فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ
پس چون برسد آدمى را سختى از فقر و فاقه و مرض
دَعانا
بخواند ما را بواسطه رفع آن . اين آيه معطوفست بر آيهء
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ
. . .
إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
و ما بين جمله معترضه است حاصل معنى اينست كه آن كس كه از ذكر خداى تعالى تنگدل مىشد و از ذكر آلههء خود خوشحال ميگشت پس اگر برسد او را ضررى و محنتى ميخواند ما را بدون انقباض و دلتنگى
ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا
پس چون بدهيم او را نعمتى از ثروت و صحت از جانب خود بطريق تفضل
قالَ
گويد
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ
ميتواند كه كلمهء ما در انما موصوله باشد و ضمير اوتيته راجع باشد بماء مذكور يعنى بدرستى كه آن چيزى كه داده شدهام من به آن چيز در مقابل دانشيست كه دارم من بر وجوه معيشت در تحصيل كفايت ، و يا در مقابل علم الهى است بر اهليت من آن نعمت را و ميتواند كه مجموع كلمهء انما بمعنى ما و الا باشد اى ما اوتيته الا على علم و ضمير اوتيته راجع شود بنعمت باعتبار چيزى از آن يعنى داده نشدهام من به چيزى از آن نعمت مگر در مقابلهء دانش من بر وجوه معاش يا دانش الهى بر اهليت من مر آن نعمت را پس حق تعالى رد اين قول مىكند و ميفرمايد كه
بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ
بلكه اين نعمت حق سبحانه و تعالى امتحان و آزمايش است مر آن شخص را تا ظاهر شود كه او بازاى اين نعمت شكر بجا مىآرد يا آنكه كافر نعمت است
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن بيشتر ايشان نميدانند كه ايصال نعمت به جهت امتحان است
قَدْ قالَهَا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
بتحقيق كه گفتند اين كلمهء «
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ
» را آنان كه پيش از ايشان بودند مثل قارون و قوم او كه تابع او بودند يعنى اين كلمهايست كه سابقين و لاحقين متنطق به آن