آن گاه از مهلت دادگان ( 8 )
بدرستى كه ما فرو فرستاديم ذكر را و بدرستى كه ما مر او را نگاهدارندگانيم ( 9 )
و بدرستى كه فرستاديم پيش از تو در گروههاى پيشينيان ( 10 )
و نمىآمد ايشان را هيچ رسولى مگر كه بودند آن استهزا ميكردند ( 11 )
همچنين در مياريم آن را در دلهاى گناهكاران ( 12 )
ايمان نمىآورند به آن و بدرستى كه گذشته است آئين پيشينيان ( 13 )
و اگر ميگشاديم بر ايشان درى از آسمان پس ميبود در آن كه همه روزه به بالا ميرفته باشند ( 14 )
هر آينه ميگفتند جز اين نيست بسته شده چشمهاى ما بلكه مائيم گروه سحر كرده شدگان ( 15 )
كرد هم در سورهء الحجر ابتدا * حقتعالى از الف وز لام و را
هست الف انشاء از ذات الاحد * كه تجلى كرده از خود او به خود
زان تجلى عقل اول شد به پا * باطنش جبريل و ظاهر مصطفى
لام و را يعنى كه جبريل و رسول * ختم از ايشان دور امكان در نزول
بر نبى با جبرئيل اندر خطاب * آمد از حق تلك آيات الكتاب
هست قرآن مبين در هر و رق * مر جدا سازندهء باطل ز حق
اى بسا كه كافران دارند دوست * كاش ما بوديم مسلم كآن نكوست
و اينست وقتى كه مسلمانى قوى * گشته باشد از فتوح معنوى
مؤمنان گردند شاد و شيرگير * دشمنان مغلوب و مفلوك و اسير
واگذار اى احمد كامل بيان * تا خورند از هر چه خواهند اينخسان
بهرهمند آيند از هر نيك و بد * و آرزوهاشان كند مشغول خود
زود باشد كه بدانند آن رمه * شومى كردار و سوء خاتمه
ما نكرديم اهل ديهى را تباه * جز زمانى كه مقدر بد بگاه
يعنى آن مكتوب اندر لوح بود * آمد از غيب قدر پس در شهود
هيچ نگرفتند پيشى ساعتى * وقت را هم پس نماندند امتى
كافران گفتند اى آن كو نزول * يافت بر وى ذكر مجنونى و گول
وز جنون خويش از روى كلام * خود بنسيه با زمان خانى مدام
تو چرا نارى بما افرشتگان * بر گواهى در رسالت ز آسمان
گر تويى از راستگويان بى ز شك * بر گواهى نزد ما آور ملك
حقتعالى گويد ايشان را جواب * نى فرشته ما فرستيم از شتاب
جز به حق يعنى كه اندر ساعتى * كه نباشد بهر ايشان مهلتى
ما فرستاديم قرآن را و چند * حافظم آن را خود از هر ناپسند
هم فرستاديم پيش از تو يقين * مر رسولان در گروه اولين
هم بديشان نامد از پيغمبران * جز كه ميكردند استهزا بدان
همچنين كه سابقين را در قلوب * عظمت ذكر اندر افكنديم خوب
از پى اتمام حجت در سبل * پس نياوردند ايمان بر رسل
همچنين اندر قلوب مجرمان * ذكر را ظاهر نمائيم اينزمان
افكنيم اعنى بقلب اينگروه * عظم قرآن را كه خاص است از وجوه
ليك ايمان ناورند از ذكر و پند * عادت پيشينيان بگذشته چند
عادت حق بر هلاك طاغيان * گشته جارى يعنى اندر هر زمان
باز خواهند از رسولان نز صلاح * معجزهء ديگر بوجه اقتراح
ز آسمانشان در گشائيم ار كه چند * تا كه هر روزى بران بالا روند
مىبگويند آن كسان نبود جز اين * سكرت ابصارنا بالسّحر هين
بلكه ما هستيم مسحورون همه * چشم ما را بستهاند از واهمه
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيات 16 تا 25 ]
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ ( 16 ) وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ ( 17 ) إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ ( 18 ) وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ ( 19 ) وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِينَ ( 20 )
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ( 21 ) وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ ( 22 ) وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ ( 23 ) وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ ( 24 ) وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( 25 )
و بدرستى كه گردانيديم در آسمان برجها و آراستيم آن را براى نگرندگان ( 16 )
و نگاهداشتيم آن را از هر شيطان رانده شده ( 17 )
مگر آنكه بدزديده گوش فرا داشت پس ز پى رفت او را شهاب روشن ( 18 )
و زمين وسعت داديم آن را و افكنديم در آن كوههاى استوار و رويانيديم ما در آن از هر چيز سنجيده ( 19 )
و ساختيم براى شما در آن مايهاى تعيش و كسى را كه نيستيد مر او را روزىدهندگان ( 20 )
و نيست هيچ چيز مگر نزد ما خزينههايش و نميفرستيم آن را مگر باندازهء دانسته شده ( 21 )
و فرستاديم بادها را بار گرفتهها پس فرو فرستاديم از آسمان