راه خدا و راه گذران محتاج قرض كردنى از خدا و خدا داناى درست كردار است ( 60 )
ور اراده مىنمودند از رضا * تا برون آيند ايشان بر غزا
مىنمودندى مهيا برگ و ساز * كان به كار آيد سفر را در جواز
حق كراهت داشت ليكن بيشتر * ز انبعاث اين جماعت بر سفر
آمدندى گر كه اينان بر جهاد * زان جوى حاصل نبود الّا فساد
بازشان پس داشت از ترس از غزا * گفته شد باشيد اندر خانهها
در سراى خود نشينيد اين چنين * خائف و ترسنده دل با قاعدين
در ميانتان آمدندى گر برون * نى شما را جز تباهى شد فزون
وضع مىكردند ما بين شما * از سخنچينى فساد و فتنه را
فتنه مىجستند بين مردمان * ترس مىدادندتان از روميان
در شما دارند جاسوسان مگر * كه بر ايشان مىبرند از ره خبر
حق بود آگه به حال ظالمين * فتنه مىجستند آنچه پيش ازين
هم بگرداندند بهرت بارها * از مكايد و از حيل در كارها
نصرت و تأييد شاهى تا رسيد * امر حق گرديد از پنهان پديد
وانكسان كاره بدند از كار تو * و از ظهور نصرت و آثار تو
هم كسى گويد از ايشان كه مرا * اذن ده تا باز مانم در سرا
تو ميفكن مر مرا اندر فتن * تا شود ضايع منال و مال من
يا ز لا تفتنّي اين باشد مراد * نفكن اندر ترك امرم بر فساد
چون نباشد ممكن از بهرم سفر * گر كنى تكليف افتم در خطر
دان كه ايشان در فساد افتادهاند * دل بكفر و بد دلى بنهادهاند
مر جهنم كافران را دم بدم * خود محيط است و فرا گيرنده هم
بر تو نيكى گر رسد ز آهنگها * از غنيمت وز ظفر در جنگها
از حسد گردند پس اندوهناك * ور مصيبت رو كند و اشكست و باك
مىبگويند اين چنين از رأى خويش * ما گرفتيم احتياط خود ز پيش
چون ز مجلسهاى خود گردند باز * شادمان باشند از آن عجب و ناز
اى محمد « ص » گو تو بر ما كى رسد * غير از آنچه شد نوشته در سند
يعنى اندر لوح كانجا بالوضوح * داده ما را اختصاص اندر فتوح
كارساز ماست او در كل حال * مؤمنان را هست بر وى اتّكال
چشم ميداريد هيچ آيا شما * از دو نيكى جز يكى كايد بما
گر كه بكشيم آن فتوح و نصرتست * كشته ور گرديم روضه و رحمتست
چشم هم داريم ما كز حق عذاب * بر شما آيد ز خسف و انقلاب
يا كه اندر دست ما هنگام حرب * بر شما پيوسته آيد قتل و ضرب
پس شما باشيد بر ما منتظر * آنچه كان نيكيست اندر جهر و سر
بر شما داريم هم ما انتظار * از هلاك و سوء حال و انغمار
گو كنيد از طوع و كره انفاق چون * نيست مقبول از شما افعال دون
جندب بن قيس با فخر زمن * گفت رخصت ده كه مانم در وطن
ليك بدهم از منال و مال خود * لشگرت را در تهيهء ره مدد
آمد آيت كاينست انفاق فضول * نيست اتفاقى چنين حقرا قبول
چون شما هستيد قومى فاسقين * رفته بيرون از حدود و حكم دين
منع ايشان را نكرد اندر حصول * تا از ايشان نفقها گردد قبول
جز كه ايشان بر خدا كافر شدند * هم برون از امر پيغمبر شدند
نيستشان دل بر نماز از غافلى * جز ز روى اضطرار و كاهلى
نى كنند انفاق هم از مال خويش * جز ز روى كره اندك يا كه بيش
پس نيارد در شگفتت ز اتفاق * مال و هم اولاد ارباب نفاق
زانكه نبود كثرت اولاد و مال * غير استدراج و حرمان و و بال
غير از اين نبود كه حق خواهد بدان * سازد ايشان را عذاب اندر جهان
مىرود جانشان به سختى از بدن * از علايق بر حيات پر محن
اندر آن حالى كه در كفرند سخت * كافر از دنيا برون بكشند رخت
مىخورند ايشان به حق سوگند هين * كز شما باشند در اسلام و دين
از شما وانگه نباشند آن كسان * ليك ترسند از شما اندر نهان
