تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
باز خواهند آنكه گيرند از انام * آنچه را حق كرده بر ايشان حرام
با چنين اصرار بر اخذ حرام * چشم دارند از خدا غفران تام
باز نگرفته است آيا در حساب * حق بر ايشان هيچ ميثاق كتاب
كه نگويند آن جماعت بر خدا * غير حق حرفى بنزد مدعا
خوانده‌اند آن را كه مىباشد در آن * وين نديدند اندر او فاش و عيان
مر سراى آخرت نيكوتر است * آن كسانى را كه تقوى در خور است
نيستشان آيا تعقل اندكى * بر صلاح و بر فساد خود يكى
وان كسان را كه تمسّك بر كتاب * هست وز تحريف دارند اجتناب
نيستشان ز احكام تورية انحراف * يا به قرآن كرده باشند اعتراف
هم به پا دارند بر نيكى نماز * كان بود بنياد طاعات و نياز
نزد ما ضايع نگردد يك تسو * مزدشان كارند بر اصلاح رو
زانزمان كن ياد از بهر نشان * كوه را برداشتيم از فوقشان
زانكه بر احكام تورية از دغل * بودشان اعمال در حين عمل
ظنشان بود اينكه كوه آيد فرود * بر سر ايشان سراسر در سجود
نيم رخ بر سجده نيمى بر جبل * تا بر ايشان كى فتد كوه از محل
مىبگيريد از كمال جد و جهد * بر شما داديم آنچه از روى عهد
آن زمان گفتيم يعنى در خطاب * كه بگيريد آنچه حكم است از كتاب
ياد آريد آنچه مىباشد در او * از عهود و امر و نهى و فعل و خو
تا شما باشيد مر پرهيزكار * اهل دين را در عداد و در شمار

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 172 تا 180 ]

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ( 172 ) أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ( 173 ) وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 174 ) وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ ( 175 ) وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( 176 ) ساءَ مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ ( 177 ) مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 178 ) وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ( 179 ) وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 180 ) و هنگامى كه گرفت پروردگار تو از بنى آدم از پشتهاى ايشان فرزندانشان و گواه گرفت ايشان را بر خودشان آيا نيستم من پروردگار شما گفتند آرى گواه شديم مبادا بگوئيد روز قيامت به درستى كه بوديم ما از اين بيخبران ( 172 ) يا بگوئيد جز اين نيست شرك آوردند پدران ما از پيش و بوديم فرزندان از بعد ايشان آيا پس هلاك مىسازى ما را به آنچه كردند تباه‌كاران ( 173 ) و همچنين تفصيل ميدهيم آيتها را و باشد كه ايشان بازگشت كنند ( 174 ) و بخوان بر ايشان خبر آنكه داديم او را آيتهامان پس بيرون آمد از آنها پس از پى رفت او را شيطان پس شد از گمراهان ( 175 ) و اگر ميخواستيم هر آينه برترى ميداديم او را به آنها و ليكن او اقامت كرد به زمين و پيروى كرد خواهش خود را پس مثل او مثل سگست اگر حمله مىكنى بر او زبان از دهن بيرون ميآورد و يا وا مىگذاريدش زبان از دهن بيرون ميآورد آن مثل گروهى است كه آنان تكذيب كردند آيتهاى ما را پس بخوان قصه‌ها را باشد كه ايشان انديشه كنند ( 176 ) بدند در مثل آن گروهى كه تكذيب مىكردند بآيتهاى ما و بر خودشان بودند كه ستم مىكردند ( 177 ) كسى را كه راه نمايد خدا پس اوست راه يافته و كسى را كه اضلال كند پس آن گروه ايشانند زيانكاران ( 178 ) و بحقيقت آفريديم از براى دوزخ بسيارى را از جن و آدميان كه مر ايشانراست دلهايى كه نمىيابند بان و مر ايشانراست چشمهايى كه نمىبينند بانها و مر ايشانراست گوشهايى كه نمىشنوند بانها آنها چون چهار پايان‌اند بلكه ايشان گمراه‌ترند آن گروه ايشانند بيخبران ( 179 ) و مر خدا راست نامهاى نيكو پس بخوانيدش بانها و واگذاريد آنها را كه ميل بباطل مينمايند در نامهاى او به زودى جزا داده ميشوند آنچه را بودند كه ميكردند ( 180 )