تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
قرآن مجيد است
لِلنَّاسِ
براى هدايت مردمان
بِالْحَقِّ
در حالتى كه متلبس براستى است
فَمَنِ اهْتَدى
پس هر كه راه حق يابد و بر وفق امر و نهى آن عمل كند
فَلِنَفْسِهِ
پس فائدهء آن مر نفس او راست نه نفس غير را
وَ مَنْ ضَلَّ
و هر كه گمراه گردد و عمل بمضمون آن نكند
فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها
پس جز اين نيست كه گمراه شود بر نفس خود و و بال آن راجع بنفس او گردد
وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ
و نيستى تو اى محمد بر ايشان نگاهبان كه جبر ايشان كنى و نگذارى كه در وادى ضلالت افتند بلكه بر تو همين تبليغ است و بس و مبناى آن بر اختيار است نه بر جبر .
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ
خداى تعالى قبض مىكند جميع نفسها را
حِينَ مَوْتِها
هنگام رسيدن مرگ آن نفوس و انقضاى آجال آنها
وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ
اى : اللَّه يتوفى التي لم تمت يعنى خداى تعالى قبض مىكند نفسها را كه نمرده‌اند
فِي مَنامِها
در حين خواب خود يعنى قبض مىكند خداى تعالى تعلق تام نفوس را كه در حين يقظه بابدان خود داشتند و تعلق فى الجمله را باقى ميگذارد تا آنكه قطع حيات آن ابدان بالكليه نشود
فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ
پس نگاه ميدارد آن نفوسى را كه حكم كرده است بر آنها مرگ را يعنى نگاه ميدارد آن نفوس را و نميگذارد كه بابدان خود برگردند و تعلق به آن ابدان گيرند
وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى
و مىفرستد نفس ديگر را كه آن نفس نائم است بسوى بدن خود تا تعلق تام شود
إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
تا وقتى كه نام برده شده كه آن وقت موت است . از ابن عباس منقولست كه در بدن آدمى دو چيز است يكى نفس و ديگرى روح ، نفس مبدأ عقل و تميزست و روح مبدأ تنفس و تحرك و ميان ايشان شعاعيست بمثابهء شعاع آفتاب هر گاه كه بنده بخواب رود حق تعالى قبض نفس او كند و روح را به حال خود واگذارد و در وقت انقضاى أجل او هر دو را قبض كند پس زوال نفس مستلزم زوال روح نيست بخلاف عكس كه زوال روح موجب زوال نفس خواهد بود و چون ابن عباس اقتباس انوار معارف و علوم از مشكاة امامت نموده بنا برين كلام او موافق
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 874 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي