جز اين نيست كه تو افتراكنندهء بلكه بيشترشان نميدانند ( 101 )
بگو فرو آوردش روح پاكى از پروردگارت به حق تا ثابت گرداند آنان را كه گرويدند و از براى هدايت و بشارت از براى مسلمانان ( 102 )
نى بعهد اللَّه خريد از بىتميز * مر بهاى اندكى كو نيست چيز
آنچه در نزد خداى اكبر است * گر كه دانيد آن شما را بهتر است
فانى آن گردد كه در نزد شماست * هست باقى آنچه در نزد خداست
صابران را ما جزا بدهيم بل * مزد ايشانست بهتر در عمل
هر كه كرد او كار نيك از مرد و زن * هم بود مؤمن دهيمش بيسخن
زندگى پاك نيكو در محل * هم جزاى نيك در اجر عمل
زانچه كردند از عملها بر ملا * بهترين مزديست ايشان را ز ما
پس چو قرآن را بخوانى بر پناه * تو ز ديو رانده گشته بر إله
نيست او را سلطنت بر مؤمنان * كه بحقشان اتكالست آن چنان
غير از اين نبود كه سلطانى اوست * بر كسى كه گيرد او را يار و دوست
يا بر آنها كه هم او گردد سبب * سركشان را بر خدا در روز و شب
آيتى را چون بدل سازيم ما * آوريمش آيت ديگر بجا
هر چه حق وقتى فرستد در خور است * آيتى نسخ ار شد او داناتر است
حكمها باشد بحكمت مستند * نيست حكمى در زمانى بىسند
آيتى وقتى كند نازل خدا * كه در آن وقتست آن را اقتضا
وقتها را داند او در مصلحت * حكمها را هم بجا داند جهت
غير از اين گويند نبود كافتراست * آنچه گويى يعنى آن نى از خداست
بل نميدانند ز ايشان بيشتر * علت اثبات و نسخ اندر ثمر
كز چه رفت آن حكم سابق از ميان * حكم ديگر آمد اندر جاى آن
گو فرود آورد با اين اسقطش * اين كتاب از ربت آن روح القدس
مؤمنان را تا بدان بخشد ثبات * هم دهدشان مژده در راه نجات
مسلمين را رهنمايى بر خداست * هم بشارت بر علوّ و اعتلاست
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 103 تا 111 ]
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ ( 103 ) إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 104 ) إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ ( 105 ) مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 106 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ( 107 )
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ( 108 ) لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 109 ) ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ( 110 ) يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 111 )
و هر آينه ميدانيم بدرستى كه ايشان ميگويند جز اين نيست كه ميآموزد او را انسانى زبان كسى كه ميگردانند گفتار را بسوى او عجميست و اين زبان عربيست روشن ( 103 )
بدرستى آنان كه نميگروند بآيتهاى خدا راه ننمايد ايشان را خدا و از براى ايشان عذابيست دردناك ( 104 )
جز اين نيست كه مىبندند دروغ را آنان كه نميگروند بآيتهاى خدا و آن گروه ايشانند دروغگويان ( 105 )
كسى كه كافر شد به خدا از بعد ايمان آوردنش جز آنكه جبر كرده شد و دلش آرميده بود بايمان و ليكن كسى كه باز شد بكفر از سينه پس بر ايشانست خشمى از خدا و از براى ايشانست عذابى بزرگ ( 106 )
آن باينست كه ايشان اختيار كردند زندگانى دنيا را بر آخرت و بدرستى كه خدا هدايت نمىكند گروه كافران را ( 107 )
آن گروه آنانند كه مهر نهاد خدا بر دلهاشان و گوششان و چشمهاشان و آن گروه ايشانند بيخبران ( 108 )
ناچار بدرستى كه ايشان در آخرت ايشانند زيانكاران ( 109 )
پس بدرستى كه پروردگار تو است از براى آنان كه هجرت كردند از بعد آنكه عذاب كرده شدند پس جهاد نمودند و صبر كردند بدرستى كه پروردگار تو از بعد آن هر آينه آمرزندهء مهربان است ( 110 )
روزى كه آيد هر نفسى كه مجادله كند از خودش