تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 70 تا 75 ]

وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلاً ( 70 ) يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ( 71 ) وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلاً ( 72 ) وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لاتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ( 73 ) وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً ( 74 ) إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ( 75 ) و بتحقيق گرامى گردانيديم فرزندان آدم را و برداشتيم ايشان را در خشكى و دريا و روزىداديمشان از پاكيزه‌ها و افزونى داديمشان بر بسيارى از آنكه آفريديم افزونى دادنى ( 70 ) روزى كه ميخوانيم همه مردمان را امامشان پس از آنكه داده شد كتابش بدست راستش پس آنها ميخوانند نامه خود را و ستمكرده نميشوند به اندازهء فتيله خرما ( 71 ) و كسى كه باشد در اين دنيا كور پس اوست در آخرت كور و گمراه تراست از راه ( 72 ) و بدرستى كه نزديك بودند كه بفتنه اندازند ترا از آنچه وحى كرديم بسوى تو تا افترا بندى بر ما جز آنچه وحى كرديم آن را و آن گاه بگيرند ترا دوست ( 73 ) و اگر نه اينكه ثبات داديم ترا هر آينه نزديك بود كه ميل كنى بسوى ايشان چيزى را اندك ( 74 ) آن گاه هر آينه ميچشانيم ترا دو چندان عذاب بزرگى و دو چندان عذاب مردن پس نمىيافتى براى آن دو رفع عذاب يارى كننده ( 75 )
ما مكرم كرده‌ايم اندر جهان * جمله فرزندان آدم را چنان
تا كجا برداشتيم اندر سير * ما خود ايشان را بجمله بحر و بر
رزقشان داديم هم از طيبات * هم فزونى بر كثير از كاينات
فضل آدم بر دو قسم است از خدا * فضل عام و فضل خاص از اجتبا
فضل عامش در مقام خلقت است * فضل خاص از وجه عشق و وحدتست
ياد كن روزى كه ميخوانيم ما * با امامش هر گروهى را بجا
پيشوا يا هست عقل و اعتقاد * كوست هادى بر صلاح و بر فساد
يا عملهاى نكو و افعال بد * يا پيمبر يا بليس پير شد
هر گروهى را دهند از هر كجا * نامهء اعمالشان بر دست راست
پس بخوانند آن كتاب از هر قبيل * نيست استمديده كس قدر فتيل
هر كه در دنياست از بينش بدور * هم بود در آخرت ناچار كور
ديده نگشود اعنى ار بر نيك و بد * هم رسد او را كه بر كوران سزد
بل ز كورانست و هم گمراه‌تر * باشد او كى بر حقايق ديده‌ور
مشركان گفتند ما را ده امان * تا بسالى بت پرستيم از عيان
آوريم اسلام زان پس بيدرنگ * وان بتان را بشكنيم آن دم ز سنگ
يا بگفتندش گروهى بت‌پرست * كه تو از نفى بتان بردار دست
و ان اراذل را ز خود ميكن بدور * تا كه بنيوشيم قولت در حضور
بهر استرضاى ايشان خواست او * تا شود راضى مگر بينند رو
آمد آيت كه شدند ايشان قريب * كافكنندت در بلائى اى حبيب
زانچه كان سوى تو بود آن وحى ما * تا كنى بر ما جز آن را افترى
آن زمانت تا مگر گيرند دوست * كى شود يار آنكه در معنى عدوست
گر نه آن باشد كه داديمت ثبات * تا بعصمت يافتى خود التفات
تو بدى نزديك تا مايل شوى * سوى ايشان و اندكى همدل شوى
ميچشانديم آن زمانت از عذاب * در حيات و موت بر ضعف از شتاب
بر دو چندان از عذاب ديگران * بر تو يعنى آمدى بر ناگهان
بهر خود بس ناصرى نايافتى * تا بدفع محنتت بشتافتى

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 76 تا 79 ]

وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 76 ) سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلاً ( 77 ) أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً ( 78 ) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً ( 79 ) و بدرستى كه نزديك بود بلغزاند ترا از زمين تا بيرون كنند ترا از آن و آن گاه درنگ نميكردند پس از تو مگر اندكى ( 76 ) سنّت كرديم آنكه به تحقيق كه فرستاديم پيش از تو از رسولان ما و نيابى مر دستور ما را تغييرى ( 77 ) بر پا داريد نماز را نزد زوال آفتاب تا تاريكى شب و خواندن صبح را بدرستى كه خواندن صبح باشد حاضر شده بملائكه شب و روز ( 78 ) و از شب پس بيدار شو به آن زيادتى مر ترا شايد كه جا بدهد ترا پروردگارت بجايگاه ستوده ( 79 )