تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
من شما را مىدهم زنهار پس * باشم از قوم كنانه داد رس
زانكه بودند اهل مكه بيمناك * زان جماعت گفت ز ايشان نيست پاك
چون قريش از مكه بيرون آمدند * از كنانه خائف و بد دل بدند
خاستند از راه تا گردند بار * دادشان دل ديو خويى از مجاز
گفت من زان قومتان باشم پناه * برنگرديد از چنين خوفى ز راه
وز مسلمانان شما افزون تريد * در شكوه و قوت و شوكت سريد
جنگ با ايشان نشان اجتبى است * هم دليل طاعت و قرب خداست
پس چو آن هنگام ديدند از اثر * آن دو لشگر يكدگر را در نظر
بر عقب گرديد باز ابليس دون * گشت باطل يعنى آن كيد و فسون
گفت من بيزار و دورم از شما * هم ز زنهارى كه دادم بر خطا
بينم آنچه مى نبينيد آن يقين * يعنى افواج ملك را بر زمين
بهر امداد رسول و مؤمنان * پى به پى آيد ملك از آسمان
من ز حق ترسم نه كز وى ايمنم * با كسى كاو راست دشمن دشمنم
سخت باشد چون عقوبتهاى حق * نيست كس را تاب آن از ما خلق
ياد كن گفتند چون اهل شقاق * وانكه در دل بودشان رنج و نفاق
كز حياتند اين جماعت بىنصيب * دينشان داده است ايشان را فريب
زانكه با فقدان اسباب و عدو * بىسلاح و بىسپاه و بىمدد
كرده‌اند اين گونه عزم كارزار * با سپاهى همچو آتش شعله بار
گو كند هر كس توكل بر خداى * واگذارد كار خود را بيرياى
پس خداى غالب او را ناصر است * كو بهر كارى كه خواهد قادر است
بر توكل كرده‌گان از حكمتش * ميوزد پيوسته باد نصرتش

[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 50 تا 64 ]

وَ لَوْ تَرى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ ( 50 ) ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ ( 51 ) كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 52 ) ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 53 ) كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ ( 54 ) إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 55 ) الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ ( 56 ) فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ( 57 ) وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ ( 58 ) وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ ( 59 ) وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ( 60 ) وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 61 ) وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ ( 62 ) وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 63 ) يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 64 ) و اگر مىديدى هنگامى را كه مىميرانيدند آنان را كه كافر شدند ملائكه ميزدند بر رويهاشان و پشتهاشان و بچشيد عذاب سوزان ( 50 ) آن بسبب آن چيزى است كه پيش فرستاد دستهاى شما و بدرستى كه نيست خدا بيداد كننده مر بندگان را ( 51 ) چون شيوه فرعونيان و آنان كه بودند پيش از ايشان كافر شدند بآيتهاى خدا پس گرفت ايشان را خدا بگناهانشان بدرستى كه خدا نيرومند سخت عقوبتست ( 52 ) آن باينست كه خدا نباشد تغيير دهنده نعمتى را كه احسان كرد آن را بر جمعى تا آنكه تغيير دهند آنچه را باشد در نفسهاشان و بدرستى كه خدا شنواى داناست ( 53 ) چون شيوهء فرعونيان و آنان كه بودند پيش از ايشان تكذيب كردند آيتهاى پروردگارشان را پس هلاك كرديمشان بگناهانشان و غرق كرديم فرعونيان را و همه بودند ستمكاران ( 54 ) بدرستى كه بدترين جنبندگان نزد خدا آنانند كه كافر شدند پس ايشان ايمان نمىآورند ( 55 ) آنان كه پيمان گرفتى از ايشان پس مىشكنند پيمان خود را در هر بار و ايشان نمىپرهيزند ( 56 ) پس اگر دريابى ايشان را در حرب پس پراكنده ساز بايشان كسى را كه باشد از پس آنها باشد كه ايشان پند گيرند ( 57 ) و اگر بترسى البته از جمعى خيانتى پس بيند از بسوى ايشان بريگستانى بدرستى كه خدا دوست نمىدارد خيانت‌كاران را ( 58 ) و نپندارند البته آنان كه كافر شدند كه پيشى گرفتند بدرستى كه ايشان عاجز نمىكنند ( 59 ) و آماده سازيد براى ايشان آنچه بتوانيد از اسباب توانايى از بستن آسان كه بترسانيد به آن دشمن خدا و دشمنان را و ديگران از غير ايشان نميدانيد ايشان را خدا