تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
مر اهل فراست را ( 75 ) و بدرستى كه آن هر آينه به راه ثابت است ( 76 ) بدرستى كه در آن هر آينه آيتيست مر گروندگان را ( 77 ) و اگر چه بودند يارانى كه هر آينه ستمكاران ( 78 ) پس انتقام كشيديم از ايشان و بدرستى كه آن دو هر آينه در راهى روشنند ( 79 )
گفت ابراهيم چبود كارتان * غير از اين اندر زمين و اسرارتان
بر بشارت بود كافى يك ملك * كار ديگر هستشان پس بى ز شك
گفت بفرستاده‌اند اندر زمين * جمله ما را سوى قوم مجرمين
سوى قوم لوط يعنى بر هلاك * غير آل او بدون اشتراك
اهل او باشند از ما در امان * جز زنش كو باشد از پس ماندگان
پس در آن هنگام كايشان آمدند * خانوادهء لوط را داخل شدند
لوط گفتا از شما بيگانگان * ترسم از شرى به خود زين مردمان
گفت نى بيگانه‌ام از ما ضرر * بر تو نايد آمديمت تا مگر
بر هر آن چيزى كه قومت بوده‌اند * بر عناد و فسق و شك آلوده‌اند
راستى آورده‌ايمت بر وعيد * كه بر ايشان دادى از قهر شديد
راستگويانيم ما وز عيب پاك * ميكنيم اين لحظه قومت را هلاك
اهل خود را پس ببر بيرون بشب * پارهء چون رفت از شب بىتعب
اهل خود را پيش افكن با شتاب * وز قفاشان رو تو خود كامد عذاب
از شما مىننگرد يك تن بپس * خود رويد آنجا كه مأموريد بس
يا بصفرا يا بسوى مصر و شام * كان زمين را نيست بيمى ز انتقام
حكم ما كرديم سويش كاينست كار * شد بريده صبح ز اهل اين ديار
تا بصبح اعنى كه بر جا نغنويد * در سحر نابود و مستأصل شويد
آمدندى سوى خانه لوط شاد * اهل شهر از بهر آمال و فساد
مژده دادندى ز مهمانان بهم * گفت لوط آن قوم را با بيم و غم
مر مرا باشند مهمان اين كسان * پس نسازيدم برسوايى نشان
مىبترسيد از حق اى قوم ضلال * تا نيابم خوارى از مهمان به حال
مىبگفتند از غريبان نهى ما * بر تو ننموديم آيا بارها
تا نگردى حامى هر رهگذر * چون گذشتى از شروط مستقر
گفت باشند اين بناتم اى گروه * گر كنيد آن را كه گويم بىستوه
مر شما را پند من باشد سلاح * بهترند اين دختران بهر نكاح
اى محمد « ص » بر حيات تو قسم * كه بدند ايشان بسكر دمبدم
مستى شهوت بد ايشان را فزون * بيهش و حيران چو ارباب جنون
صيحه پس بگرفتشان اندر زمين * صيحه يعنى بانك جبريل امين
شهرهاشان كرد يك جا سرنگون * روشنى روز چون آمد برون
پس نموديم آن همه زير و زبر * هم ببارانديمشان بر سر حجر
باشد اندر اين نشانها بيشمار * بهر ارباب فراست و اعتبار
آن بلاد اندر سر راه شماست * در عيون رهگذريان بر ملاست
اندر اين كه ياد كرديم از يقين * آيتى باشد ز بهر مؤمنين
بوده‌اند اصحاب ايكه ظالمان * ما كشيديم انتقام از آن كسان
شرح يوم الظله را اندر عذاب * جاى خود مذكور سازم در كتاب
ايكه و مدين به راه روشن است * عابرين بينند و آن بس ابين است

[ سوره الحجر ( 15 ) : آيات 80 تا 99 ]

وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ ( 80 ) وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ ( 81 ) وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ ( 82 ) فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ( 83 ) فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ( 84 ) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ ( 85 ) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ ( 86 ) وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ ( 87 ) لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ ( 88 ) وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ ( 89 ) كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ ( 90 ) الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ( 91 ) فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ( 92 ) عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ ( 93 ) فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ( 94 ) إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ( 95 ) الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 96 ) وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ ( 97 ) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ( 98 ) وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ( 99 ) و بحقيقت تكذيب كردند اصحاب حجر رسولان را ( 80 ) و داديمشان آيتهاى خود پس بودند از آنها اعراض‌كنندگان ( 81 ) و بودند ميتراشيدند از كوه‌ها خانه‌هايى كه ايمن باشند ( 82 ) پس گرفت ايشان را فريادى مهلك بامدادكنندگان ( 83 ) پس كفايت نكرد از ايشان آنچه بودند كه كسب ميكردند ( 84 ) و نيافريديم آسمانها و زمين را و آنچه ميان آنهاست مگر به حق و بدرستى كه قيامت هر آينه آينده است پس درگذر درگذشتنى خوب ( 85 ) بدرستى كه پروردگار تو اوست آفريدگار دانا ( 86 ) و بتحقيق داديم تو را هفت آيت از سورهء كه دو بار نازل شده و قرآن عظيم ( 87 ) مگشاى به خواهش البته دو چشمت را به آنچه كامرانى داديم به آن اصنافى را از ايشان و اندوه مخور بر ايشان و فرود آور بالت را از براى گروندگان ( 88 ) و بگو بدرستى كه من منم بيم‌كننده آشكارا ( 89 ) هم چنان كه فرو فرستاديم بر آنان كه قرآن را پاره پاره و جزء جزء كردند ( 90 ) و آنان كه گردانيدند قرآن را پاره‌ها يا سحرها يا كذبها ( 91 ) پس بپروردگار تو