زانكه باشد دار باقى لا محال * از نوائب خالص ايمن از زوال
نيستشان آيا تعقل تا كنند * فكر در اين دار پر درد و گزند
ما نكو دانيم و هم بسيار اين * كه تو را گفتارشان سازد حزين
بر تو مينكنند تكذيب اين فرق * بل ستمكارند بر آيات حق
يعنى انكار تو انكار حق است * جاهد حق در ضلال مطلق است
همچنين كردند تكذيب رسل * كه بدندى از تو پيش اندر سبل
صبر پس كردند از هر رهگذر * هر چه شد تكذيب و ايذا بيشتر
پس بديشان نصرت مادر رسيد * صبر را نصرت ز پى گردد پديد
صبر كن يعنى تو هم تا نصرتى * عنقريب آيد پديد از فرصتى
نيست مر تغيير ده در هيچ حال * مر يكى بر وعدههاى ذو الجلال
چو آيدت ز اخبار بفرستادگان * صبر كن تا وقت نصرت با خسان
بر تو دشوار است ور اعراضشان * پس توانى گر كه بهر رفع آن
منفذى پيدا كنى اندر زمين * با فراغت تا در او گردى مكين
تا رسى زان منفذ اندر جوف ارض * بر فلك يا سلّمى سازى بفرض
بر روى بالا بران هر ساعتى * پس به يارى بهر ايشان آيتى
مر كه سازى ملجأ اندر دينشان * پس بكن آن را پى تمكينشان
حكمتش ور مقتضى بودى خداى * جمع ايشان را نمودى بر هدى
پس ز نادانان مباش اندر بسيج * كه بود ايمان اجبارى به هيچ
نيستى يعنى تو هيچ از جاهلين * دانى اينكه نيست اجبارى بدين
نيست جز اينكه اجابت مىكند * دعوتت را صامعان هوشمند
بشنوند آن را خود از سمع قبول * نى چنان كاين مشركان بو الفضول
كه ندارند ايچ گوش استماع * هم نيابند از كلامت انتفاع
مردگانند اين گروه بىخرد * كه نجنبند از صدا از جاى خود
مردگان را مىبرانگيزد خداى * دين حق را پس بدانند اهل رأى
پس بسوى آن مكافات شديد * باز برگردانده گردند از وعيد
مىبگفتند از چه از ربّش بر او * آيتى نازل نشد در جستجو
يعنى آن معجز كز او خواهيم ما * نى كلامى كز وى آگاهيم ما
گو بتحقيق آنكه بس حق قادر است * كه فرستد آيتى كآن ظاهر است
ليك ز ايشان ميندانند اكثرى * كوست موجب بر بلا و محشرى
نيست هيچ اندر زمين جنبندهاى * يا ببالش در هوا پرّندهاى
چون شما الا كه باشند امتى * در حيات و موت و سقم و صحّتى
در دلالت بر وجود صانعى * عالم و قادر بدون مانعى
اين بود تنبيه تا دانيم هم * كه نبايد كرد بر حيوان ستم
ما فرو نگذاشتيم اندر كتاب * هيچ از چيزى كه آيد در حساب
از امور علوى و سفلى تمام * ثبت بر لوح است بر هر وصف و نام
پس بسوى رب خود گردند حشر * بر جزاى فعل خود در روز نشر
وانكسان كآيات ما را بر دروغ * حمل كردند از عقول بيفروغ
گر بوند از استماع و گنگ ازان * خابط اندر ظلمت حيرت چنان
هر كرا خواهد خدا خذلان دهد * يعنى او را هم بخويش او وا نهد
هر كرا خواهد بردهم زانچه خواست * بر صراط مستقيم و راه راست
گو چه ميبينيد گر آيد عذاب * مر شما را يا قيامت ز اقتراب
يا شما خوانيد آيا جز خدا * مر عذاب آن گه كه بنمايد لقا
گر شما خود راست مىگوييد هيچ * كه خدايانند بتها در بسيج
مر بتان را مىنخوانيد آن زمان * بلكه خوانيد آن خداى انس و جان
از شما پس حق نمايد بر طرف * آنچه را خوانيد و زان داريد اسف
يعنى آنچه كشف آن خواهيد از او * هم بسويش زان عذاب آريد رو
گر بخواهد ور كه باشد حكمتش * مقتضى در دفع آن بر نوبتش
حاصل آنكه وقت درد و ابتلا * آوريد از غير حق رو بر خدا
ليك وقت استراحت در امور * غير او را ميپرستيد از شرور
ما رسولان را فرستاديم هم * آن چنان پيش از تو بر سوى امم
چون نمودند امتان تكذيبشان * پس گرفتيم از پى تأديبشان
خود ببأساء و بضراء از عرض * سختى و تنگى و قحطى و مرض
شايد از زارى به حق حاضر شوند * نادم و گريان و مستغفر شوند
پس چرا آمد چو ايشان را عذاب * رو نياوردند ما را بر جناب
گر بزارى آمدندى سوى ما * مندفع ز ايشان نموديم آن بلا
سخت ليكن گشته بد دلهايشان * ديو زينت داده بد ز اغوايشان
آنچه بودند اندر آن پندارها * مينمودند از تعجب كارها
يعنى آن ترك تضرع و ابتهال * بود از عجب اندر آن اعمال و حال
نيست هيچ از عجب و خودبينى بتر * زانكه حق را ميبرد زود از نظر
پس فراموش چون نمودند آن گروه * آنچه بد ما ذكّروا به از وجوه
يعنى از بأساء و ضراء آنچه زان * پند داده گشته بودند آن كسان
پس بر ايشان باز بگشوديم ما * باب هر چيزى ز نعمت وز نوا
بازشان هشتيم اندر سوء حال * تا بنعمت غافل آيند از مآل
اين چنين نعمت جز استدراج نيست * بهر سرها تيغ باشد تاج نيست
گفت حيدر چون تو را آيد نعم * زان حذر كن تا نباشد زهر و سم
حاصل آنكه باب نعمت ز امتحان * ما بر ايشان برگشوديم از عيان
تا بوقتى كه ازان گشتند شاد * هم بما اوتوا نمودند اعتماد
برگرفتيم آن زمانشان ناگهان * پس شد آن هنگامشان پوشيده جان
خائب و خاسر بدند و نااميد * لبس يعنى گشتشان حيرت شديد
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 45 تا 53 ]
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 45 ) قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ( 46 ) قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ( 47 ) وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 48 ) وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا يَمَسُّهُمُ الْعَذابُ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ( 49 )
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ ( 50 ) وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ( 51 ) وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ( 52 ) وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ( 53 )
پس بريده شد دنباله گروهى كه ستم كردند و ستايش مر خدا را كه پروردگار جهانيانست ( 45 )
بگو خبر دهيد اگر گرفت خدا گوشتان و چشمهاتان و مهر نهاد بر دلهاتان كيست خدايى جز خدا كه بياورد شما را به آن بنگر چگونه مكرر مىگوييم آيتها را پس ايشان اعراض ميكنند ( 46 )
بگو خبر دهيد اگر آيد شما را عذاب خدا بناگاه يا آشكار آيا هلاك كرده ميشوند مگر گروه ستمكاران ( 47 )