تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
شما را عذابى دردناك و بدل شما مىگيرد گروهى غير شما را و ضرر نمىرسانيد او را چيزى و خدا بر همه چيز تواناست ( 39 ) اگر يارى نكنيد او را پس بحقيقت يارى كردش خدا وقتى كه بيرون بردندش آنان كه كافر شده بودند دويم در وقتى كه آن دو در غار بودند هنگامى كه مر همراهش را كه اندوه مخور بدرستى كه خدا با ماست پس فرو فرستاد خدا آرامش را بر او و تقويت كردش بلشگرهايى كه نمىديد آنها را و گردانيد كلمه آنان را كه كافر شدند پايين و كلمه خدا آنست بالا و خدا غالب درست كردار است ( 40 ) بيرون رويد سبك و گران و جهاد كنيد بمالهاتان و جانهاتان در راه خدا آن بهتر است شما را اگر باشيد بدانيد ( 41 ) اگر بودى متاعى قريب الوصول و سفرى آسان هر آينه پيروى كرده بودند ترا و ليكن دور شد بر ايشان مسافت و به زودى سوگند خواهند خورد به خدا كه اگر توانسته بوديم هر آينه بيرون آمده بوديم با شما هلاك ميگردانيدند نفسهاى خود را و خدا ميداند كه ايشانند هر آينه دروغگويان ( 42 ) عفو كرد خدا از تو چرا دستورى داد ايشان را تا آنكه ظاهر مىشد مر ترا آنان كه راست گفتند و مىدانستى دروغگويان را ( 43 ) دستورى نمىخواهند از تو آنان كه ميگروند به خدا و روز بازپسين كه جهاد كنند بمالهاشان و جانهاشان و خدا داناست بپرهيزكاران ( 44 ) جز اين نيست دستورى نمىخواهد از تو مگر آنان كه نمىگروند به خدا و روز بازپسين و شك كرد دلهاشان پس ايشان در شكشان متردد ميباشند ( 45 )

در بيان غزوه تبوك

مر شما را اى گروه مؤمنين * چيست چون گويند چاوشان دين
كز مكان در راه حق بيرون رويد * از گرانى بر زمين مايل شويد
ز آخرت راضى شديد آيا شما * بر حيات دنيوى از ناروا
پس نباشد اين حيات دنيوى * غير اندك نزد دار اخروى
گر كه نى بيرون رويد اندر قبول * سوى حربى كه بود امر از رسول
بر شما باشد عذابى دردناك * حق شما را سازد از وجهى هلاك
هم بدل سازد شما را در ظهور * جز شما بر قومى از نزديك و دور
هم بنتوانيد چيزى تازيان * خود رسانيدش ز تعطيل زمان
خود بهر چيزيست قادر در وجود * كه هم از وى دارد او بود و نمود
نصرت ار ندهيد بر پيغمبرش * داد حق نصرت هم او شد ياورش

رفتن پيغمبر « ص » بغار ثور

چون كه بنمودند كفارش برون * قصد قتلش هم نمودند از كمون
رفت و بو بكرش به صحبت يار بود * ثانى اثنين إذ هما فى الغار بود
خفت آن شب مرتضى در بسترش * رفت با يار او بغار از كشورش
صبح رفتند از پى او مشركان * تا بغار ثور از راه و نشان