جز كه نبود حكم حق در شرعشان * يا كتاب حق ز اصل و فرعشان
پس بود اجراء حكم از واجبات * و اندر اين قولست اجماع ثقات
ز آرزوهاشان مكن هم پيروى * زانچه آمد بر تو تا غافل شوى
هم ز حكم راست جويى انحراف * بر كلام و ميل ايشان ز اختلاف
در ميان هر گروهى از شما * شرع و راهى وضع فرموديم ما
مر شما كاهل كتاب از ايزديد * امت موسى و عيسى و احمديد
شرع منهاجى كه بود آن حق و راست * در شما حق كرد وضع از آنچه خواست
بد مناسب يعنى آن در هر زمان * بهر نظم روزگار مردمان
نه كه ميبود آن ارادهء بر گزاف * از تناسب تا كه باشد بر خلاف
مر شريعت در لغت شد راه آب * دين بوى تشبيهش آمد بر صواب
دين هم آمد دارى ار عقل و ادب * بر حيات سرمدى اى جان سبب
ور كه حق ميخواست ميكردندتان * امتى واحد شما را در جهان
ليك خواهد مر شما را آزمود * بر هر آنچه دادتان از نفع و سود
پس شما گيريد سبقت يا گرام * جانب خيرات و نيكى بالتمام
بازگشت جمله باشد سوى حق * قطرهها راجع شود بر جوى حق
پس خبر خواهد نمود او بر شما * چون رسد وقت جزا دادن بجا
بر هر آن چيزى كه در وى اختلاف * ميكنيد از شرع و دين بىخلاف
و اينكه فرمايى تو حكم اندر حدود * بينشان يعنى نصارى و يهود
بر هر آنچه بر تو بفرستاده حق * نى بوفق ميل و آراء فرق
مى مكن بر ميل ايشان پيروى * كن حذر كز فتنهشان گمره شوى
يفتنوك اعنى كه از عذرت يهود * افكند اندر ضلالى در حدود
وعدهء ايمان دهندت از دغل * وان نباشد غير تزوير و حيل
پس كنند اعراض اگر از سوى راى * پس بدانكه باز ميخواهد خداى
كه عقوبتهاى بعضى از ذنوب * جانب ايشان رساند بالوجوب
يعنى آن اعراضشان گردد سبب * كافكند از جرمهاشان پرده رب
هم عقوبتهاى دنيا و آخرت * سوى ايشان رو كند بيمعذرت
از جلا و قتل و جزيه ضرب و شتم * كه به دنيا بهرشان گرديده حتم
تا دگر چبود عقاب اخروى * داند آن را حق بران قوم غوى
فاسقانند اكثر مردم يقين * تو مشو ز انكار ايشان دل غمين
انبيا را بودهاند از منكران * ز اهل اديان و ملل در هر زمان
اين نه مخصوص تو است و دور تو * گر يهودان منكرند از فور تو
مر يهودان بعد از آن گفتند ما * نيستيم از قلب بر حكمت رضا
آمد آيت كه كنند آيا طلب * حكم دور جاهليت را ز رب
وان تفاصل در قصاص است و ديت * در مقام قتل و جرح از معصيت
وانچه در تورات و قرآنست رد * مينمايند از فساد و از حسد
در قصاص يك نفر دو تن كشند * همچنين مردى بقتل زن كشند
بوده رسم جاهليت اين چنين * نى كه باشد در كتاب اهل دين
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 50 تا 54 ]
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ( 50 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 51 ) فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ ( 52 ) وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ ( 53 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ ( 54 )
آيا پس داورى نادانى پيش را ميجوئيد و كيست نيكوتر از خدا بداورى از براى گروهى كه يقين ميكنند ( 50 )
اى آن كسانى كه گرويديد مگيريد يهود و ترسايان را دوستان برخيشان دوستان برخىاند و هر كه دوست دارد ايشان را از شما پس بدرستى كه از ايشانست بدرستى كه خدا هدايت نميكند گروه ستمكاران را ( 51 )
پس مىبينى آنان را كه در دلهاشان مرض است ميشتابند در ايشان ميگويند ميترسيم كه برسد ما را گزند بدى پس شايد خدا كه آورد گشايش يا فرمانى از نزدش پس كردند بر آنچه نهان داشتند در تنهاشان پشيمانان ( 52 )
و گويند آنان كه گرويدند آيا اين گروه آنانند كه سوگند خوردند به خدا سختترين سوگندهاشان كه ايشان با شمايند ناچيز شد كردارهاشان پس گشتند زيانكاران ( 53 )
اى آنان كه گرويديد آنكه برگرديد از شما از دينش پس زود باشد كه بياورد خدا گروهى را كه دوست دارد ايشان را و دوست دارند او را كرم دلانند بر گروندگان در شتابند بر كافران كارزار ميكنند در راه خدا و نه ميترسند از سرزنش سرزنشكننده آنست افزونى خدا ميدهدش بهر كه خواهد و خدا فراخ رحمت داناست ( 54 )