كه در ما نحن فيه اللَّه است نتواند كه واقع شود و لفظ توب مانند توبه مصدر است و بعضى گفتهاند كه جمع توبه است ليكن مصدريت بنا بر سابق و لاحق انسب است
شَدِيدِ الْعِقابِ
اين نيز صفت اللَّه است وقتى كه بمعنى مشدّد اسم فاعل باشد و از آن استمرار خواهند يعنى خداى تعالى اين صفت دارد كه سختكنندهء عقوبت است دائما زيرا كه شديد صفت مشبهه است و اضافهء صفت مشبهه هر چند از آن استمرار خواهند افادهء تعريف نميكند و صفت معرفه واقع نميشود مگر آنكه آن را بمعنى اسم فاعل گيرند و محتملست كه اين فقرات ثلاثه بدل اللَّه باشند و درين صورت احتياج بتكلفات سابقه نيست زيرا كه توافق ميان بدل و مبدل منه در تعريف و تنكير لازم نيست چنانچه صاحب مجمع البيان گفته كه : و لو جعلته بدلا كانت المعرفة و النكرة سواء . و ذكر اين صفت بعد از مغفرت و قبول توبه به جهت آنست كه تا بنده اعتماد بر آنها ننموده و مرتكب مناهى نشود بلكه دايم ميان خوف و رجا باشد
ذِي الطَّوْلِ
و خداى تعالى اين صفت دارد كه خداوند نعمت واسعه است
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ معبودى مستحق عبادت مگر او
إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
بسوى او و جزاى اوست بازگشت همه خلايق .
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 4 تا 6 ]
ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلاَّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ ( 4 ) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ( 5 ) وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ ( 6 )
ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ
جدال نكنند در حقيقت آيات خداى تعالى
إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا
مگر آنان كه نگرويدند بخداى و برسول او . و مراد از آيات اللَّه يا قرآن است يا