[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 1 تا 12 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 1 ) يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاتَّقُونِ ( 2 ) خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 3 ) خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ ( 4 )
وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ ( 5 ) وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ ( 6 ) وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 7 ) وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ ( 8 ) وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ ( 9 )
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ ( 10 ) يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ( 11 ) وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ( 12 )
بنام خداى بخشايندهء مهربان
آمد فرمان خدا پس شتاب مكنيد آن را دانم پاك بودنش را و برتر آمد از آنچه شرك ميآورند ( 1 )
فرو ميفرستد ملائكه را با روح از امرش بر آنكه ميخواهد از بندگانش كه بيم دهيد بدرستى كه نيست الهى مگر من پس بترسيد از من ( 2 )
آفريد آسمانها و زمين را براستى برتر آمده از آنچه شرك ميآورند ( 3 )
آفريد انسان را از نطفه پس اكنون اوست جدال كنندهء آشكار ( 4 )
و شتر و گاو و گوسفند آفريد آنها را براى شما در آنهاست گرمى و منفعتها و از آنها ميخوريد ( 5 )
و براى شماست در آنها تجملى در وقتى كه ميآريد از چراگاه و هنگامى كه به چرا مىرويد ( 6 )
و بر ميداريد بارهاى گران شما را و مىبرند بشهرى كه نباشيد رسندهء به آن مگر بتعب نفسها بدرستى كه پروردگار شما هر آينه مهربان رحيم است ( 7 )
و اسبها و استرها را و خرها را تا سوار شويد آنها را باشد آرايشى و بيافريد آنچه را كه نميدانيد ( 8 )
و بر خداست راستى راه و بعضى از آن منحرف است و اگر خواستى هر آينه هدايت كردى شما را همه ( 9 )
اوست كه فرو فرستاد از آسمان آب را براى شما از آنست نوشيدنى و از آنست درختى در آن ميچرانيد ( 10 )
ميروياند براى شما به آن كشت را و زيتون و درختان خرما و انگورها و از همهء ثمرها بدرستى كه در آن هر آينه آيتيست از براى قومى كه انديشه مىكنند ( 11 )
و مسخر كرد براى شما شب را و روز را و آفتاب و ماه را و ستارهها تسخيرشدگانند بفرمان او بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست مر گروهى را كه در ميابند بعقل ( 12 )
سورة النحلست از روى عدد * بيست و هشت آيت آن از بعد صد
بعضى از آن مكى است و بعض هم * در مدينه نازل است از ذو الكرم
در تفاسير اين چنين آوردهاند * مشركان تعجيل بس ميكردهاند
بر هر آنچه وعدهشان دادى رسول * از قيامت يا عذاب بس مهول
مىبگفتند اهل عدوان لا كلام * اين نباشد جز فريب و اتهام
ور بفرض آن را كه گويى رو كند * آن ز ما لطف بتان يك سو كند
يعنى از ما رد كند رنج و بلا * بر الهان چون كه رو آريم ما
آمد آيت كه رسيد امر خدا * مر وقوعش هست نزديك و بجا
وان بود يا خود قيامت يا عذاب * پس شما ناريد بر وقتش شتاب
ميرسد يعنى در آن تعطيل نيست * هيچ حاجت بر چنين تعجيل نيست
پاك و برتر باشد آن شاه مليك * زانچه ميگيريد هم با وى شريك
ميفرستد مر ملايك را بروح * كوست قرآن يا كه علم اندر فتوح
باعث آن خود بر حيات دل شود * تا كه موت جهل از آن زايل شود
ز امر خود بر هر كه خواهد از عباد * ميدهد علم و نبوت بر مراد
تا كنند انذار خلقان بر علن * زانكه مىنبود خدايى غير من
پس بترسيد از من اندر امر و نهى * زانچه گفتند انبيا از راه وحى
آفريد او خود سماوات و زمين * بالحق اعنى از ره حكمت چنين
بر صفات و شكل و وضع مختلف * تا بيكتايى شويدش معترف
برتر است از آنكه گيرد كس شريك * با وى اندر هيچيك ز افعال نيك
آفريده است آدمى ز آب منى * كان جمادى بود بيما و منى
بد نه هيچ از فهم و ادراكيش سهم * پس رساند او را باوج عقل و فهم
پس نمايد احتجاج او يا جدل * در مقام نفى بعث اندر محل
قصد از اين باشد ابى ابن خلق * كاستخوان مرده بگرفت او به كف
با پيمبر گفت من يحيى العظام * وان بود پوسيده چون يابد نظام