محافظت مينمايند ( 92 )
و كيست ستمكارتر از آنكه افترا كرد بر خدا دروغى را يا گفت وحى كرده شد به من و وحى كرده نشد به او چيزى و كسى كه گفت زود باشد كه فرو فرستم مانند آنچه فرو فرستاد خدا و اگر به بينى هنگامى كه ظالمان باشند در سكرات مرگ و ملائكه باشند كشانيدگان دستهاى خود را كه بيرون كنيد جانهاتان را امروز جزا داده شويد عذاب خوارى بسبب بودنتان كه ميگفتيد بر خدا ناحق را و بودنتان كه از آيتهايش سركشى ميكرديد ( 93 )
و هر آينه بتحقيق كه آمدند بسوى ما تنها هم چنان كه آفريديم شما را اول بار و وا گذاشتيد آنچه را تمليك كرده بوديم شما را به پس پشتهاتان و نه مىبينم با شما شفيعان شما را كه گمان كرديد كه ايشان در شما انبازانند بحقيقت بريده شد ميانتان و گم شد از شما آنچه بوديد گمان ميكرديد ( 94 )
بدرستى كه خدا شكافنده دانه و هسته است بيرون مياورد زنده را از مرده و بيرون آورنده مرده است از زنده اينتان خداست پس بكجا رو گردان ميشويد ( 95 )
شكافنده عمود صبح و گردانيد شب را آرامگاه و آفتاب و ماه را به شماره روندگان آن تقدير خداى غالب داناست ( 96 )
و اوست كه گردانيد براى شما ستارهها را تا راه يابيد بسبب آنها در تاريكيهاى خشكى و دريا بتحقيق تفصيل داديم آيتها را از براى گروهى كه ميدانند ( 97 )
و اوست كه آفريد شما را از يك نفس پس جاى قراريست و جاى بامانت بودنى بتحقيق تفصيل داديم آيتها را براى قومى كه بفهمند ( 98 )
روشنى بخشنده و هم رهنما * مردمان را سوى ايمان و و لا
مى بگردانيد آن را بارها * صفحهها قرطاسها طومارها
آنچه خود خواهيد سازيد آن عيان * هم نهان سازيد بسيارى ازان
مر شما اينسان شديد آموخته * آنچه زان بوديد نااندوخته
يعنى آنچه ميندانستيد آن * نه شما و نه پدرهاتان عيان
قصد ميگويند زين باشد يهود * شايد ار هم عام باشد در ورود
گو فرستاد آن خداى بىنياز * آنچه آن را مى ندانستيد باز
هست محذوف الخبر اين مبتدا * ميتواند كز خبر باشد جدا
گو خدا يعنى كه سلطان دلست * بگذر از چيز دگر كو باطل است
هست افزون مبتدايى كه خبر * هست در وى چون قل اللَّه در نظر
يعنى او را خوان و باقى واگذار * حق ترا كافيست با غيرت چكار
ثم ذرهم بگذر اعنى از همه * گو بلعب خود بمانند اين رمه
واگذار اين منكران را اى رسول * در اباطيلى كه گويند از فضول
چون رجوع جمله آخر بر من است * روزى آيد كاين زبانها الكن است
گو خدا يعنى كه او از جمله بس * ما بقى از ما سوى باشد هوس
اين كتاب ما كه بفرستادهايم * بس فوائد اندر او بنهادهايم
مر مصدق وانچه را بد پيش ازو * اندر احكام و اصول از جستجو
تا كنى انذار ازان بر مكيان * وانكه گرد مكهاند از مردمان
يعنى اهل مشرق و مغرب تمام * هر كجا كز خلق باشد ازدحام
آنكه هست ايمان او بر آخرت * آرد ايمان هم بوى بيمعذرت
يعنى آن كو بر قيامت موقن است * بر كتاب و بر پيمبر مؤمن است
حافظونند آن جماعت بر نماز * كاندر او جمع است آداب نياز
كيست ظالمتر از آن كس كافترا * بر خدا بندد ز كذب و اجترا
گويد از جرئت منم پيغمبرش * با كه آيد سوى من وحى از برش