تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
نزديك دريا هنگامى كه تعدى ميكردند در شنبه چون مىآمدند ماهيانشان روز شنبه ايشان ظاهر بر روى آب و روزى كه شنبه نمىداشتند نمىآمدند ايشان را همچنين ميآزموديمشان به آنچه بودند كه نافرمانى مىكردند ( 163 ) و هنگامى كه گفتند جمعى از ايشان كه چرا پند نميدهيد گروهى را كه خدا هلاك‌كننده ايشانست يا عذاب‌كنندهء ايشانست عذاب سخت گفتند عذر خواستنى بسوى پروردگار شما و باشد كه ايشان بپرهيزند ( 164 ) پس چون فراموش كردند آنچه پند داده شدند به آن رهانيديم آنان را كه نهى مىكردند از بدى و گرفتيم آنان را كه ستم كردند به عذاب سخت بسبب بودنشان كه فسق مىكردند ( 165 ) پس چون سرباز زدند از آنچه نهى شدند از آن گفتيم مر آنان را كه بشويد بوزينگان راندگان ( 166 ) و چون اعلام كرد پروردگارت كه هر آينه برانگيخته مىشود بر ايشان تا روز قيامت كسى كه عذاب كند ايشان را بد عذابى به درستى كه پروردگار تو هر آينه زود عقوبتست و به درستى كه او هر آينه آمرزنده مهربانست ( 167 ) و جدا جدا كرديم ايشان را در زمين امتان بعضيشان باشند شايستگان و بعضى ايشان غير آن و آزموديم ايشان را براحتها و رنجها باشد كه ايشان بازگردند ( 168 ) پس ماندند از بعد ايشان خلفهايى كه بميراث گرفتند كتاب را ميگيرند متاع اين ادنى را و ميگويند به زودى ميامرزند ما را و اگر آيد ايشان را متاعى مانند آن مىگيرند آن را آيا گرفته نشد بر ايشان پيمان كتاب كه نگويند بر خدا مگر حق و خوانده‌اند آنچه در آنست و سراى آخرت بهتر است از براى آنان كه مىپرهيزند آيا پس در نمييابند ( 169 ) و آنان كه تمسك مىجويند به كتاب و بر پا داشتند نماز را به درستى كه ما ضايع نسازيم مزد مصلحان را ( 170 ) و هنگامى كه بلند كرديم كوه را بر زبر ايشان كه گويا آن سايبانى بود و گمان بردند كه آن فرود آينده به آنها بگيرند آنچه داديم شما را بقوّت و ياد كنيد آنچه در آنست باشد كه شما پرهيز كنيد ( 171 )
گو بخلق اى مردمان هستم رسول * بر شما يك جا ز حق اندر نزول
آنكه هست او را بتحقيق متين * پادشاهى سماوات و زمين
نيست معبودى جز او بيگفتگو * زنده گرداند بميراند هم او
گو رسولم زانكه دارد اين صفات * واحد است او در كمال خود بذات
پس به او آريد ايمان در اصول * هم بدانسان بر رسولش در قبول
اى نبىّ امّى آن كو بر خدا * دارد ايمان هم بآيات هدا