وانكه گمره شد جز اين نبود كه هم * گمره او بر نفس خود گشت از ستم
من نباشم مر نگهبان بر شما * كشتهء خود بدرود هر كس بجا
پيروى كن اى محمد « ص » آنچه وحى * مىشود سوى تو اندر امر و نهى
ثابت اندر دعوت خود باش و هم * صبر كن بر هر چه بينى رنج و غم
صبر كن يعنى كه تا يا بى ظفر * ز امر ما بر مشركان خيره سر
صبر كن تا حق كند حكم از يقين * كاو بود بر خلق خير الحاكمين
سورهء يونس بعون شاه جود * شد تمام اكنون كنم تفسير هود
جمله گويند اهل تفسير و كتاب * مكى است اين سوره وين باشد صواب
گر كس از آيات او پرسد عدد * بيست و سه آيت است از بعد صد
سورة هود
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 1 تا 6 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ( 1 ) أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ ( 2 ) وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ( 3 ) إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 4 )
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 5 ) وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ ( 6 )
بنام خداى بخشندهء مهربان
كتابيست كه محكم گردانيده آيتهايش پس تفصيل داده شد از نزد درست كردار آگاه ( 1 )
كه نپرستيد مگر خدا را بدرستى مر شما را از آن بيمكنندهء و مژده دهندهام ( 2 )
و آنان كه آمرزش خواهيد از پروردگارتان پس بازگشت كنيد بسوى او كه برخوردار كند شما را برخوردارى نيكو تا مدتى نام برده شده و مىدهد هر صاحب فضلى را فضلش و اگر رو گردانيده پس بدرستى كه من مىترسم بر شما از عذاب روز بزرگ ( 3 )
بسوى خداست بازگشت شما و او بر همه چيزى تواناست ( 4 )
آگاه باشيد كه آنها سكن مىدهند سينههاشان را تا پوشيده دارند از او آگاه باشيد هنگامى كه بر سر مىكشند جامههاى خود را مىداند آنچه آشكار مىكند و آنچه پنهان مىدارند بدرستى كه او داناست بذات سينهها ( 5 )
و نيست هيچ جنبنده در زمين مگر بر خداست روزيش و مىداند قرارگاهش را و امانتگاهش را همگى باشد در كتابى روشن ( 6 )
بعدبسم اللَّه نمايد ابتدا * حقتعالى از الف وز لام و را
گفتهايم از پيش شرح اين حروف * مبدأ اسماست گر دارى وقوف
اوليت از الف باشد مراد * لام و را آن لطف و رحمت بر عباد
از الف يا قصد امر حضرت است * لام اشارت بر لزوم طاعت است
لازم اعنى شد بخلقان طاعتش * مستحق گردند تا بر رحمتش
زان فرستاد اين كتاب استوار * جمله آياتش به صحت برقرار
حاكم او ما بين خلقان در نسق * باز تا دانند باطل را ز حق
پس جدا كرده شده است ار وى تمام * آنچه محتاجند خلق از هر مقام
سوره سوره آيه آيه بر ملا * حق و باطل را كند از هم جدا
نازل از نزد خدا و بىنظير * كو بخلق خود حكيم است و خبير
قصد اينست از كتاب و انبيا * تا كه نپرستيد چيزى جز خدا
اى محمد « ص » گو شما را من ز وى * مىدهم بيم و بشارت پى به پى
مغفرت خواهند تا از كردگار * پس به او گرديد باز از اختيار
بهره تا بدهد شما را ذو الجلال * بهرهء نيك از نعم وز عمر و مال
صحت و امنيت و رزق و روان * تا زمانى كه رسد بر سر زمان
بهرهء نيك از جهان يا آن بود * كه روا حاجات خلق از وى شود
شكر منعم يا كه بر هر نعمت است * يا كه خلق نيك و حسن نيت است
تا بهر ذى فضلى اندر دو سراى * مر جزاى فضل او بدهد خداى
ور كه برگرديد پس من بر شما * ترسم از روزى بزرگ اندر بلا
روزى اندر هول و محنت بس عظيم * هر دلى اندر وى از وحشت دو نيم
هست برگشت شما يك جا بوى * كه توانا باشد او بر كل شىء
مىبدانيد اينكه در هم سينهها * مىنوردند آن كسان از كينهها