ملجئى يابند گر در چارهها * در جبال و قلعه و مغارهها
يا بسوراخى كه اندر وى خزند * روى از ترس شما آنجا كنند
يعنى ار بدشان پناهى در خفا * باز گشتندى با شتاب از شما
عيب جويند از تو ارباب نفاق * چون كنى تقسيم صدقات از سياق
كاين بود دور از طريق عدل و داد * بر يكى كم داد و بر ديگر زياد
پس بدلخواه خود از آن صدقهها * گر عطا يابند يابيشان رضا
ور كه نى از آن عطا داده شوند * آن زمان گيرند خشم از ناپسند
ور شوند ايشان رضا گاه قبول * بر هر آنچه حق دهدشان هم رسول
فضل حق گويند بس باشد بما * زودمان بدهد ز فضل خود عطا
در غنيمت وانكه بفرستاده است * بيش از اين بدهد كه اينك داده است
ما بسوى حق بتحقيق و يقين * راغب و اميدواريم اين چنين
حاصل اينكه گر رضا باشند و شاد * بر عطا گويند و اينسان ز اعتقاد
بهر ايشان بهتر اندر اقتضاست * هر كه راضى شد بقسمت با خداست
بعد ازان در صحت فعل رسول * مصرف صدقات را گفت از قبول
غير از اين نبود كه باشد صدقهها * بهر مسكين و فقير و بينوا
هم بود ديگر ز بهر عاملين * جامع صدقات يعنى ز اهل دين
وان بود موقوف بر رأى امام * هر چه باشد اجر او بدهد تمام
هم دگر از بهر تأليف قلوب * تا بدين گردند مايل بىكروب
هم چنان كه بر حدوث الفتى * داد خاصان را ز صدقه قسمتى
هم دگر تا گردنى در زندگى * وا رهد از قيد و بند بندگى
نزد ما آن بندگان مؤمنند * كه بتحت شدتى بر بيّنند
غارمين ديگر به معنى وام دار * كز اداى دين دارند اضطرار
قرض ايشان را ز بيت المال هم * كرد مىبايد ادا از بيش و كم
هم دگر در راه حق يعنى جهاد * صرف آن فرض است اندر انقياد
هم دگر آن رهگذر و ابن السبيل * كه ز مال خود بود دور آن خليل
حاصل آنكه اين جماعت از جهات * خاص مىباشند از بهر زكات
اين فريضه ثابتست از كردگار * كوست دانا بر حقوق و راستكار
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 61 تا 72 ]
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 61 ) يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ ( 62 ) أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحادِدِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِداً فِيها ذلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ ( 63 ) يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ ( 64 ) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ ( 65 )
لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ ( 66 ) الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 67 ) وَعَدَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ ( 68 ) كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَ أَكْثَرَ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلاقِهِمْ وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 69 ) أَ لَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهِيمَ وَ أَصْحابِ مَدْيَنَ وَ الْمُؤْتَفِكاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 70 )
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 71 ) وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 72 )
و از ايشان كسانيند كه مىرنجانند پيغمبر را و مىگويند او شنواى سخن هر كسيست بگو گوش خير است مر شما را مىگردد به خدا و تصديق مىكند گروندگان را