آيه با صديقى كه خودشان آن را لقب ابو بكر ساختهاند باعث جمعى از مفسرين عامه به اين قول شده باشد
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ
مر ايشانراست در بهشت آنچه خواهند نزد پروردگار خود
ذلِكَ
اين ثواب عظيم
جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ
پاداش نيكوكارانست
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ
تا بپوشد خداى تعالى از ايشان بميامن اعمال نيكو
أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا
بدترين آنچه را كه كرده باشند چه جاى غير آن و ذكر اسوء نظر باهل عصمت سلام اللَّه عليهم به جهت آنست كه ارتكاب خلاف اولى از ايشان از اعظم سيئات است كه گفتهاند : حسنات الأبرار سيئات المقربين
وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ
و تا جزا دهد ايشان را پاداش اعمال حسنهء ايشان
بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ
بنيكوترين چيزى كه بودند كه عمل ميكردند يعنى مزد اعمال حسنهء ايشان موافق مزد احسن اعمال ايشانست .
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
آيا نيست خداى تعالى كفايتكننده بندهء خود را از جميع انواع ضرر ؟ استفهام براى انكار است يعنى البته خداى تعالى كفايت ضرر از بندهء خود مىكند و ميتواند كه مراد از عبد حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله باشد و محتملست كه مراد جنس عبد باشد چنانچه بعضى قراء بدل عبده عباده خواندهاند
وَ يُخَوِّفُونَكَ
و ميترسانند مشركان قريش تو را اى محمد
بِالَّذِينَ
به آنانى كه ميپرستند
مِنْ دُونِهِ
بجز از خداى بر حق و معبود مطلق جلت نعماؤه و عظمت آلاؤه و ميگويند كه ما مىترسيم كه معبودان ما از جهت عيبى كه تو آنها را ميكنى عقل تو را فاسد گردانند . على بن ابراهيم تفسير اين آيه را اينچنين روايت كرده كه « يقولون اعفنا من على و يخوفونك بانهم يلحقون بالكفار » يعنى جمعى از منافقان امت تو مىگفتند كه قبول ولايت على را از ما مخواه و ما را از طلب اين معنى معاف دار و مىترسانند تو را كه اگر ما را درين باب معاف ندارى از دين تو گذشته ملحق بكفار خواهيم شد
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ
و هر كرا كه گمراه سازد خداى تعالى يعنى او را راه بهشت ننمايد به جهت اصرار در كفر يا اينكه واگذارد آنها را در وادى ضلالت و شقاوت و سلب