تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
من نبودم غير ناچيزى فقير * تو همى گفتى عطا آمد بگير
گر شمارم نيست آن را عد و حد * قدر آن را داند آن كو داده خود
با تو ميگويم يكى از داد او * تا ز عشق افزون نمايى ياد او
اميىّ بودم من او از نزد خود * شرح صدرى داد بر من بى ز حد
تا كه عالم پر شد از عرفان من * گشت هر دانايى ابجد خوان من
گر دهى بر زبدة الاسرار گوش * تا بوقت مرگ ننشينى ز جوش
ور كه از بحر الحقايق يك و رق * بر كف آرى ره برى بر گنج حق
ور كه عرفان الحقت افتد بدست * تا ابد بىباده مخمورى و مست
نك فرو رو اندر اين بحر عميق * يعنى اين تفسير اگر باشى دقيق
تا بيابى داد حق را بالتمام * بر صفى از اين بيان و اين كلام
خود دهى انصاف كاينسان نطق و لب * خاص او باشد ز بخششهاى رب
جمع گر گردند خلق از روى عزم * صفحهء تا آورند از آن بنظم
عقل بر تصوير آن نارد رجوع * تا چه جاى آنكه آيد در وقوع
گفتم اين بر شكر داد ذو المنن * ور نه ناچيزى چگويد در سخن
چيست مورى تا كلام او بود * در مقامى وصف و نام او بود
نك بگفتار آمدم خاموش باش * نظم انفال است بشنو گوش باش

سورة الأنفال

[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 1 تا 10 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 1 ) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ( 2 ) الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ( 3 ) أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ ( 4 ) كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ ( 5 ) يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ ( 6 ) وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ ( 7 ) لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ( 8 ) إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ ( 9 ) وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 10 ) بنام خداى بخشندهء مهربان ميپرسند تو را از غنايم دار الحرب بگو انفال مر خدا راست و رسول را پس بپرهيزيد خدا را و اصلحوا ميانتان را و اطاعت كنيد خدا و رسولش را اگر هستيد گروندگان ( 1 ) جز اين نيست گروندگان آنانند كه چون ياد كرده شود خدا بترسد دلهاى ايشان و چون خوانده شود بر ايشان آيتهاى او بيفزايد ايشان را در ايمان و بر پروردگارشان توكل مىكنند ( 2 ) آنان كه برپا مىدارند نماز را و از آنچه روزى داديم ايشان را انفاق مىكنند ( 3 ) آن گروه ايشانند گروندگان براستى مر ايشانراست مرتبه‌ها نزد پروردگارشان و آمرزش و روزى خوب ( 4 ) هم چنان كه بيرون آورد تو را پروردگارت از خانه‌ات براستى و بدرستى كه پارهء از گروندگان هر آينه كراهت دارندگانند ( 5 ) مجادله مىكنند تو را در حق پس از آنكه ظاهر شده بود گويا رانده مىشوند بسوى مرگ و ايشان مىبينند ( 6 ) و هنگامى كه وعده ميداد شما را خدا بيكى از دو طايفه كه آنها مر شما راست و دوست مىداشتيد كه غير صاحب شوكت بوده باشد مر شما را و مىخواست خدا كه ثابت گرداند حق را بسخنانش و ببرّد دنبالهء كافران را ( 7 ) تا ثابت گرداند حق را و ناچيز گرداند باطل را و اگر چه كاره بودند گناهكاران ( 8 ) هنگامى كه استغاثه مىنمودند پروردگارتان را پس اجابت كرد مر شما را بدرستى كه من مدد كننده‌ام شما را بهزار از ملائكه از پى در آيندگان ( 9 ) و نگردانيد آن را خدا مگر مژده و براى آنكه بيارامد به آن دلهاى شما و نيست يارى مگر از نزد خدا بدرستى كه خدا غالب درست كردار است ( 10 )