تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
نميآرد خيرى آيا يكسانست او و كسى كه ميفرمايد به عدالت و اوست بر راه راست ( 76 ) و مر خدا راست نهانى آسمانها و زمين و نيست فرمان قيامت مگر چون نظر انداختن چشم به آن نزديكتر است بدرستى كه خدا بر هر چيزى تواناست ( 77 ) و خدا بيرون آورد شما را از شكمهاى مادرهاتان كه نميدانستيد چيزى را و گردانيد براى شما گوش و ديده‌ها و دلها را باشد كه شما شكر كنيد ( 78 ) آيا نديدند بسوى پرندهء رام‌شدگان در ميان آسمان نگه نميداردشان مگر خدا بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست مر جمعى كه ايمان ميآورند ( 79 ) و خدا گردانيد براى شما از خانه‌هاتان آرامگاه و گردانيد براى شما از پوستهاى شتر و گاو و گوسفند خانه‌ها كه سبك بر ميداريد آنها را روز كوچكتان و روز ماندنتان و از پشمهاى آنها و كركهايشان و موهاشان پوشش و فرش و مايهء تجارت تا هنگامى ( 80 )
حق مثل زد بر دو مردى كابكم است * زان دو يك قادر نه بر يك شىء هست
هست از فهم سخنها بىتميز * وز صنايع مينداند هيچ چيز
هست بر مولاى خود ثقل و و بال * جملگى درمانده مولايش به حال
هر كجا او را فرستد بهر كار * باز نايد بر نكويى سوى يار
زانكه عاجز باشد از گفت و شنود * نه بفهمد نه بفهماند بزود
او بود آيا مساوى با كسى * كوست من يا مر بعدل ايدون بسى
يعنى او باشد سخن گو در مقام * با كفايت باز و با رشدى تمام
وصف او بر عدل زانكرد از كمال * زانكه باشد عدل جامع در خصال
باشد او در نفس خود بر راه راست * قصدش از هر كار حاصل بىخطاست
مر خدا را باشد از وجه يقين * علم بر غيب سماوات و زمين
نيست خود كار قيامت سر بسر * نزد حق الا كلمح بالبصر
بلكه از آن هم قيامت اقربست * زانكه آن دو فعل و اين يك مطلب است
بستن و بگشودنست آن ديده را * و اينست بستن يا گشودن بر ملا
اين نه در رفتار ماه و هفته است * تا زنى چشمى قيامت رفته است
حق بهر چيزيست قادر بيشكى * بعث و حشر از قدرتش باشد يكى
مر شما را حقتعالى در حيات * اندر آورد از بطون امهات
ميندانستيد چيزى را شما * از منافع يا مكاره ز ابتدا
مر شما را داد اندر جلبها * گوشها و چشمها و قلب‌ها
شايد او را شكر گوئيد و سپاس * گر كه باشيد از نعمها حق‌شناس
ننگرند آيا خلايق سوى طير * رام در جوّ سما از بهر سير
جز حق ايشان را نميدارد نگاه * مؤمنان را اينست آيات از إله
خانها بر ساخت حقتان استوار * تا در آن يابيد آرام و قرار
همچنين بر ساخت از بهر شما * از جلود چارپايان خانها
پرده‌ها يعنى كه در صحرا زنيد * وان ز پشم ميش و اشتر بر كنيد
در سفرها تا بروز حمل و نقل * بر شما باشد سبك از روى عقل
يا كه در وقت اقامت در مقام * يعنى اندر راه و منزل بالتمام
هم ز پشم ميش و ار بار شتر * هم ز موى بز پديد آورد پر
بر شما پوشيدنيها نزد حس * نرم و نيكو تا كه گردد مندرس

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 81 تا 88 ]

وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ( 81 ) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ الْمُبِينُ ( 82 ) يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها وَ أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ ( 83 ) وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ( 84 ) وَ إِذا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذابَ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ ( 85 ) وَ إِذا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكاءَهُمْ قالُوا رَبَّنا هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكاذِبُونَ ( 86 ) وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 87 ) الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما كانُوا يُفْسِدُونَ ( 88 ) و خدا گردانيد براى شما از آنچه آفريد سايبانها و گردانيد براى شما از كوه‌ها خانه‌هاى پنهان بودن و گردانيد براى شما پيراهنها كه نگاه داردتان از گرما و پيراهنهاى جنگ كه نگاه داردتان از آسيب شما همچنين تمام مىكند نعمت خود را بر شما باشد كه شما منقاد شويد ( اسلام آوريد ) ( 81 ) پس اگر رو گردانند پس نيست بر تو مگر رسانيدن آشكار ( 82 ) ميشناسند نعمت خدا را پس انكار ميكنند آن را و بيشترشان كافرانند ( 83 ) و روزى كه برانگيزانم