تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
امرها را تا آمد حق و ظاهر شد فرمان خدا و ايشان بودند ناخوش‌داران ( 48 ) و از ايشان كيست كه مىگويند دستورى ده مرا و بفتنه مينداز مرا آگاه باش كه در فتنه افتادند و بدرستى كه دوزخ هر آينه احاطه كننده بكافر است ( 49 ) اگر برسد ترا خوبى بد مىآيد ايشان را و اگر برسد تو را مصيبتى مىگويند بتحقيق گرفتيم كارمان را از پيش و بر كردند و ايشان باشند شادمانان ( 50 ) بگو هرگز نمىرسند ما را مگر آنچه را نوشت خدا بر ما اوست صاحب اختيار ما و بر خدا پس بايد توكل كنند گروندگان ( 51 ) بگو آيا انتظار مىبريد بما مگر يكى از دو خوب را كه نصرت و شهادتست و ما انتظار مىبريم بشما كه برساند بشما خدا عذابى از نزدش يا بدستهاى ما بس انتظار كشيد بدرستى كه ما با شما انتظار كشندگانيم ( 52 ) بگو انفاق كنيد خواه يا ناخواه كه پذيرفته نخواهد شد از شما بدرستى كه شما هستيد گروهى نافرمان بران ( 53 ) و منع نكرد ايشان را كه قبول كرده شود از ايشان نفقه‌هاى ايشان مگر آنكه ايشان كافر شدند به خدا و برسولش و نيايند به نماز مگر و ايشان كاهلان و نفقه نمىكنند مگر و ايشانند ناخوش‌داران ( 54 ) پس شگفت نياورد ترا مالهاى ايشان و نه فرزندانشان نمىخواهد خدا مگر اينكه عذاب كند ايشان را به آنها در زندگانى دنيا و هلاك شود نفسهاشان و آنها باشند كافران ( 55 ) و سوگند مىخورند به خدا كه ايشان هر آينه از شمايند و نيستند آنها از شما و ليكن ايشان گروهىاند كه مىترسند ( 56 ) اگر مىيافتند پناهى يا غارهايى يا سوراخ در خزيدنى هر آينه عدول كرده بودند به آن و ايشان بشتاب مىرفتند ( 57 ) و از ايشان كيست كه عيب مىكند ترا در صدقه‌ها پس اگر داده شدند از آنها خشنود گشتند و اگر داده نشدند از آنها آن گاه ايشان خشم مىكنند ( 58 ) و اگر آنكه ايشان راضى شده بودند به آنچه دادشان خدا و رسولش و گفتندى بس است ما را خدا زود باشد كه بدهد ما را خدا از فضلش و رسول او بدرستى كه ما بسوى خدا رغبت‌دارندگانيم ( 59 ) جز اين نيست صدقه‌ها از براى درويشانست و درماندگان و كاركنان بر جمع صدقات و آنان كه بدست آورده شده دلهاشان و در آزاد كردن گردنها و قرض دادن مفلسان و در
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 299 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه