تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
رزق هر كسرا كه ميخواهد خدا * از ره حكمت گشايد هر كجا
هم نمايد تنگ بر هر كس كه خواست * وسعت و تنگى ارزاق از خداست
گشته‌اند اين اهل دنيا جمله شاد * بر حيات دينى بىاعتماد
زندگى اين جهان پر صداع * نيست اندر آخرت غير از متاع
كافران گويند نازل از چه رو * مينگردد آيت از ربش بر او
گو كند گمره خدا آن را كه خواست * يعنى آن كو بازگشت از راه راست
ره نمايد هم بر آن كو بازگشت * كرد بر وى و از منيتها گذشت
مؤمنان آرام يابد قلبشان * مر بذكر حق كه سازد جلبشان
مىبدانيد اينكه بر ذكر خدا * مطمئن گردد قلوب با صفا
آن كسان كه بگرويده بر حقند * كرده‌اند اعمال نيكو و اليقند
باشد ايشان را خوشيها نى حساب * در جزا طوبى لهم حسن مآب
اى محمد « ص » همچنين از رحمتى * ما فرستاديمت اندر امتى
امتى كه بر گذشت است از نشان * پيش از ايشان بوده آنچه از امتان
تا كه بر خوانى بر ايشان آنچه وحى * شد ز ما سوى تو اندر امر و نهى
گر چه هيچ ايشان برحمان نگروند * نام او از سمع ايمان نشوند
چون كه در صلح حديبيه نوشت * عهدنامه آن رسول خوش سرشت
بسمله چون برنوشتند ابتدا * مشركان كردند از رحمان ابا
ما برحمان نيستيم آگه براست * گو كه او پروردگار ما سوى است
آنكه معبودى جز او نبود بذات * من بر او كردم توكل از جهات
هم بسوى اوست ما را بازگشت * هم تمام ماسوى را بازگشت
مشركان گفتند با خير الورى * كه تو گويى من رسولم از خدا
هست وين قرآن ز حق نازل به من * خواهى ار تابع شويمت بيسخن
پس به اين قرآن جبال مكه را * دور كن تا ارض ما يابد فضا
ارض را بشكاف تا گردد روان * جويها بهر زراعت در زمان
جد خود يعنى قصى ابن كلاب * زنده كن او را بقول مستجاب
تا كه در حقيقت گردد گواه * گويد اين باشد پيمبر از إله
چون ز عيسى بهترم گويى صريح * مرده را ميكرد زنده پس مسيح
آمد اين آيت كه قرآن گر كه بود * اين كه راند كوه‌ها را از حدود
يا زمين بشكافته كشتى بدان * مرده يا زنده شود ز او در زمان
هم نياوردندى ايمان اين گروه * ور نه زين قرآن شود بر كنده كوه
حق بر آياتى كه كردند اقتراح * قادر است اما بر آن نبود صلاح
حاصلى گر داشت بر ايمانشان * بود كافى زان همه قرآنشان
مىنگشتند ايچ آيا نااميد * مؤمنان ز ايمان اين قوم عنيد
يا ندانستند آيا كه خدا * ره نمايد گر كه خواهد جمله را

[ سوره الرعد ( 13 ) : آيات 31 تا 37 ]

وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ( 31 ) وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ( 32 ) أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ( 33 ) لَهُمْ عَذابٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَقُّ وَ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ ( 34 ) مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْكافِرِينَ النَّارُ ( 35 ) وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَفْرَحُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ مِنَ الْأَحْزابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ ( 36 ) وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ ( 37 ) و اگر آنكه ميبود قرآنى كه برفتار در آورده شدى به آن كوه‌ها يا پاره پاره شدى به آن زمين يا بسخن در آورده شدى به آن مردگان بلكه مر خدا راست امر همگى آيا پس ندانستند آنان كه گرويدند كه اگر ميخواست خدا هر آينه هدايت كرده بود مردمان را همگى و هميشه آنان كه كافر شدند ميرسد ايشان را بسبب آنچه كردند مصيبتى سخت يا فرود مىآيى نزديك به خانه ايشان تا بيايد وعده خدا بدرستى كه خدا خلاف نميكند وعده را ( 31 ) و بتحقيق استهزا كردند برسولان پيش از تو پس مهلت دادم مر آنان را كه كافر شدند پس گرفتمشان پس چگونه باشد عقوبت من ( 32 ) آيا پس كسى كه او نگهبانست بر هر نفسى به آنچه كسب كرد و گردانيدند از براى خدا شريكان بگو نام بريد آنها را بلكه خبر ميدهيد او را به آنچه نميداند در زمين بلكه بظاهريست از گفتار بلكه آراسته شد از براى آنها كه كافر شدند حيله ايشان و باز داشته شدند از راه و كسى را كه اضلال كرد خدا پس نباشد مر او را راهنمايى ( 33 ) مر آنها را عذابيست در زندگانى دنيا و هر آينه عذاب آخرت سخت‌تر است و نباشد مر ايشان را از خدا هيچ نگاهدارنده ( 34 ) مثل بهشتى كه وعده داده شد پرهيزكاران ميرود از زيرش نهرها ميوه‌اش و سايه‌اش دائمى است اينست انجام آنان كه پرهيزكار شدند و انجام كافران آتش است ( 35 ) و آنان كه داديم ايشان را كتاب شاد ميشوند به آنچه فرو فرستاده شد به تو و از طايفه‌هاى دشمن كسى است كه انكار مىكند برخى از آن را بگو جز اين نيست فرموده شدم كه بپرستم خدا را و شرك نياورم به او بسوى او ميخوانم و بسوى اوست بازگشت ( 36 ) و همچنين فرو فرستاديم آن را حكمى عربى و اگر از پيروى كنى خواهشهاى ايشان را
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 383 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه