من اول منقادانم ( 163 )
بگو آيا جز خدا را بجويم پروردگار و اوست پروردگار همه چيز و كسب نميكند هر نفسى مگر بر او و بر نميدارد بردارنده بار گناه ديگرى را پس بسوى پروردگار شماست بازگشت شما پس خبر دهد شما را به آنچه بوديد كه در آن اختلاف ميكرديد ( 164 )
و اوست كه گردانيد شما را خليفها در زمين و برترى داد بعضى شما را بالاى بعضى بمراتب تا بيازمايد شما را در آنچه دادتان بدرستى كه پروردگار تو زود عقوبت است و بدرستى كه او هر آينه آمرزنده مهربانست ( 165 )
كو به من پروردگارم كاو خداست * رهنمايى كرده سوى راه راست
آن چنان راهى كه بس پاينده است * دين ابراهيم بر حق زنده است
مر حنيف اعنى كه از دينها تمام * برگزيد او را خليل با مقام
مى نبود او از گروه مشركين * نه يهود و نه نصارى باليقين
اين بران ميگفت كه كل عرب * آل ابراهيم بودند از نسب
مىشمردندش بسى پاك و جليل * گفت زان باشد مرا دين خليل
تا كه دلهاشان بر آن مايل شود * و از قلوب آن كفر و كين زايل شود
ور نه با آن ملت آئين رسول * بس تفاوت داشت الا در اصول
در فروعش بود افزون اختلاف * اصل را پس خواند دين بيخلاف
گو نماز و طاعت و قربانيم * بهر حج و عمرهء روحانيم
وانچه دارم زندگانى من بران * وانچه خواهم مرد به روى ناگهان
يا كه نفس زندگى و مردنم * هست حق را نوبت بسپردنم
آنكه او پروردگار عالم است * نه شريك او را نه جفت و همدمست
يا كه تفويض است اين در كل حال * امر خود را بر ارادهء ذو الجلال
تا كه او در هستى پايندهاش * هر چه ميخواهد كند با بندهاش
هم نسازى صرف شهوتها حيات * هم بوارث باز نگذارى ممات
گو كه مأمورم بر اين از رب دين * اولم من خود بكل مسلمين
گو باهل شرك آيا ز اختيار * جز خدا جويم دگر پروردگار
در عبادت تا كنم با وى شريك * هيچ معبود دگر اين نيست نيك
او بود پروردگار كل شىء * چيزها يك جا بود مربوب وى
كسب نكند هيچ نفسى هيچ بد * جز كه هم بر وى وبالش گشت رد
بر ندارد هيچ بردارندهاى * بار ديگر را بفهم ار زندهاى
هر كسى بكشد گناه خود بدوش * گر جوى دارى بسر ادراك و هوش
پس شما را در اصول و در فروع * هست بر پروردگار خود رجوع
پس خبر بدهد شما را بيخلاف * زانچه بوديد اندر آن بىاختلاف
يعنى اندر آخرت گردد عيان * اختلافاتى كه بود اندر ميان
اوست آن كس كه شما را در زمين * مر خليفه ساخت بعد از سابقين
همچنين برداشت در پيرايهها * بعضتان را فوق بعضى پايها
آزمايد تا شما را بالمآل * در هر آنچه داده است از جاه و مال
در غنا تا كيست شاكر بىقصور * همچنين در فقر و نادارى صبور
آورد پروردگارت از حدود * در عقوبت ناسپاسان را بزود
هم وى آمرزنده است و مهربان * بر تمام صابران و شاكران
شكر نعمت بر صفى تحقيق يافت * كاو بتفسيرى چنين توفيق يافت
داد نعمت پيش ازان كايد بنقل * صحت و امنيت و ادراك و عقل
وانچه لازم باشدم در زندگى * بى ز رنج و منت و شرمندگى
داده اندر عين آسايش مرا * از كمال و فضل و بخشايش مرا
نعمت ديگر كه دارد اختصاص * بر من از خلق جهان از عام و خاص
بر گشودم نطق و لب بىاضطراب * تا كنم نظم اين كتاب مستطاب
اين گمان هرگز نبودم كه تمام * سورهء انعام گردد از كلام
شكر اين نعمت كنم پيوسته من * تا شود نعمت زياد اندر سخن
شكر چون افزوده گردد نعمتم * هم شود افزون ز فضل حضرتم
پس بنظم آرم كلام اللَّه را * تا به آخر چون نمايد راه را
بر زبان و عقل فيروزى دهد * هم ز خوان معرفت روزى دهد
عفو كن يا رب گناه بيحدم * وز ره توحيد بر تا مقصدم
فضل كن اكرام كن توفيق ده * صدر شرح و دانش و تحقيق ده
تا قلم گيرم مر آن الطاف را * نظم سازم سورهء اعراف را
سورة الاعراف
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 1 تا 13 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
المص ( 1 ) كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 2 ) اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ ( 3 ) وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ ( 4 )
فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلاَّ أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ( 5 ) فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ ( 6 ) فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبِينَ ( 7 ) وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 8 ) وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ ( 9 )
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلاً ما تَشْكُرُونَ ( 10 ) وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ( 11 ) قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ ( 12 ) قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ( 13 )
بنام خداى بخشندهء مهربان
كتابيست فرو فرستاده شد به تو پس نبايد كه باشد در سينه تو تنگى از آن تا بترسانى به آن و پند دادنيست مر گروندگان را ( 2 )