويش اميدوار
بايد او پس تا كند اعمال نيك * كس بطاعت ناورد با وى شريك
سورة مريم
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 1 تا 8 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
كهيعص ( 1 ) ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا ( 2 ) إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا ( 3 ) قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا ( 4 )
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ( 5 ) يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا ( 6 ) يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا ( 7 ) قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ( 8 )
بنام خداى بخشندهء مهربان