تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
وانگهى كه حق ندانسته هنوز * از شما تا كيست شير و كيست يوز
علم اينجا هست بر معناى ديد * از شما يعنى نديده حق پديد
تا كه آيد بىتوقف در جهاد * از شما از روى ميل و انقياد
پيشتر از حرب كى آيد بحس * مر شجاعتها ز جبن و زر ز مس
هر دو اندر علم حق معلوم بود * ليك معلوم اوست كآيد در شهود
يعنى آنچه بود در علمش نهان * بايد آن معلوم آيد در عيان
كرده نفى علم علام الغيوب * نفى معلومست زان قصد از وجوب
حاصل آنكه نيست معلوم از عيان * تا كه آيد در جهاد از مردمان
دوستى هم مىنگيريد از نهان * جز خدا و جز رسول و مؤمنان
بايد اعنى تا كه گردد در جهاد * مر پديد ايمان هر كس ز اعتقاد
امتحان اين در جهاد اصغر است * تا چه باشد در جهادى كاكبر است
اندر آنجا ترك هستى گفته‌اند * رخش و رستم هر دو بر جا خفته‌اند
منع نفس است آن ز لذات و هوا * گر تو مرد اين چنين رزمى بيا
آن جهاد ار چند سخت و مشكل است * ليك آن كار تن اين كار دل است
دست خشم و شهوت ار بستى چنان * كه نگردد باز وقت امتحان
خصم كشته دان كه در ميدان تست * ديو و آدم بندهء فرمان تست

حكايت آن مجاهدى كه در چله نشسته بود

عارفى بنشست وقتى در چله * تا ببندد راه نفس از مشغله
پس شنيد آواز چاوشان بعزم * كه بغزوه ميشدند ارباب رزم
نفس گفتش خيز و رو با غازيان * چون در اين بيغوله مانى خسته جان
گوش كن آواز اين مردان مرد * زن به از مردى كه كم جويد نبرد
كى شود مردى بعالم سرفراز * تا نگردد در نبردى يكه تاز
ام حسبتم از كتاب آور به ياد * امتحان مؤمن است از حق جهاد
گفت ننمايى تو ره بر نيكيى * دزد نارد شمع در تاريكيى
يا رب اين ره را به من هموار كن * آگهم از فكر اين غدّار كن
گشت ملهم كاين عدو از راه خاص * خويش را زين كشمكش خواهد خلاص
در رياضت بودن ار در گلشنى است * هر نفس جان كندنى و مردنى است
تا چه جاى آنكه در اين چاه تنگ * هر دمش كوبيده گردد سر به سنگ
نه كسى را باشد از حالش خبر * تا كه آرد رنج و مرگش در نظر
بر سر او را زان بود شوق نبرد * تا كه خود را وانمايد شير و مرد
كشته گويد گر شدم در رزمگاه * وا رهم از ضربت اين كينه خواه
هم بماند نام نيكم تا ابد * چون حرارت كوست باقى در كبد
ور بمانم زنده باشم مفتخر * در بالدم بر شجاعت مشتهر
كمترين آنكه شوم آزاد من * يك دو روز از زخم اين جلاد من
گفت گفتى راست ليكن اين مراد * بر نيايد هرگزت در افتقاد
در رياضت نفس را بگداختن * صعبتر باشد ز ميدان تاختن
هر دو از جان و از هوا بگذشتن است * هر گذشت او رستم و روئين تنست
بازگردم سوى تفسير اين بس است * مرد رزم آن نيست كاندر محبس است
حق بكردار شما باشد خبير * هم بر آنچه هست مخفى در ضمير

[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 17 تا 26 ]

ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ ( 17 ) إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ( 18 ) أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 19 ) الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ ( 20 ) يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ ( 21 ) خالِدِينَ فِيها أَبَداً إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ( 22 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 23 ) قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ( 24 ) لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ( 25 ) ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ ( 26 ) نباشد مر مشركان را كه عمارت كنند مسجدهاى خدا را گواهى دهندگان بر خودشان بكفر آنها ناچيز شد كردارشان و در آتش ايشانند جاودانيان ( 17 ) جز اين نيست كه عمارت ميكنند مسجدهاى خدا را كسى كه گرويد به خدا و روز بازپسين و برپا داشت نماز را و داد زكات را و نترسيد مگر از خدا پس شايد آنها كه باشند از راه يافته‌گان ( 18 ) آيا گردانيديد آب دادن و عمارت مسجد الحرام را چون كسى كه گرويد به خدا و روز بازپسين و جهاد كرد در راه خدا يكسان نباشند نزد خدا و خدا هدايت نمىكند گروه ستمكاران را ( 19 ) آنان كه گرويدند و هجرت كردند و جهاد كردند در راه خدا بمالهاشان و جانهاشان بزرگترند بمرتبه نزد خدا و آن گروه ايشانند كاميابان ( 20 ) مژده ميدهد ايشان را پروردگارشان برحمتى از او و خشنودى و بهشت‌هايى از براى آنها كه در آنهاست نعمتى ( 21 ) جاودانيان در آن هميشه بدرستى كه خدا نزد اوست مزدى بزرگ ( 22 ) اى آن كسانى كه گرويديد نگيريد پدرانتان را و برادرانتان را دوستان اگر