بحقيقت رسانيديم شما را آنچه فرستاده شدم به آن بسوى شما و جانشين گرداند پروردگار من گروهى را غير شما و ضرر نمىرساند او را چيزى بدرستى كه پروردگار من بر همه چيزى نگهبانست ( 57 )
و چون آمد فرمان ما رهانيديم هود را و آنان كه گرويده بودند با او برحمتى از ما و رهانيديم ايشان را از عذاب درشت ( 58 )
و اينقوم هود انكار كردند آيتهاى پروردگارشان را و نافرمانى كردند پيغمبران او را و پيروى كردند فرمان هر سركش حق ناپذير را ( 59 )
و پى آورد شدند در اين دنيا لعنت را و روز قيامت آگاه باشيد بدرستى كه عاد كافر شدند پروردگارشان را آگاه باشيد هلاك باد مر عاد را كه قوم هودند ( 60 )
در بيان ذكر هود « ع »
قصهء ديگر بر اين مقصود گفت * و الى عاد اخاهم هود گفت
ما فرستاديم يعنى سوى عاد * هود را كو بود ناهى از فساد
گفت يا قوم اعبدوا اللَّه و اتقوا * كه شما را نيست معبودى جز او
خود شما نبويد غير از مفترون * ز اتحاد آن شريكان بر فسون
من نخواهم از شما اى قوم من * مزد تبليغ رسالت بىسخن
نيست مزدم جز برانكو آفريد * مر مرا داريد هيچ از عقل و ديد
عاديان را قطع باران شد سه سال * كاندر افتادند در قحط و و بال
هم عقيم و عاقران نسوانشان * زين دو محنت شد جهان زندانشان
هود گفت آمرزش اى قوم از خدا * باز خواهيد از پى دفع عنا
پس بسوى او شما گرديد باز * كو بود بر بندگانش كارساز
بر شما باران فرستد ز آسمان * قوّت اندر قوّت افزايد عيان
گردد اولاد شما يعنى زياد * دفع دشمن تا نمايند از بلاد
رو نتابيد از من از اعراضها * از گنهكارى خود و اغماضها
قوم گفتند ايچ ناوردى تو پيش * حجتى بر صحت دعوى خويش
ما نه معبودان خود را تاركيم * از كلام تو كه گويى مشركيم
هم تو را ما نيستيم از مؤمنين * زانچه گويى از نصيحتها و دين
هم نگوييمت بشأن الا اعتراك * از الهانت رسيده رنج و پاك
كردهاى ذمّ الهان بس فزون * مر تو را ز ايشان رسيده اين جنون
گفت من گيرم خدا را بر گواه * هم شما را خود گوه بىاشتباه
آنكه بيزارم ز انبازانتان * وانچه بپرستيد جز حق بازتان
كيد پس با من كنيد از اهتمام * مر شما خود با خدايان بالتمام
با هم از شورا نماييد انجمن * متفق گرديد در اهلاك من
پس مرا مهلت بندهيد از هلاك * كز شما در دل ندارم هيچ باك
زانكه من كردم توكل بر خدا * كوست رب ما و هم رب شما
نيست مر جنبندهاى الا كه حق * موى پيشانيش گيرد بر نسق
اخذ موى ناصيت تمثيل دان * ز اقتدارش بر تمام كن فكان
بر خلايق مالك است و مقتدر * ذو التصرّف بر تمام جهر و سر
هست ربم بر صراط مستقيم * فعل او بر حق و عدلست از قديم
ميكشاند سوى خود بر ربيت * هر وجودى را به قدر آن سمت
پس كنيد اعراض هيچ ار زين كلام * پس رساندم من رسالتها تمام
آنچه بفرستاده گشتم من بر آن * مر شما را آن رساندم با نشان
گر كنيد اعراض پس پروردگار * قوم ديگر آورد در روزگار
تا كه باشند آن شما را جانشين * وز شما يك تن نماند در زمين
هم بنتوانيد تا چيزى ضرر * بر من آريد ار نباشد در قدر
زانكه آن پروردگار فرد حى * مر نگهبانست خود بر كل شىء
واندر آن هنگام كامد امر ما * بر عذاب آن سان كه بود اندر قضا
هود را داديم در ساعت نجات * وانكه با او داشت در ايمان ثبات
امر حق شد تا روند ايشان برون * از ميان قوم از عالى و دون
چار الف ايشان معيّن بودهاند * كز يقين بر هود مؤمن بودهاند
بودشان بخشايشى از ما بمشت * بر نجات از آن عذاب بس درشت
چون كه رستند از عذاب دنيوى * باز برهند از عذاب اخروى
اين قبور عاديانست و ديار * كه در احقافست پيدا ز اعتبار
استخوانهاشان سراسر سوخته * ز آتشى كز قهر بود افروخته
گر كنيد از ديدهء عبرت نگاه * بشنويد از خاكشان افغان و آه
چون كه از آيات حق سر وازدند * سركش از پروردگار خود شدند
همچنين گشتند عاصى بر رسل * هست انكار يكى انكار كل
پيروى كردند بىادراك و ديد * آن گروه از كل جبار عنيد
امر جباران بر ايشان شد مطاع * ليك ز امر حق نمودند امتناع
از پى آمد بهر ايشان لعنتى * اندرين دنيا فزون بر حسرتى
همچنينشان در قيامت لعنت است * دورى آنها را ز لطف و رحمت است
مىبدانيد آنكه بر پروردگار * عاديان گشتند منكر ز اختيار
مىبدانيد آنكه در يوم القيام * عاديان دورند از رحمت تمام
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 61 تا 68 ]
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ( 61 ) قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ( 62 ) قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ( 63 ) وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ ( 64 ) فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ( 65 )
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ( 66 ) وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ ( 67 ) كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ ( 68 )
و بسوى ثمود برادرشان صالح را گفت اى قوم بپرستيد خدا را نيست شما را هيچ خدايى جز او آفريد شما را از