پسر خداست اين گفتارشانست بدهنهاشان مانند ميشوند گفتار آنان را كه كافر شدند از پيش كشت ايشان را خدا چگونه برگردانيده مىشوند ( 30 )
گرفتند دانايانشان را و زاهدانشان را صاحبها از جز خدا و مسيح پسر مريم و فرموده نشدند مگر آنكه پرستش كنند الهى يگانه را نيست خدايى مگر او منزه است از آنچه شريك ميآورند ( 31 )
مىخواهند كه فرو نشانند نور خدا را بدهنهاشان و ابا دارد خدا مگر آنكه تمام كند نور خود را و اگر چه كراهت دارند كافران ( 32 )
اوست كه فرستاد رسولش را به هدايت و دين حق تا غالب گرداند آن را بر دين همهاش و اگر چه كراهت دارند شركآورندگان ( 33 )
اى آن كسانى كه گرويديد بدرستى كه بسيارى از دانايان و زاهدان هر آينه ميخورند مالهاى مردمان را بباطل و باز ميدارند از راه خدا و آنان كه نهفته مينهند طلا و نقره را و انفاق نمىكنند در راه خدا پس بشارت ده ايشان را بعذابى دردناك ( 34 )
روزى كه افروخته شود بر آنها در آتش دوزخ پس داغ كرده شود به آنها پيشانىهاشان و پهلوهاشان و پشتهاشان اين است آنچه نهاديد نهفته براى خودهاتان پس ببخشيد آنچه را بوديد نهفته مىنهاديد ( 35 )
بدرستى كه شمار ماهها نزد خدا دوازده است در كتاب خدا روزى كه آفريد آسمانها و زمين را از آنها چهار حرام اينست دين درست پس ستم مكنيد در آنها بر خودهاتان و كارزار كنيد با مشركان همگى هم چنان كه كارزار ميكنند با شما همگى و بدانيد كه خدا با پرهيزكارانست ( 36 )
جز اين نيست تغيير دادن ماههاى حرام زيادتيست در كفر اضلال كرده مىشوند به آن آنان كه كافر شدند حلال مىگردانند آن را سالى و حرام مىگردانند آن را سالى تا موافقت نمايند با شمار آنچه حرام گردانيد خدا پس حلال مىگردانند آنچه را حرام كرد خدا آراسته شد مر ايشان را بدى كردارشان و خدا راه ننمايد گروه ناگروندگان را ( 37 )
آمد اين آيت كه بپذيرد يقين * حق ز هر كس خواست توبه بعد ازين
يعنى آن ايمان نخواهد شد قبول * كه ز صدق دل نباشد بر رسول
هم چنان كه فرقهء زان مردمان * بازگشتند از حق اندر نهروان
حق بود زان تائبان توبهپذير * كه نماند هيچشان شك در ضمير
پس بر ايشان حقتعالى بيگمان * هست آمرزندگان و مهربان
اى گروه مؤمنان دانيد پس * مشركان باشند در معنى نجس