پس بر ايشان پشت ناريد از گريز * گر چه بس باشد اندك در ستيز
وانكه پشت آرد بكافر روز رزم * جز كه گردد منحرف بر ساز و حزم
يعنى از سويى رود سوى دگر * از حضانت يا ظهور كرّ و فرّ
يا بسوى قوم خود جويد پناه * خويش را تنها چو بيند در سپاه
رو بقوم حق كند هر نوبتى * هم بسردار سپاه از حاجتى
جز بدين وجه ار كند بر خصم پشت * نيست او را غير محرومى بمشت
باز گردد پس بخشمى از خدا * شد جهنم بازگشت او را و جا
از ثبات مؤمنان پاك صدر * منهزم گشتند اعدا روز بدر
از صناديد قريش اندر نبرد * كشته شد در بدر پس هفتاد مرد
هر كسى ميگفت بهر افتخار * من فلان را كشتم اندر كارزار
پس نكشتيد آن جماعت را شما * ليك حقشان كشت در وقت غزا
زانكه نصرت بر شما داد از سروش * كرد هم تشجيعتان بر قلب و هوش
هم نيفكندى تو خاك اى مصطفى * سوى اعدا بلكه افكند آن خدا
مشت خاكى را نبود آن وزن و شان * كه رود بر چشم جمله دشمنان
تا شوند ايشان به خود مشغول و پس * زانكره بكشيد مر هفتاد كس
مشت خاكى را گرفت احمد بدست * سوى دشمن ريخت از بهر شكست
رفت آن يك جا به چشم و حلقشان * پس به خود مشغول كرد از خلقشان
مشت خاكى را نباشد اين اثر * تو مشو پس غافل از عجز بشر
تو نيفكندى چو افكندى ز كف * خاك را كافكند حق بر هر طرف
يا نيفكندى تو رعب اندر قلوب * بلكه آن افكند كشاف الكروب
يا مراد از رمى طعن است از نبى * كه فكند اندر احد خود برابى
يا كه آن رميه است كافكند او بزود * روز خيبر جانب حصن يهود
كشت مردى را و رعبى اوفتاد * در يهودان وان بد از رب العباد
اهل تحقيق اندر اين معنى فزون * هستشان گفتارها از هر نمون
گويد آن كو صاحب تأويل بود * بر فنا حق بر صحابه ره نمود
گفت كشت آن فرقه را حق نى شما * تا برند از حال خود ره بر فنا
چون پيمبر باقى باللّه بود * سلب فعل از وى بفعل او نمود
كرد سلب از ما رميت آن را ز وى * بود پس دراز رميت اسرار حى
فعل را يعنى بوى منسوب كرد * اندر آن حينى كز او مسلوب كرد
چون تو افكندى خدا افكند آن * فعل تو فعل ويست اندر نشان
هر چه تو آن را كنى حق كرده است * وان ز چشم مردمان در پرده است
تا عطا مر مؤمنانرا بدهد او * هم ز نزد خود عطائى بس نكو
آن بلا آمد حسن كه بىفسوس * فانى ايشان را نمايد از نفوس
يا كه آن باشد كه بيند مبتلا * مبتلى را باز در عين بلا
حق سميع است او دعا را بشنود * هم عليم از نيت هر نيك و بد
كار اين باشد كه ديديد از فنون * كاهل حق غالب بباطل گشت چون
سست سازنده است خلاق البشر * مكر و حيلت كافران را سر بسر
در دعا بو جهل ميگفت اى خدا * زين دو فرقه دوست دارى هر كرا
نصرت آن را ده كه مىباشد احب * نزد تو در دين و توحيد و طلب
آمد آيت پس كه ان تستفتحوا * گر طلب كرديد نصرت را از او
پس بيامد فتح آن دين بر شما * كو بود فاضلتر اندر نزد ما
ايستيد ار باز باقى ماندگان * از معادات رسول پاك جان
پس شما را آن ز هر ره بهتر است * همچنين بر خير دارين اظهر است
گر شما گرديد باز از حربشان * ما بنصرت باز گرديم آن زمان
دفع نكند اجتماع و اتفاق * از شما هيچ از عقوبتهاى شاق
گر چه باشند آن جماعت بيشمار * زانكه حق با مؤمنين دستست و يار
نصرت ايشان را بود چند از عدو * در عدد باشند افزون رو برو
يا كه ان تستفتحوا در انتساب * خود بسوى مؤمنان باشد خطاب
زانكه ميگفتند با خير البشر * كن طلب از بهر ما فتح و ظفر
گفت ميبودند قومى پيش زين * كز عدو ديدند خواريها بدين
تا ز يمن بندگى و پيروى * وز شكيبايى شدند آن سان قوى
تا كه تنها يك سوارى بر ثبوت * ميشد از صنعا بسوى حضرموت
وز كسى جز حق نترسيد آن سعيد * گوسفند از گوسفندى نى رميد
همچو ايشان گر شويد اندر صفت * آن چنان گرديد هم در عاقبت
پس فرستاد آيت ايشان را خدا * فتح گر ميخواستيد از حق شما
پس رسيد آن فتح ور باز ايستيد * از كسالتها كه ميگردد پديد
يا ز ترك امر و فرمان رسول * بهتر است آن مر شما را در قبول
از تخلف يعنى ار باز ايستيد * بهتر است آن مر شما را بر مزيد
عود بر آن ور كنيد از اختيار * بر شما هم باز گرديم از قرار
پس شما را سود ندهد اجتماع * هر چه گيريد آن شود رنج و صداع
هم بر اين معنى مؤيد باشد اين * كاى گروه مؤمنان و اهل يقين
از خدا فرمان بريد و از رسول * رو نگردانيد ز امرش در قبول
وانگهى كز من شما مى بشنويد * آنچه فرمايم به قرآن مجيد
مثل آنان هم مباشيد از خطا * كه بگفتند اين شنيديم از خدا
وانكه ايشان نشنوند از فهم و هوش * نى بهم لا يسمعون دارند و گوش
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 22 تا 25 ]
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ( 22 ) وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ( 23 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ( 24 ) وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 25 )
بدرستى كه بدترين جنبندگان نزد خدا كران گنگانند آنان كه نمىيابند بعقل ( 22 )
و اگر دانسته بود خدا در ايشان خيرى هر آينه شنوانيده بود ايشان را و اگر شنوانيده بود ايشان را هر آينه روى گردانيده بودند و آنها روى گردانندگان بودند ( 23 )
اى آن كسانى كه گرويديد اجابت كنيد مر خدا و مر رسول را چون بخواند شما را براى آنچه زنده كند شما را و بدانيد كه خدا حائل مىشود ميانهء مرد و دل او و بدرستى كه اوست كه بسوى او محشور ميشويد ( 24 )
و بترسيد فتنهء را كه نرسد آنان را كه ستم كردند از شما تنها و بدانيد كه خدا سخت عقوبتست ( 25 )