آمد آيت كه بد اين اول جماد * يافت از ما حس و نطق اندر نهاد
از چه استدلال او را در سبيل * بر اعاده ناوريد اينسان دليل
هشت صنف از چارپايان آفريد * تا ز پشم و مويشان پوشش كنيد
غير از اين هم ضعفهايى بىحساب * مر شما را باشد اندر انتخاب
ميخوريد از لحمشان و از كشك و شير * همچنين از روغن و پيه و پنير
هم در آنها زينت و آرايشى * مر شما را باشد و آسايشى
بازگردند از چرا چون وقت شام * هم بمرتع صبح چون گيرند گام
تحمل اثقالكم يعنى كنند * بارهاتان حمل در هر راه چند
سوى شهرى كه بدان نبويد هيچ * خود رسنده با گرانبار از بسيچ
جز بشق انفس اعنى سخت و شاق * حمل آن باشد بر ابدان در سياق
حمل نيم آن بيكبار او كنيد * عمر و طاقت نصف شد هم جان و ديد
اين چنين پروردگار انس و جان * بر شما باشد رءوف و مهربان
آفريد او استر و اسب و حمار * بهر زينت تا شويد آنها سوار
آفريند هم ز هر گون جانور * كه ندانيد آن شما ز اصل و اثر
گفتهاند از شرح ما لا تعلمون * هست اوليتر سكوت از چند و چون
زانكه دانش را بر آن سو راه نيست * ممكن از ايجاد خلق آگاه نيست
از وجود و بود شيئى و از اثر * بر تمامى كى توان گشتن خبر
جانورها هست در جوّ هوا * هم بجوف ارض بيحد و انتها
هست اندر هر يكى آثارها * و آيد از هر يك بخلقت كارها
نام آن نشنيده كس يا نسبتش * تا چه جاى آنكه داند علتش
و آنكه هم بينى و دانى فصل آن * حمله كى دانى اثر يا اصل آن
در سر خلقت مكس
از مگس پرسيد شخصى از امام * كز وجودش چيست حاصل در نظام
گفت باشد ماده و نر از نبات * هر چه رويد از زمين در التفات
بر گياه نر نشيند چون ذناب * دست و پا آلوده سازد بر لعاب
پس چو بر مايه فرود آيد مگس * بارور گردد تو را اين نفع بس
نفعها در اوست از خلاق شىء * اين يكى بود از خواص و نفع وى
باشد از باقى خدا آگاه و بس * نيست آگاه از تمامش هيچكس
كل اشيا را چنين دان ز التفات * از جماد و هم ز حيوان و نبات
شد هويدا رمز ما لا تعلمون * داند آن را هستى بيچند و چون
هم بود مر بر خدا قصد السبيل * راه موصل بر حق اعنى از دليل
هست بر حق تا كند واضح طريق * تا نماند كس بگمراهى غريق
حل و حرمت نفع و ضر و خير و شر * جمله را ظاهر نمايد بر بشر
زان طرق بعضى است گمراهى و كج * منحرف از مقصد و دور از نهج
خواستى بر وجه الجاء از خدا * مر شما را جمله گشتى رهنما
راه تا يابيد بر قصد السبيل * و اين نه بر حكمت بود بى قال و قيل
او فرستاد از سما يا از سحاب * بر زمين ماء لكم منه شراب
هم از آن باشد درخت اندر نشان * چارپايان را چرانيد اندران
ميخورند از برگ آن يعنى نگاه * قصد باشد از شجر يا هر گياه
زرع روياند ز آب از هر قبيل * بر شما ز اعناب و زيتون و نخيل
وز هران ميوه بود وين آيتى * آنكه را باشد تفكر ساعتى
رام كرد او بر شما ليل و نهار * همچنين شمس و قمر را در مدار
بهر انضاج فرا كه هم بگاه * زان توان كردن حساب سال و ماه
اين فوايد را تو بينى هر نفس * ما بقى را اهل هش دانند و بس
و اين كواكب ز امر حق باشند رام * بر شناسايى راه از هر مقام
هم در اين باشد علامتها فزون * خون لايات لقوم يعقلون
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 13 تا 27 ]
وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ( 13 ) وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 14 ) وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ( 15 ) وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ( 16 ) أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 17 )
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ( 18 ) وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ ( 19 ) وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ ( 20 ) أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ( 21 ) إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ( 22 )
لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ( 23 ) وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ( 24 ) لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ ( 25 ) قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ( 26 ) ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ ( 27 )
و آنچه را آفريد براى شما در زمين كه مختلف است اقسامش بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست مر گروهى را كه در مييابند بعقل ( 13 )
و اوست كه تسخير كرد دريا را تا بخوريد از آن گوشتى تازه و بيرون آريد از آن پيرايهء كه ميپوشيد آن را و مىبينى كشتيها را شكافندگان آب به سينه در آن تا بجويند از فضلش و باشد كه شما شكر كنيد ( 14 )
و افكند در زمين كوههاى استوار اينكه مايل باشد به شما و نهرها و راهها باشد كه شما راه يابيد ( 15 )
و علامتها و بستاره ايشان راه مىيابند ( 16 )
آيا پس آنكه مىآفريند چون كسيست كه نمىآفريند آيا پس پند نميگيريد ( 17 )
و اگر بشماريد نعمت خدا را بشمار در نتوانيد آوردش بدرستى كه خدا هر آينه آمرزنده مهربانست ( 18 )
و خدا ميداند آنچه را پنهان ميداريد و آنچه را آشكار ميكنيد ( 19 )
و آنان را كه ميخوانند از جز خدا نميتوانند آفريد چيزى را و ايشان آفريده ميشوند ( 20 )
مردگانند نه