تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 932

مساهمون:

ص٩٣٢
از آنها بما عايد نميگردد . بنا برين وجود و عدم آنها مساوى خواهد بود و ميتواند كه اين قول را وقتى گويند كه هنوز آن شركاء نزد ايشان حاضر نشده باشند
بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً
بلكه ظاهر شد بر ما كه نبوديم كه خوانده باشيم پيش از اين در دنيا چيزى را زيرا كه غرض از عبادت ايصال نفع و دفع ضرر است و چون از ايشان هيچ كدام از اينها متصور نيست پس دانسته شد كه ايشان چيزى نبوده‌اند و ما ندانسته آنها را چيزى دانسته بوديم
كَذلِكَ
چنانچه باطل كرد خداى تعالى اعمال اهل جدال را ، همچنين
يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ
ضايع و نابود ميگرداند افعال و اعمال جميع كافران و منكران حق را
ذلِكُمْ
اين بطلان كه مذكور ساختيم براى شما
بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
بسبب آنست كه بوديد شما كه خوشحال ميگرديديد در زمين به غير حق يعنى بشرك و طغيان
وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ
و بسبب آنكه بوديد شما كه بسيار نشاط ميكرديد بواسطهء توقع ايصال مكاره بر انبيا صاحب مجمع البيان گويد كه چون فرح به حق و به غير حق تحقق مييابد بخلاف مرح كه آن البته به غير حق است بنا برين اول با قيد به غير حق مذكور شد و ثانى مطلق بدون قيد مذكور گرديد . ليكن على بن ابراهيم بتوسط ابو الجارود رئيس زيديهء جاروديه از بحر زاخر امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند كه : ان الفرح و المرح و الخيلاء كل ذلك فى الشرك و العمل فى الارض بالمعصية . و ازين حديث معلوم مىشود كه فرح نيز مانند مرح در غير حق است و فى كتاب الخصال عن الاصبغ بن نباتة : قال امير المؤمنين عليه السّلام : و شعب الطمع اربع : الفرح و المرح و اللجاجة و التكبر و الفرح مكروه عند اللَّه و المرح خيلاء . ازين حديث نيز معلوم مىشود كه فرح در حق نميباشد زيرا كه حق مكروه خداى تعالى نخواهد بود
ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ
داخل شويد اى اهل كفر و شرك بدرهاى دوزخ
خالِدِينَ فِيها
حالكونى كه جاويد باشيد در آن
فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
پس بدست جاى متكبران كه آن دوزخ است .