تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
در دل اعنى مىبگيرند آن گروه * كينه از پيغمبر صاحب شكوه
تا از او دارند پنهان سرّ خويش * مطلع ز ايشان نگردند اهل كيش
از عداوتهاى خويش از ناقبول * مىبپوشند از خدا و از رسول
فرقه‌اى بودند از اهل نفاق * كه بديدند ار نبى را ز اتفاق
مىكشيدندى عباها را بسر * تا نبينند آن جمال نيك فر
هم نبيند مصطفى شأن در عبور * كينه مىكردند پنهان در صدور
مىبدانيد اينكه چون بر سر ثياب * ميكشند از بد دلى و از ناصواب
داند آن داناى پيدا و نهان * آنچه را دارند در قلب و زبان
هست يكسان پيش آن داناى سر * گر عيان سازند آن يا مستتر
گو بود آگاه از سر صدور * داند اندر سنگ خارا حال مور
در زمين جنبندهء نبود مگر * بر خداوند است رزقش در مقر
جمله حيوانات را اندر حيات * جايگه‌شان داند و هم در ممات
گفته بعضى آنكه باشد مستقر * از زمين مأواى كل جانور
ليك مستودع بود جا باليقين * قبل از استقرار ايشان در زمين
يعنى اندر بيضه و صلب و رحم * جمله در لوحست محفوظ اين مهم
اوست آن كس كه به شش روز آفريد * اين سماوات و زمين را بر پديد
عالم جسمانى اعنى شش جهت * بهر او فرض است نزد معرفت
بود پيش از خلقت ارض و سما * عرش را بر آب بنياد و بنا
عرش باشد عقل اول اى سنى * كآن بود بر علم اول مبتنى
بد مقدم غيب مطلق بر شهود * يعنى اين اجسام كونى در نمود
با تو گفتم شرح خلقت پيش از اين * گر بيادت نيست در دفتر ببين
آزمايد تا شما را در مقام * تا نكوتر از عمل باشد كدام

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 7 تا 16 ]

وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِينٌ ( 7 ) وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 8 ) وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ ( 9 ) وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ( 10 ) إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ ( 11 ) فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ( 12 ) أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 13 ) فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ( 14 ) مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ ( 15 ) أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 16 ) و اوست كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز و بود عرش او بر آب تا بيازمايد شما را كه كدامتان نيكوتريد در كردار و اگر بگوئيد بدرستى كه شما باشيد برانگيخته شدگان از پس مرگ هر آينه گويند آنان كه كافر شدند نيست اين مگر جادوى آشكار ( 7 ) و هر آينه اگر باز پس اندازيم از ايشان عذاب را تا مدتى شمرده شده هر آينه مىگويند چه بازداشت آن را آگاه باشيد روزى كه بيايد ايشان را نخواهد شد گردانيده از ايشان و فرو آمد بايشان آنچه بودند كه بان استهزا ميكردند ( 8 ) و هر آينه اگر بچشانيم انسان را از خود رحمتى پس برداريم آن را از او بدرستى كه او هر آينه نوميد و ناسپاس است ( 9 ) و هر آينه اگر بچشانيم او را نعمتى پس از سختى برنجى كه مس كرد او را هر آينه مىگويد البته كه رفت بديها از من بدرستى كه او هر آينه شادمان نازنده است ( 10 ) مگر آنكه صبر كردند و كردند كارهاى شايسته آنها مر ايشانراست آمرزش و مزدى بزرگ ( 11 ) پس شايد تو ترك‌كنندهء باشى برخى از آنچه وحى فرستاده مىشود به تو و تنگ مىشود به آن سينه‌ات كه مىگويند چرا فرستاده نشد بر او گنجى يا نيامد با او فرشته جز اين نيست كه تو بيم‌كننده و خدا بر همه چيزى وكيل است ( 12 ) يا مىگويند بدروغ بر بسته آن را بگو پس بياوريد ده سوره مانند آن بر بافته شده‌ها و بخوانيد هر كه را توانيد از جز خدا اگر هستيد راستگويان ( 13 ) پس اگر اجابت نكردند مر شما را پس بدانيد كه آنچه فرو فرستاده شد بعلم خداست و آنكه نيست خدايى مگر او پس آيا شما منقادانيد ( 14 ) كسى كه باشد كه بخواهد زندگى دنيا و زينت آن را تمام مىدهيم بايشان كردارهاشان را در آن و ايشان در آن كم كرده نشوند ( 15 ) آنها آنانند كه نيست مر ايشان را در