شما را زيرا كه شما را منتصب القامه ، متناسب الاعضاء خلق كرد و استعداد بخشيد شما را بمزاولهء صنايع و اكتساب كمالات
وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ
و روزى داد شما را از مأكولات پاكيزهء لذيذه يا آنكه روزى داد شما را روزى حلال
ذلِكُمُ
يعنى فاعل اين امور كه براى شما بيان كرديم
اللَّهُ رَبُّكُمْ
خدائيست كه پروردگار شما است
فَتَبارَكَ اللَّهُ
پس بزرگوار و كثير الخير است خدايى كه
رَبُّ الْعالَمِينَ
پروردگار عالميانست
هُوَ الْحَيُّ
اوست زنده و باقى همه فانىاند
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ معبودى سزاوار عبادت مگر او
فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ
پس بخوانيد و عبادت كنيد در حالتى كه پاك سازنده باشيد
لَهُ الدِّينَ
براى او دين خود را از شرك يا طاعت خود را از ريا حالكونى كه گوينده باشيد
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
همه ستايش و ثنا مر خدايراست كه پروردگار عالميانست
قُلْ
بگو اى محمد مشركان مكه را
إِنِّي نُهِيتُ
بدرستى كه من نهى كرده شدهام
أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
ازين كه عبادت كنم آنان را كه مىپرستيد شما بجز از خداى به حق
لَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُ
وقتى كه آمد به من حجج بينه و آيات ظاهره
مِنْ رَبِّي
از نزد پروردگار من يعنى چون حق تعالى مرا عقل داد ، بدلايل عقليهء انفسيه و آفاقيه از عبادت غير خداى تعالى منهى شدم بنا برين مراد از بينات ، عقل و دلايل عقليه است پس از اينجا لازم آمد كه حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله در ابتداء تكليف تا آخر غير خداى تعالى را عبادت ننموده باشد چنانچه در واقع و نفس الامر چنين است و اگر مراد از بينات معجزات باشد لازم ميآيد كه آن حضرت قبل از نزول معجزات منهى از عبادت غير خداى تعالى نشده باشد و غيرى عبادت كرده باشد با آنكه واقع مخالف اينست
وَ أُمِرْتُ
و مأمور شدم من
أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
به اينكه انقياد نمايم مر پروردگار عالميان را .