وين قرار حق بود هم حكم اوست * كه ولد را ام و آب دارند دوست
ميرسد كى و رنه طفلى بر ثمر * بى ز مهر مادر و حبّ پدر
وين بر آدم نيست جرم ار داشت دوست * مر ولد را كاينهم از فرمان اوست
اينست شركت نى كه با ذات الاحد * مر شريك آورده آدم از ولد
يعنى اول بود واحد همشان * پس دو تا شد وين نباشد ذمشان
اين محبت لازم كونيت است * نى كه با حق در عبادت شركت است
گفت زانرو فتنهاند اولاد و مال * آدمى را باز دارند از كمال
هست توحيد موحد رستگى * از هر آنچه او راست با دل بستگى
اينست وافى نزد عقل ذو شئون * فتعالى اللَّه عما يشركون
وجه ديگر آنكه آن فرزند نيك * گشت ايشان را بدار حق شريك
آنچه حقشان كرده بود از خود عطا * شد شريك اولادشان در خيرها
كى نبيّيى با حق انباز آورد * هر نفس چون رو به او باز آورد
پس پى توبيخ مشرك گويد او * شرك آيا بر حق آرند از عتو
در عبادت با وى انباز آوريد * آنچه را كو چيز ديگر نافريد
خويش مخلوقند و مخلوقى كجا * ميتواند شد به چيزى رهنما
هيچ نتوانند تا باشند يار * زانكه ايشان را پرستد ز اختيار
نه توانند آنكه يار خود شوند * در نجاستها چو آنها را كشند
بت پرستان را بخوانيد ار بدين * پيروى نارند از طغيان و كين
هست يكسان گر شما خوانيدشان * يا خموش آئيد و لب بنديد ازان
يا كه اصنامند از آيت مراد * نيست سودى نزد خواندن در جماد
يعنى ار خوانى بتان را يا كه نى * بر تو از سنگى رسد آواز كى
جز حق آنان را كه خوانيد از اميد * چون شما باشند مملوك و عبيد
پس چو ميخوانيدشان بايد كنند * پس اجابت صادقيد ار در پسند
گر كه معبودند و مىگوييد راست * بايد از ايشان اجابت زود خواست
پايشان آيا برفتن هيچ هست * يا كه از بهر گرفتن هيچ دست
چشم يا دارند تا بينند باز * گوش يا تا بشنوند آواز و راز
ور كه مىگوييد اينها نيستشان * پس شما باشيد افضل از بتان
نيست معقول اين بنزد عقل و كيش * تا پرستد هيچكس مفضول خويش
زين سخنها مشركان ملزم شدند * پس بتخويف پيمبر آمدند
كاين الهان را نكوهش گر كنى * مى مدار از قهر ايشان ايمنى
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 195 تا 206 ]
أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ ( 195 ) إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ ( 196 ) وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ ( 197 ) وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ ( 198 ) خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ ( 199 )
وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 200 ) إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ( 201 ) وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ ( 202 ) وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 203 ) وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ( 204 )
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ ( 205 ) إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ ( 206 )
آيا ايشان را پايهاييست راه مىروند به آن يا مر ايشانراست دستهايى كه بگيرند به آنها يا مر ايشان را چشمهاييست كه به بينند به آنها يا مر ايشان را گوشهايى بشنوند به آنها بگو بخوانيد انبازانتان را پس مكر كنيد با من پس مهلت ندهيد مرا ( 195 )
به درستى كه ياور من خدائيست كه فرو فرستاد كتاب را و اوست كه يارى مىكند شايستگان را ( 196 )
و آنان كه مىخوانند از غير او نمىتوانند يارى كردن شما را و نه خودشان را يارى توانند كرد ( 197 )
و اگر نجويند آنها را بسوى هدايت نميشنوند و مىبينى ايشان را كه مينگرند بسوى تو و ايشان نمىبينند ( 198 )
بگير عفو را و امر كن بشايسته و روى بگردان از نادانى ( 199 )
و اگر از جاى در آرد تو را از شيطان وسوسهء پس پناه گير به خدا به درستى كه او شنواى داناست ( 200 )
به درستى كه آنان كه پرهيزكار شدند چون مس كند آنها را وسوسهء از ديو رجيم پند گيرند پس آن گاه ايشان بينايانند ( 201 )
و برادرانشان ميكشانند ايشان را در گمراهى پس كوتاهى نميكنند ( 202 )
و چون نيارى بايشان بآيتى گويند چرا اختيار نكردى آن را بگو پيروى نمىكنم مگر آنچه وحى مىشود به من از پروردگارم اين دليلهاى بينش بخش است از پروردگار شما و هدايت و رحمت از براى گروهى كه مىگروند ( 203 )
و چون خوانده شود قرآن پس گوش باز داريد آن را و خاموش باشيد شايد كه شما را رحمت كنند ( 204 )