بربسته بگردنت و مگشايش همگى گشادن ( اسراف مكن ) پس بنشين ملامت كرده شده مغموم ( 29 )
بدرستى كه پروردگارت گشاده ميگرداند روزى را براى آنكه ميخواهد و تنگ ميگرداند بدرستى كه او باشد ببندگانش آگاه بينا ( 30 )
و مكشيد فرزندانتان را از بيم تنگدستى ما روزى ميدهيم ايشان را و شما را بدرستى كه كشتن ايشان باشد گناهى بزرگ ( 31 )
و پيرامون نگرديد زنا را بدرستى كه آن باشد كارى زشت بد راهى است ( 32 )
و مكشيد نفسى را كه حرام كرد خدا مگر به حق و كسى كه كشته شد مظلوم پس بحقيقت گردانيديم از براى وارثش تسلطى پس نبايد كه اسراف كنند در قتل بدرستى كه او باشد يارى كرده شده ( 33 )
و پيرامون نگرديد مال يتيم را مگر به آنكه آن بهتر است تا برسد بكمال قوتش و وفا كنيد به پيمان بدرستى كه پيمان باشد پرسيده شده ( 34 )
و تمام كنيد پيمانه را چون به پيماييد و وزن كنيد بترازو و يا قپان درست آن بهتر است و خوبتر بحسب عاقبت ( 35 )
و پيرو مشو آنچه نباشد مر ترا به آن دانش بدرستى كه گوش و چشم و دل آنها باشد از آن پرسيده شونده ( 36 )
و راه مرو در زمين از روى كبر و ناز بدرستى كه تو رخنه نتوانى كرد زمين را هرگز و نخواهى رسيد هرگز بكوهها در بلندى ( 37 )
همه آن باشد بديش نزد پروردگارت ناخوش داشته شده ( 38 )
آن از آن چيزيست كه وحى فرستاد به تو پروردگارت از حكمت و قرار مده با خدا الهى ديگر پس انداخته شوى در دوزخ ملامت كرده رانده شده ( 39 )
از فقيران ور بگردانى تو رو * انتظار رزق را از بهر او
از خداوندى كز او دارى اميد * پس بگو قولى نگوشان با نويد
هم مگردان بسته دستت بر عنق * بخل ميناور بمسكين و قنق
هم مكن بذل آنچه دارى از اساس * تا نشينى خود برهنه از لباس
پيرهن بر سايل او داد از نياز * چون برهنه بد نيامد بر نماز
آمت اين آيت مگشا دست خويش * بر هر آنچه دارى از كم يا كه بيش
اين بود در حكم عقل مستقيم * ليك بس صعب است در پيش كريم
ميگشايد رزق را پروردگار * بر هر آنكه خواهد اندر روزگار
ور كه خواهد تنگ سازد هم فساد * او بود دانا و بينا بر عباد
و از شما از خوف فقر اندر نمط * قتل فرزندان بود كفر و غلط
در زمان جاهليت دختران * زنده ميكردند در گوران سران
تا مگر نبوند قادر بر جهاز * منفعل گردند از خلق مجاز
گفتهايم از پيش شرح اين تمام * قتل ايشان گفت كفر است و حرام
رزق آنها و شما از جزء و كل * هست بر ما نيست كس بر كس عتل
قتل فرزندان خطايى اكبر است * هر كشد فرزند خود را كافر است
مينگرديد ايچ نزديك زنا * كوست فعلى زشت و راهى بد نما
بر شما هم قتل نفس آمد حرام * جز به حكم راست يعنى انتقام
كشته شد ور كس بظلم و ناروا * بر ولى او بگردانديم ما
امر و استيلا و قدرت در قصاص * پس بقتل اسراف نارد ز اختصاص
وارث دم باشد او منصور ليك * بر همان قدرى كه مشروع است و نيك
همچنين نزديك بر مال يتيم * مىنگرديد ار امينيد و سليم
جز بوجهى خوبتر تا او رسد * بر كمال رشد از روى سند
غبطهاش يعنى نگهداريد باز * ضبط اموالش كنيد از امتياز
تا رسد بر غايت رشد و بلوغ * هم بعقل ار هيچ ازان دارد فروغ
هم بعهد خود كنيد از حق وفا * عهد مسئوليت بر عهد و لا
هم بپيمائيد كيل آن را كه جست * صدق و موزون با ترازوى درست