تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
اوست آن كس كو نمايد بر شما * برق را از خوف و طمعى در هوا
مر مسافر را بود از برق بيم * ليك طامع ز اوست باران را مقيم
در هوا گردد پديد از وى سحاب * ابرهايى كه گرانبارند ز آب
مىكند بر حمد او تسبيح رعد * چون كه يابد حكم غريدن بوعد
يا كه چون آواز رعد آيد به گوش * مىكند تسبيح سامع زانخروش
زانكه موجب بانك او بر خشيت است * ياد حق كردن در آن دم نوبتست
كم بود كز مهر دل يادش كنى * جز كه بيم از قهر جلادش كنى
زان بترساند ترا از كل شىء * تا كنى از ترس و خوفى ياد وى
هست اينهم نوعى از الطاف او * كت نمايد سوى خويش از خوف رو
گر ز مهرى روى دل با او كنى * بدهدت از خلق عالم ايمنى
ترسى از موشى كه جنبد در حصير * ز او نترسى اين دليل است اى فقير
گر جوى ترسى بخلوتها ز حق * مى بترسند از نشان ما خلق
ور كنى يادش دمى از روى مهر * از تو انديشد برفتارش سپهر
مر صواعق را فرستد از سماك * تا كند ز او هر كرا خواهد هلاك
نقل از باقر « ع » نمايند اين خبر * با رواتى بس صديق و معتبر
صاعقه بر مؤمن و كافر رسد * جز بر آن كو ذكر حق با وى بود
ميكنند ايشان جدال اندر خداى * كز چه چيز است او بعقل مقتداى
يا جدل سازند با پيغمبرش * كاو صفت از حق كند در محضرش
حق بود بس سخت قوت در محال * هم مگر ابله كند در وى جدال
هست او را خواندن حق وانكسان * كه به غير او بخوانند از بتان
نى اجازت كرده بر چيزى شوند * نى بمقصودى ز تمييزى شوند
جز به مثل آنكه بگشايد كفش * سوى آب از دور بهر مصرفش
تشنهء كو بر سر چاهى رسد * بيرسن بىدلو از راهى رسد
آب را خواند كش آيد بر دهن * نى رسنده باشدش آب اى حسن
زانكه نه داناست بر خواننده آب * هم نه قادر تا بر او گيرد شتاب
خواندن كفار هم باشد چنين * مر بتان را نيست سودى اندر اين
خواندن ايشان نباشد جز ضلال * هيچ مر اصنام را با ابتهال
مىكند سجده خدا را باليقين * آنچه باشد در سماوات و زمين
يا ز طوعى چون ملايك و ان عباد * كه كنندش طاعت از عشق و و داد
يا ز كرهى همچو كفار ديار * كه بخوانندش بگاه اضطرار
سايه اهل سماوات و زمين * صبح و شامش سجده آرند از يقين
سر ايجاد اين نه بر پيرايه است * هر چه حادث باشد او را سايه است
اى محمد « ص » كيست گو پروردگار * بر سماوات و زمين بر استوار
نيست ايشان را جوابى كو خداست * زين كنى الزامشان بد صدق و راست
گو فرا گيريد آيا پس شما * غير او معبود و گيريد اوليا
كه بنفس خويش مالك نيستند * هم نه بر سود و زيان مبنى استند
كور و بينا گو كه آيا در بصر * مر مساوى باشد از روى نظر
يا برابر باشد آن ظلمات و نور * نور ايمان ظلمت شرك و غرور
ساختندى با خدا آيا شريك * آنچه را نبوند بر خلقى مليك
هم چنان كه آفريده است آن خداى * تا تشابه نبود اندر خلق و راى
يعنى آن سان كو جهانى آفريد * هم كنند ايشان ز نو خلقى پديد
حاصل آنكه خالقى نگرفته‌اند * كه تواند آفريد از خلق چند
گو خدا كاو واهب تمييزها است * آفرينندهء تمام چيزهاست
در الوهيت بود يكتا بذات * غالب او بر هر چه هست از ممكنات
آب را نازل نمود او ز آسمان * رودها زان پس بهر سو شد روان
در هران وادى به قدر وسع و تاب * نى فزون ز اندازه تا سازد خراب
پس كفى را حمل كرد آن سيل بر * يعنى آورد از تموج بر زبر
و از هر آنچه بر فروزند آن بنار * بهر زيور يا متاعى اهل كار
هست چون آن كف كه باشد روى آب * هم چنان كه ذكر شد در انتساب
حق زند مر حق و باطل را مثل * بر چنان آبى كه آيد در محل
در منابع ميرود بعضى از او * در عروق ارض هم بعضى فرو
هست بالاى فلز يا روى آب * قوط باطل چون كفى در انقلاب
پس رود كف ساقط و مطروح و پست * وان فلز ماند بعقر اندر نشست
وانچه باشد نفع مردم را در آن * پس نماند در زمين صافى روان
حق مثلها را زند اينسان تمام * تا كه عبرت باشد آن بر خاص و عام
يعنى آنها كه اجابت آورند * رب خود را هم بنيكى در خورند
وانكه ننمودند اجابت ز او يقين * گر كه ز ايشان باشد آنچه در زمين
يا كه باشد مثل آن با او همه * فديه بدهند آن به حق بىواهمه
آن گره باشند در سوء الحساب * بر جهنم باشد ايشان را اياب

[ سوره الرعد ( 13 ) : آيات 19 تا 30 ]

أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 19 ) الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ ( 20 ) وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ ( 21 ) وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ( 22 ) جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ ( 23 ) سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ( 24 ) وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ( 25 ) اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ ( 26 ) وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ ( 27 ) الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ( 28 ) الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ ( 29 ) كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ مَتابِ ( 30 ) آيا پس آنكه مىداند جز اين نيست آنچه فرو فرستاده شد به تو از پروردگارت حق است چون كسى است كه او كور است جز اين نيست كه پند پذيرند صاحبان خردها ( 19 ) آنان كه وفا ميكنند به پيمان خدا و نمىشكنند پيمان را ( 20 ) و آنان كه مىپيوندند آنچه را امر كرده خدا به آن كه پيوند كرده شود و ميترسند از پروردگارشان و بيم دارند از بدى حساب ( 21 ) و آنان كه صبر كردند براى طلب وجه پروردگارشان و بر پاى داشتند نماز را و انفاق نمودند از آنچه روزى داديمشان نهان و آشكار و دفع ميكنند به خوبى بدى را آنها مر ايشانراست عاقبت آن سراى ( 22 ) بهشتهاى اقامت دائمى كه داخل ميشوند آنها را و كسى كه شايسته شد از پدرانشان و جفتهاشان و فرزندانشان و ملائكه داخل ميشوند بر ايشان از