كه راه ميرفتند آرميدگان هر آينه فرو فرستاده بوديم بر ايشان از آسمان ملكى را رسول ( 95 )
هر كجا گرداندهايم از بهر ناس * مادر اين قرآن ز هر نوعى اساس
پس نمودند اكثرى از آن ابا * خواستند الا كه كفران و دغا
بر تو گفتند آنكه ايمان ناوريم * جز كه از تو خارقى را بنگريم
چشمهء آب از زمين سازى روان * يا نمايى بوستانى در عيان
او تكون جنة لك من نخيل * تفجر الانهار فيها كالسبيل
آسمان را يا كه بر ما بفكنى * پاره پاره گر بزعمت موقنى
يا ملايك را به يارى با خدا * بر گواهى نبوّت نزد ما
خانهء از زر بود يا مر تو را * يا بود بر آسمانت ارتقا
هرگز ايمان بر تو ناريم از عيان * تا بما نارى كتابى ز آسمان
تا بخوانيم اندر آن تصديق تو * كه نوشته از پى توفيق تو
گو بود پروردگارم پاك از آن * كه بر آن حكمى توان كرد از گمان
هستم آيا من همانا جز بشر * كه فرستاده بخلقم دادگر
منع مردم را خود از ايمان نكرد * چون هدايت آمد از خلاق فرد
جز كه گفتند آدمى آيا خدا * بر رسالت مىبرانگيزد بما
گو اگر بودى ملايك در زمين * جاى اينمردم كه هستند اينچنين
مشى ميكردند بىاندوه و بيم * اندر آن حالى كه بودندى مقيم
ميفرستاديم بر ايشان ملك * بر رسالت ز آسمان و از فلك
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 96 تا 103 ]
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً ( 96 ) وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً ( 97 ) ذلِكَ جَزاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآياتِنا وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً ( 98 ) أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ قادِرٌ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلاَّ كُفُوراً ( 99 ) قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً ( 100 )
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً ( 101 ) قالَ لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلاَّ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ بَصائِرَ وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً ( 102 ) فَأَرادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَمِيعاً ( 103 )
بگو بس است خدا گواه ميان من و ميان شما بدرستى كه او باشد ببندگانش آگاه بينا ( 96 )
و كسى را كه هدايت كند خدا پس اوست راه يافته و كسى را كه گمراه گذارد پس هرگز نخواهى يافت مر ايشان را ياوران از غيرش و حشر كنيم ايشان را روز قيامت بر روهاشان كوران و گنگان و كران جايگاهشان دوزخست هر گاه فرو نشيند زبانه زياد كنيم ايشان را از جهة افروختن آتش ( 97 )
آن جزاى آنهاست بسبب آنكه ايشان كافر شدند بآيتها ما و گفتند آيا چون باشيم استخوانها و ريزه ريزها آيا مائيم هر آينه برانگيخته شدگان خلقى تازه ( 98 )
آيا نمىبينيد بدرستى كه خدايى كه آفريد آسمانها و زمين را تواناست بر آنكه بيافريند مانند ايشان را و گردانيد براى ايشان اجلى كه نيست شكى در آن پس سرباز زدند ستمكاران مگر ناسپاسى ( 99 )
بگو اگر شما مالك ميبوديد خزينههاى رحمت پروردگارم را هر آينه امساك ميكرديد شما از ترس آخر كردن و باشد انسان بخيل ( 100 )
و بحقيقت داديم موسى را نه نشانه روشن پس بپرس از بنى اسرائيل وقتى كه آمد ايشان را پس گفت مر او را فرعون بدرستى كه من هر آينه گمان ميبرم تو را اى موسى جادو كرده شده ( 101 )
گفت بتحقيق دانسته كه فرو نميفرستد اينها را مگر پروردگار آسمانها و زمين دليلهاى روشن و بدرستى كه من هر آينه گمان ميبرم ترا اى فرعون هلاك كرده شده ( 102 )
پس خواست كه بر كنده كند ايشان را از زمين پس غرق كرديمش و هر كه با او بود همه ( 103 )