بدى را بنادانى پس توبه كردند پس از آن بسامان آمدند بدرستى كه پروردگار تو پس از آن آمرزندهء مهربانست ( 119 )
زد خداوندت مثل وانست اين * مردمى كه بوده معمور و متين
ايمن و آسوده از كل زيان * رزقشان آمد فراخ از هر مكان
پس بنعمتهاى حق كافر شدند * ز ايمنى بر فسق و كفران آمدند
پس چشانيد از لباس خوف و جوع * حق مر ايشان را بهنگام وقوع
زانچه كردند از ره نابخردى * فسق و عصيان ناسپاسى و بدى
آمد ايشان را هم از ايشان رسول * پس بتكذيبش شدند از ناقبول
پس فرا بگرفت ايشان را عذاب * چون ستم كردند بر خود بىحساب
پس خوريد اى مؤمنان از آنچه حق * داده روزى بر شما از هر نسق
بس حلال و طيب و پاك و نكو * شكر بايد پس بنعمتهاى او
شكر منعم واجب آمد در عطا * ميپرستيد ار كه او را خود شما
غير از اين نبود كه مىباشد حرام * خون و هم مردار و خنزير آن تمام
ما احل هم لغير اللَّه به * بر شما خود تا نماند مشتبه
فمن اضطر غير باغ لا و عاد * يعنى الا مضطر از حد نى زياد
پس حق آمرزنده است و مهربان * جرم اكل ميته را بخشد از آن
در دوم سوره بيان شد در مقام * شرح و تفصيل اندر اين باب از تمام
مىمگوئيد آنچه وصف اندر كلام * ميكنيد اين كاين حلالست اين حرام
كذب تا بنديد بر پروردگار * وانكه بندد نيست هرگز رستگار
آن متاعى اندك آمد از جهان * هستشان ليكن عذابى بس گران
بر كسانى كه شدند ايشان يهود * شد حرام از ما همانا در حدود
آنچه قصه بر تو كرديم آن ز پيش * رفت در انعام شرح آن بكيش
ما نكرديم ايچ بر ايشان ستم * ليك ظلم ايشان به خود كردند هم
پس خداوندت كسانى كه گناه * كردهاند ايشان بجهل و اشتباه
ثمّ تابوا بعد ذلك و اصلحوا * باشد اندر حال آمرزنده او
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 120 تا 128 ]
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 120 ) شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 121 ) وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ( 122 ) ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 123 ) إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 124 )
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ( 125 ) وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ( 126 ) وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ ( 127 ) إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ ( 128 )
بدرستى كه ابراهيم بود امتى مطيع از براى خدا حق گراى و نبود از مشركان ( 120 )
شكركننده مر نعمتهاى او را برگزيدش و هدايت كردش به راه راست ( 121 )
و دادش در دنيا خوبى و بدرستى كه اوست در آخرت هر آينه از شايستگان ( 122 )
پس وحى فرستاديم بسوى تو كه پيروى كن كيش ابراهيم را حقگراى و نبود از مشركان ( 123 )
جز اين نيست كه گردانيده شد شنبه را بر آنان كه اختلاف كردند در آن و بدرستى كه پروردگار تو هر آينه حكم مىكند ميانشان روز قيامت در آنچه بودند در آن اختلاف ميكردند ( 124 )
بخوان به راه راست پروردگارت بحكمت و پند خوب و مناظره كن با ايشان به آنچه خوبتر است بدرستى كه پروردگار تو اوست داناتر به آنكه كم شد از راهش و او داناتر است بهدايت يافتگان ( 125 )
و اگر عقوبت كنيد پس بمانند آنچه عقوبت شديد به آن و اگر صبر كنيد هر آينه آن بهتر است از براى صبركنندگان ( 126 )
و صبر كن و نيست صبر تو بجز بتوفيق خدا و اندوه و مخور بر ايشان مباش در تنگى از آنچه مكر ميكنند ( 127 )
بدرستى كه خدا با آنان است كه پرهيزكار شدند و آنان كه ايشان نيكوكارانند ( 128 )
انّ ابراهيم كان امة * قانتا للَّه حنيفا ملّة
امت اعنى بوده ابراهيم او * جامع هر فضل و او صافى نكو
جمع در يك تن نشد آن فضل و داد * جز كه در اشخاص بسيار از عباد
پيش از آن يا كافكنند او را بنار * مؤمنى جز وى نبد در روزگار
ميتوان خواندش بتنها امتى * هم بتوحيد و بايمان ملتى
يا چو ترسا و يهود و بتپرست * معترف بودندش از عالى و پست