تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
من نخواهم بر شما الا صلاح * وانچه باشد موجب خير و صلاح
آنچه بتوانم بكوشم در ولاى * نيست هم توفيق من جز با خداى
تكيه بر آن ميكنم كو قادر است * باز گردم سوى آن كو حاضر است
كسب نكند بر ندارد اى گروه * دشمنى من شما را از وجوه
آن رسد تا مر شما را كه رسيد * نوحيان را آن ز طوفان شديد
يا بقوم هود و صالح در ظهور * از شما خود نيست قوم لوط دور
با شما يعنى قريبند از مكان * همچنين از حيث اوقات و زمان
مغفرت خواهيد از پروردگار * پس بسويش باز گرديد از عثار
باشد آن پروردگارم مهربان * دوست بر مستغفران و تايبان

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 91 تا 95 ]

قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ ( 91 ) قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ( 92 ) وَ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ( 93 ) وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ ( 94 ) كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ ( 95 ) گفتند اى شعيب نمىيابيم بسيارى را از آنچه مىگويى و بدرستى كه ما هر آينه مىبينيم ترا در ميان خود ناتوان و اگر نبود رعايت جماعت تو هر آينه سنگسار مىكرديم ترا و نيستى تو بر ما غالب ( 91 ) گفت اى قوم آيا جماعت من عزيزترند بر شما از خدا و گرفتيد آن را از قفاتان پس پشت افتاده بدرستى كه پروردگار من به آنچه مىكنيد فرا رسنده است ( 92 ) و اى قوم بكنيد بر تواناييتان بدرستى كه من كننده‌ام زود باشد كه بدانيد كه كيست كه مىآيد او را عذابى كه رسوا كند او را و كيست كه او دروغگوست و چشم در راه باشيد كه من با شما چشم در را هم ( 93 ) و چون آمد امرها رهانيديم شعيب را و آنان كه گرويدند با او برحمتى از ما و گرفت آنان را كه ستم كردند فرياد مهلك پس گرديدند در خانه‌هاشان بر جاى ماندگان ( 94 ) كه گويا اقامت نداشتند در آنها آگاه باشيد هلاك مر مدين را هم چنان كه هلاك شد ثمود ( 95 )
قوم گفتند از شعيب البته نيست * فهم بسيارى ز گفتارت كه چيست
ما تو را بينيم اندر خود ضعيف * زان نباشيمت بآزردن حريف
گر نمىبودند قومت از كبار * ما تو را كرديم ايندم سنگسار
نه كه خوفى بودشان زان چند تن * بلكه مىگفتند ز اعزاز اينسخن
يعنى اقوام تو باشند از گرام * ناگزيريم آن كسان را ز احترام
تو نه بر مايى عزيز و ارجمند * عزتت تا مانع آيد از گزند
گفت آيا قوم من نزد شما * عزّت ايشانراست افزون از خدا
خود گرفتستيد چون آباء پيش * امر حق را از وراء پشت خويش
هست رب من بر آنچه مىكنيد * مر محيط اعنى بران باشد پديد
اى گروه من كنيد آن را عمل * كه بران داريد امكان در محل
مىكنم من هم بر آنچه موقنم * باشد آن اندر مكانت ممكنم
زود باشد كه بدانيد اين دو كار * چون جزاى فعل گردد آشكار
تا عذاب خزى آيد بر كدام * هم كه مىگويد دروغ اندر كلام
منتظر باشيد هم من انتظار * با شما دارم عذاب كردگار
چون كه آمد امر ما ظاهر ز غيب * بد نجات از ما مگر قسم شعيب
وانكه با او بوده‌اند از مؤمنان * رحمتى بود اين زماشان بالعيان
پس گرفت آن كافران را در سبيل * صيحه‌اى كآن بود بانگ جبرئيل
گفت او موتوا جميعا در زمان * جملگى مردند بر جا ناگهان
هر كه بود اندر سراها مرده بود * همچو سنگ افتاده و افسرده بود
آن چنان كه گفتى آنجا از انام * در جهان هرگز نبد كسرا مقام
مىندانيد اينكه تا جان با تن است * دورى از رحمت بر اهل مدين است
آن چنان كه دور گشتند آن ثمود * خود هلاك اين هر دو را از صيحه بود

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 96 تا 108 ]

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ ( 96 ) إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ ( 97 ) يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ( 98 ) وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ( 99 ) ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ ( 100 ) وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ( 101 ) وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ( 102 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ ( 103 ) وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ ( 104 ) يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ ( 105 ) فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ ( 106 ) خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ( 107 ) وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ ( 108 ) و بدرستى كه فرستاديم موسى را بآيتهاى ما و حجتى روشن ( 96 ) بسوى فرعون و جماعتش پس پيروى كردند امر فرعون را و نبود امر فرعون درست ( 97 ) پيش رو مىرود قومش را روز قيامت پس درآورد ايشان را در آتش و بد است انجاى ورود كه ورود يافته شده ( 98 ) و از پى كرده